پزشکیان - شریعتمداری
حمید آصفی
شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴

یک سال از ترور اسماعیل هنیه در تهران گذشته. پزشکیان حالا توییت میزند و از «مهمان شهید» میگوید، از «جنایات رژیم صهیونیستی» و از «دفاع استوار ایران از حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین». همان شعارها، همان ادبیات، همان دورِ باطل. تفاوتی نیست بین پزشکیانِ با تیپ نظامیِ قالیباف و رئیسجمهور پیشین. جمهوری اسلامی یک دستگاه تکزبانه است؛ هر که به رأس آن برسد، ناگزیر است با همان زبان سخن بگوید، حتی اگر با لهجهای متفاوت.
اما مسئله فقط زبان نیست. مسئله سیاست است. کدام سیاست؟ سیاست حمایتیِ کور از یک گروه شبهنظامی مثل حماس، در دل یک درگیری پیچیدهٔ منطقهای، آن هم در شرایطی که مردم ایران از گرسنگیِ اقتصادی، فروپاشیِ رفاه و بیاعتمادیِ ساختاری به حاکمیت به ستوه آمدهاند. پزشکیان نهتنها با این سیاست مرزبندی نکرد، بلکه با افتخار ایستاده کنار همان سیاستی که کشور را تا آستانهٔ جنگ منطقهای کشاند.
بیایید واقعبین باشیم. آیا حماس نمایندهٔ مشروع همهٔ مردم فلسطین است؟ خیر. و جای او در مراسم تحلیف رئیسجمهور ایران نبود، آن هم در حالی که این گروه بعد از هفتم اکتبر درگیر نبرد مسلحانه با اسرائیل است و غزه و مردم آنجا را به نابودی کشاند. جمهوری اسلامی در روز تحلیف مسعود پزشکیان و حضور اسماعیل هنیه پیام جنگ داد.
و حالا، در امتداد همان سیاست، امروز روزنامهٔ کیهان، بهعنوان زبان رسمی حاکمیت، از «فرصتهای بزرگ برای حزبالله» میگوید؛ اینکه حزبالله باید جنگ متوقفشدهٔ شش آذر را «با قدرت بیشتری از سر بگیرد»، تا «همان بلایی که اسرائیل را وادار به آتشبس کرد» تکرار شود. گویی ایران، یک کشور بحرانزده در قلبِ تورم، دیگر هیچ اولویتی ندارد جز مهندسیِ فرصتهای جنگی برای حزبالله و حماس. از این نگاه، جنگ نه فاجعه، بلکه فرصت است. و مردم ایران؟ بیارتباط.
پزشکیان با توییتهای ظاهراً عاطفی، اما در اصل تکراری، نشان داد زبان نظام نه تغییر کرده و نه در فکر تغییر است. او از «مردم فلسطین» میگوید، اما ترجمهٔ عملی سخنش همان حمایت مالی، نظامی، و امنیتی از حماس است. یعنی همان سیاست رسمیِ نظام را پذیرفته و بازتولید میکند. حال آنکه راه واقعی حمایت از مردم فلسطین نه در تجهیز گروههای مسلح، که در همراهیِ دیپلماتیک، در اجماعسازی منطقهای، و در حمایتِ حقوقی از مردم غزه در نهادهای بینالمللی است؛ همان کاری که ترکیه، قطر، یا آفریقای جنوبی میکنند: دفاع سیاسی، حقوقی، نه مشارکت عملیاتی در جنگهای نیابتی.
باید صریح گفت: ترور اسماعیل هنیه و بعد از آن پاسخهای نظامی با نام وعدهٔ صادق ۲ از سوی ایران و حملهٔ محدود اسرائیل تنها یک معنا دارد: بازیِ بیپایان در زمینی که مردم ایران هرگز داورش نبودهاند. زمینی که کیهان آن را «فرصت» مینامد و پزشکیان تنها نقش تأییدکننده را در آن بازی میکند.
رئیسجمهور جدید اگر واقعاً میخواست متفاوت باشد، باید از مردم ایران میگفت، نه از مهمانان چریکی. از بیکاری، تورم، سقوط ریال، نه از «دفاع تمامعیار» از فلسطین، که بار حقوقی و امنیتیِ بالایی دارد و اصولاً دفاع از فلسطین باید در کنار همهٔ کشورهای اسلامی و سازمانهای بینالمللی باشد، نه در میدانهای جنگِ نیابتی و هزینههایش با بودجهٔ ایرانی پرداخت شود.
باید پرسید: هزینهٔ وعدهٔ صادق ۲ را چه کسی داد؟ تبعاتِ حملات اسرائیل در جنگ دوازدهروزه و حمله به مراکز نظامی و صنعتی در قلب کشور را چه کسی متحمل شد؟ مردم ایران، یا حماس و حزبالله؟ اگر دشمن در تهران ترور میکند و در کرمان میکُشد و در اصفهان زیرساخت نظامی را هدف میگیرد، اما رسانهٔ رسمی نظام از «فرصتسازی» برای حزبالله حرف میزند، یعنی اولویتها بهکل وارونه شده است.
ماجرا ساده است: جمهوری اسلامی جنگ فلسطین را از آنِ خود کرده، و پزشکیان نشان داد که در این بازی ادامهدهندهٔ همان سیاست رسمی است. با ادبیات ملایمتر، اما با همان محتوا. دفاع از مردم فلسطین، در روایتی که از دهان نظام بیرون میآید، ترجمهاش چیزی نیست جز: دفاع از یک گروه خاص، با پول مردم ایران، بدون هیچ بازگشتِ دیپلماتیک یا راهبردی برای خود ایران.
باید پرسید چرا اساساً در دلِ پایتخت ایران، چریکهای منطقهای بدون ارزیابیِ دقیقِ سیاسی و امنیتی رفتوآمد میکنند؟ چرا ما باید بهخاطر آنها جنگِ دوازدهروزه را تحمل کنیم؟ چرا باید بازتاب تحرکاتشان، تورم، تحریم، و ناامنی برای مردم ما باشد؟
چرا صدای صلح در زبان رسمی ایران هنوز تابو است؟ و اینجاست که باید گفت: زبان رسمی نظام هر که را که به رئیس قوهٔ مجریه برسد در نهایت به سخنگوی جنگ بدل میکند. پزشکیان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
نقل از کانال تلگرامی نویسنده