ابرهای قارچی ناشی از انفجار بمب اتمی در هیروشیما (چپ) و ناگاساکی (راست) عکس از By George R. Caron / Charles Levy ویکیپدیا
از وبسایت کاراز بینالمللی برای برچیدن سلاحهای هستهیی (ICAN)
ترجمه و خلاصهسازی از لیندا سارنگ – اندیشهٔ نو
سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
وقایع ۸۰ سال پیش در نیومکزیکو اغلب نادیده گرفته میشود. آمریکا پیش از ریختن بمب بر روی هیروشیما و ناگاساکی مردم خودش را بمباران کرد.
نام رمز نخستین کاربرد سلاح هستهیی ترینیتی بود. بمب پلوتونیوم که در ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵ [۲۵ تیر ۱۳۲۴] در میدان آزمایش بمب آلاموگوردو در نیومکزیکو منفجر شد از همان طرح و نوع بمبی بود که چند هفته بعد در ناگاساکی استفاده شد و منجر به مرگ دستکم ۷۰,۰۰۰ نفر شد. بمبی که در هیروشیما استفاده و منجر به کشته شدن ۱۴۰,۰۰۰ نفر شد بمب اورانیوم بود.
انفجار بمب در نیومکزیکو را آزمایش خواندند. قدرت مخرب و آن بمب و آسیبی که انفجار هستهیی به ساکنان مناطق مجاور و محیطزیست وارد کرد با این نامگذاری پوشانده میشود. برخلاف آنچه اغلب ادعا میشود و در فیلم اوپنهایمر در سال ۲۰۲۳ به تصویر کشیده شد، آن منطقه خالی از ساکنان نبود. پیامدهای آن انفجار به ۴۶ ایالت در سراسر ایالات متحد آمریکا رسید و حتی تا کانادا و مکزیک نیز گسترش یافت.
بهرغم توصیههای پزشکی مختصصان، دولت آمریکا برای تخلیهٔ مردم- چه پس و چه پس از انفجار- هیچ کاری نکرد و حتی بعضیها با «دانههای برفی سفید» [ناشی از انفجار] که از آسمان میریخت بازی کردند. کسانی که در تولاروسا در ۴۰ مایلی (۶۴ کیلومتری) محل انفجار زندگی میکردند، بر اثر انفجار از تختخوابهایشان پرت شدند و ذرات خاکستر روزها بر سر آنها ریخت که، بهگفتهٔ تینا کودووا، «روی همهچیز نشست، همهجا بود، روی خاک، در آب، … هر چیزی که مردم در سال ۱۹۴۵ پس از آن آزمایش میخوردند یا مینوشیدند آلوده بود، اما نمیدانستند.» پدر تینا کوردووا در آن زمان کودکی بیش نبود، اما [پس از انفجار اتمی] یک عمر گرفتار سرطان شد و عاقبت هم در ۷۱ سالگی بر اثر این بیماری درگذشت.
۸۰ سال پیش، آمریکا نخستین بمب هستهیی را در سرزمینهای غصبشدهٔ بومیان منفجر کرد. نه هشداری. نه جلب رضایتی. فقط مخفیکاری و رنج و بیعدالتی.
مشکلاتی که در نیومکزیکو آغاز شد زنجیرهای از رخدادهایی به راه انداخت که منجر به ۲۰۰۰ بهاصطلاح انفجار آزمایشی در سراسر جهان در دهههای بعد شد. جوامع انسانی در معرض پرتوهای رادیواکتیو قرار گرفتند و زمین و هوا و آب آنها آلوده و باعث آسیب دیدن آنها و نسلهای بعدی شد.

پذیرش مسئولیت و جبران خسارت
گسترش اخیر حیطهٔ «قانون جبران خسارت برای قرار گرفتن در معرض تابش» [پرتوهای رادیواکتیو] (RECA) و پوشش دادن افراد بیشتر، و افزایش غرامتها، گامی مثبت است، اما متأسفانه کافی نیست. فعالان خواهان گسترش این قانون برای پوشش دادن تمام سرزمین ایالتهای نوادا، آریزونا، مونتانا، گوام، و مکانهای دیگریاند که تحت تأثیر آزمایش سلاحهای هستهیی قرار گرفتهاند.
جوامع آسیبدیده از انفجارهای آزمایشی هستهیی در سراسر جهان، از جمله در آمریکا، دست به سازماندهی زدهاند و از دولتها خواستهاند که مراقبتهای بهداشتی، حمایتهای گوناگون، و غرامت برای افرادی تأمین کنند که به آنها آسیب رساندهاند. این جوامع همچنین در خط مقدم تلاشهای جهانی برای از بین بردن و برچیدن سلاحهای هستهیی از راه اعمال «پیمان منع سلاحهای هستهیی» (TPNW) هستند که تنها پیمانی است که حمایت از افراد آسیبدیده از سلاحهای هستهیی و پاکسازی محیطهای آلوده را الزامی میکند.
دیگر هرگز
از زمانی که بمب هستهیی نخستین بار در نیومکزیکو منفجر شد، کشورهای مجهز به سلاحهای هستهیی تا کنون با آزمایشهای انفجار سلاحهای هستهیی به افراد بیشماری آسیب رساندهاند. هر کشوری که با سلاح هستهیی افرادی را بمباران میکند [از جمله در آزمایشهای هستهیی] وظیفه دارد که در برنامههای آزمایشیاش مراقبت از مردم را بگنجاند. جوامعی که برای این انفجارها انتخاب میشدند معمولاً یا استعمارشده بودند یا بومیانی بودند که هیچ حق انتخابی به آنها داده نمیشد.
دولتهایی که سلاحهای هستهیی دارند به تأثیر این سلاحها بر مردم اهمیتی نمیدهند. برخی از آنها حتی سعی میکنند پژوهشهای علمی در مورد چگونگی آسیب رساندن سلاحهای هستهیی به مردم و محیطزیست را متوقف کنند. اگر آنها به مردم اهمیت میدادند، نهفقط از چنین پژوهشهایی حمایت میکردند، بلکه اساساً زرادخانههای هستهییشان را از بین میبردند.
ملیسا پارک، مدیر اجرایی کارزار بینالمللی برای برچیدن سلاحهای هستهیی (ICAN)، در مورد نخستین انفجار هستهیی در نیومکزیکو میگوید: «آنجا بیابان خالی نبود، آنطور که برخی ادعا میکنند. محل زندگی بومیان و دیگر جوامع محلی متشکل از خانوادهها، کودکان، کارگران، و کشاورزان بود. زندگی گیاهی و جانوری و مکانهای مقدس در آنجا وجود داشت. آنچه ما در اینجا از آن یاد میکنیم فقط رخدادی تاریخی مربوط به ۸۰ سال پیش نیست که با امروز ربطی نداشته باشد. انفجار ترینیتی فقط آغاز حکایت سلاحهای هستهیی بود و ما افتخار میکنیم که با همه برای نوشتن پایان آن حکایت متحد شویم.»
خاطرهای از ستسوکو تورلو، بازماندهٔ هیروشیما
من فقط ۱۳ سال داشتم که آمریکا نخستین بمب اتمی را بر روی شهر من هیروشیما انداخت. هنوز آن صبح را بهوضوح به یاد دارم. ساعت ۸:۱۵ برق نور سفید مایلبهآبی کورکنندهای از پنجره دیدم. یادم میآید که احساس شناور شدن در هوا را داشتم. بهتدریج که در سکوت و تاریکی به هوش آمدم، متوجه شدم که در ساختمان فروریخته گیر کردهام. کمکم صداهای ضعیف همکلاسهایم را شنیدم: «مادر، کمکم کن. خدایا، کمکم کن.» سپس، ناگهان، احساس کردم که دستهایی شانهٔ چپم را لمس میکند و شنیدم که مردی میگفت: «تسلیم نشو! فشار بده! دارم سعی میکنم آزادت کنم. نوری را که از آن روزنه میآید میبینی؟ هرچه سریعتر بهسمت آن بخز.»
«در همان زمان که میخزیدم، خرابهها در آتش میسوخت. بیشتر همکلاسهایم در آن ساختمان زندهزنده سوختند. هرآنجه در اطرافم میدیدم ویرانی مطلق و تصورنکردنی بود. چهرههایی شبحگونه در کنارم میدیدم. کسانی که بهطرز فجیعی مجروح شده بودند، خونریزی داشتند، سوخته بودند، سیاه و متورم شده بودند. قسمتهایی از بدنشان کنده شده بود. گوشت و پوست از استخوانهایشان آویزان بود. برخی کرهٔ چشمهایشان را در دستانشان داشتند. برخی شکمهای دریده و رودههای آویزان داشتند. بوی بد گوشت سوختهٔ انسان فضا را پُر کرده بود. به این ترتیب بود که با یک بمب شهر محبوب من نابود شد.»