Skip to content
ژانویه 12, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • انقلاب عالی‌ترین کُنش در سیاست است
  • اجتماعی
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک

انقلاب عالی‌ترین کُنش در سیاست است

فریدریش انگلس، فیلسوف و مبارز آلمانی. ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ - ۵ اوت ۱۸۹۵

نوشتهٔ اسکار سانچز سه‌را در نشریهٔ گرانما

ترجمهٔ آ. نعمت‌زاده – برای اندیشهٔ نو

چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۴

صد و سی سال بعد از مرگ فریدریش انگلس، اندیشه‌های او در مبارزهٔ مردم برای رهایی زنده است.

«ژنرال، نامی که دوستانش او را با آن صدا می‌کردند، ما را ترک کرده است. اما نبردی که مارکس و انگلس به‌عنوان پیشگامان ارتش بی‌شمار پرولتاریا رهبری می‌کردند ادامه دارد. پرولتاریای همۀ کشورها، نیروگرفته از اندیشه‌ها و شعارهای این دو، متحد شده‌اند، به تقویت اتحادشان ادامه خواهند داد، و سرانجام پیروز خواهند شد.» این سخنانی بود که پابلو لافارگ در برابر تابوت فریدریش انگلس به زبان آورد. این پزشک و اندیشمند سوسیالیست کوبایی [متولد ۱۵ ژانویه ۱۸۴۲ در کوبا و درگذشته در ۲۵ نوامبر ۱۹۱۱ در فرانسه] نه‌فقط شاگرد و داماد کارل مارکس، بلکه همراه او در مبارزه بود.

انگلس، متولد ۱۸۲۰، دوست وفادار مارکس بود که کتاب‌های خانوادهٔ مقدس و ایدئولوژی آلمانی و مانیفست کمونیست را همراه با او نوشت. با این حال، او آثار ارزندهٔ دیگری نیز از خود باقی گذاشت: آنتی‌دورینگ (Anti-Dühring)؛ منشأ خانواده، مالکیت خصوصی، و دولت؛ لودویگ فوئرباخ و پایان فلسفهٔ کلاسیک آلمان؛ و نقش کار در تبدیل شدن میمون به انسان.

عظمت فکری او پیچیده در قالب اندیشه‌ای انقلابی بود که این ارث را برای ما گذاشت که ماتریالیسم دیالکتیک یکی از بسترهای روشن‌شناسی روش‌شناسی در علوم اجتماعی است. او در دیالکتیک طبیعت همین را نشان داد.

حسن پرز کازابونا، دکتر علوم تاریخی، وقتی که به این موضوع اشاره می‌کند که انگلس مشوّق آمادگی صاحب‌نظران در رشته‌های گوناگون برای ایجاد تغییراتی با هدف از بین بردن ظلم بود، جنبهٔ یگانه‌ای از نبوغ این اندیشمند را برجسته می‌کند که حاکی از تفکر استدلالی پیشرفته است،

او در پیامی که در سال ۱۸۹۳ به کنگرهٔ دانشجویان سوسیالیست فرستاد نوشت: «انقلاب‌های بورژوایی گذشته دانشگاه‌ها را فقط برای این می‌خواستند که وکیل تربیت کنند که بهترین مادهٔ خام برای شکل دادن رهبران سیاسی بود. اما برای رهایی طبقۀ کارگر به پزشک، مهندس، شیمی‌دان، کشاورز، و متخصصان دیگر نیز نیاز است، زیرا موضوع مهارت در سمت‌گیری و تسلط بر آن است، هم سمت‌گیری ماشین سیاسی و هم سمت‌گیری تمام تولید اجتماعی. و این هدف نه با عبارت‌های قشنگ، بلکه با دانش قوی و استوار به‌دست می‌آید.»

وقتی امروز در مورد دانش، پژوهش، نوآوری،‌ و چرخه‌های تحقیق و توسعه و اطلاعات/نوآوری صحبت می‌کنیم، می‌بینیم که انگلس در زمان خودش از ما جلوتر بود و نور توجهش را دقیقاً معطوف به جوانانی کرده بود که امروز- مانند دیروز، نیرویی‌اند که تاریخ را ادامه خواهند داد.

فیدل کاسترو نیز آن نور را دید و سیل دانشی را به جریان انداخت که انقلاب کوبا را به پیش برد. آغاز آن از همان برنامه‌ای بود که در مونکادا تدوین شد و در کارزار سوادآموزی، در سال ۱۹۶۱، به‌کار گرفته شد. از همان‌جا بود که نطفهٔ کشوری گذاشته شد که دارای زنان و مردان دانشمند باشد. همان کوبایی که به‌گفتهٔ او باید شکل بگیرد.

ارزش آن سرمایهٔ انسانی، دانش ناشی از دانایی و هوش جمعی، جوهر الگوی کشوری است که ما امروز داریم. کشوری وارث درس‌ها و اندیشه‌های خوزه مارتی، لنین، مارکس، و انگلس، که امروز، ۱۳۰ سال پس از مرگ جسمانی‌اش، حضورش در برداشتِ کنش انقلابی احساس می‌شود: انقلاب عالی‌ترین کنش در سیاست است.

Continue Reading

Previous: سازمان نظام پرستاری: تعطیلی بخش‌های بیمارستانی به‌دلیل کمبود پرستار
Next: فرایند شکل‌گیری افکار عمومی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved