شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
امید مجد – اندیشهٔ نو: فائزه مؤمنی، گزارشگر اجتماعی نشریهٔ سازندگی مینویسد: «در این روزگار که مطبوعات، رسانهها، و روزنامهنگاران در خط مقدم جبههٔ حقیقت قرار دارند، سایههای تیرهای بر سر مطبوعات و خبرنگاران ایران افتاده است. این تلخی را کسانی بهتر میفهمند که در جنگ دوازدهروزه با رژیم صهیونی، بیوقفه و با کمترین امکانات، چراغ تحریریهها را روشن نگه داشتند و در حالی که بمب و موشک بر سر مردم فرو میریخت، خبر و تحلیل به مخاطبان رساندند. همانها که شبانهروز با ایستادگی، خشونت و بحران را مستندسازی کردند و بر فراز و فرود رویدادها ایستادند. امروز اما، هر روز یک مانع تازه در برابر این سربازان بیادعا قد علم میکند؛ گویی برخی اراده کردهاند که این صداهای آگاهگر خاموش شوند. [تأکید از اندیشهٔ نو است]
«در نگاه نخست شاید بتوان گفت جنگ تمام شده و صلح بازگشته است، اما برای مطبوعات دوران سخت تازه آغاز شده است. مشکلات مالی و فنی در حالی گریبان رسانهها را گرفته است که آنها هنوز از تبعات جنگی کوتاه اما پُر خسارت رها نشدهاند.»
در ادامهٔ این گزارش آمده است: «یکی از بزرگترین زنجیرهایی که بر پای رسانهها افتاده بحران تأمین کاغذ است. مطابق با اخبار رسیده به سازندگی، با گذشت چندین ماه از کمکاری دولت چهاردهم برای واردات کاغذ و حتی در شرایطی که صورت جلسه تخصیص ارز برای واردات به امضا رسیده، هنوز اقدام عملی برای واردات کاغذ صورت نگرفته است. نتیجهٔ این بیعملی آن شده که قیمت هر کیلو کاغذ که پیش از جنگ دوازدهروزه بهطور میانگین در حدود ۳۵هزار تومان بود این روزها به رقم ۶۶هزار تومان رسیده و حتی با این قیمت هم در بازار تهی است.»
بهنوشتهٔ باشگاه روزنامهنگاران ایران، افزایش دو برابری قیمت ناگهانی کاغذ نفس روزنامههای بسیاری را به شماره انداخته و بیم آن میرود که در صورت تداوم، بسیاری از نشریات کاغذی به تعطیلی کشیده شوند.
کاغذ مطبوعاتی، برخلاف دیگر اقلام فرهنگی، کالایی استراتژیک برای تداوم گردش آزاد اطلاعات و حفظ تنوع رسانهای است. برخی از روزنامهها چارهای ندارند جز کاهش شمارگان، ادغام صفحات، یا حتی توقف انتشار. برخی از رسانهها نیز به اخراج و کم کردن ساعت کار روزنامهنگاران و عکاسان و کارکنان فنی روی آوردهاند.
خاموشی تدریجی رسانههای چاپی، حذف صداهای مستقل در شبکههای اجتماعی، و تضعیف فضای عمومی کشور با اعمال سرکوب و سانسور از پیامدهای سنگین بحران اجتماعی-سیاسیای است که جمهوری اسلامی خودش باعث و بانی آن بوده است. سالهاست که حکومت اسلامی ایران به بهانههای گوناگون، و بهویژه «اخلال در امنیت عمومی»، و این روزها بهبهانهٔ جنگ و نفوذیها، کوشیده است صداهای مستقل و افشاگر و حقطلب را خاموش کند. کمبود و گرانی کاغذ میتواند همان انگشتشمار روزنامههایی را هم که بههمّت روزنامهنگاران ملی و میهندوست و مردمی سعی در بازتاب دادن خواستهای مردم و پاسخگو کردن کارگزاران حکومتی دارند به خاموشی بکشاند.