Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ایدئولوژی «هوش مصنوعی»
  • اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

ایدئولوژی «هوش مصنوعی»

عکس از Vincent Feuray / Hans Lucas via AFP via Getty Images

نوشتهٔ ژائو کامارگو در Common Dreams

ترجمهٔ آ. نعمت‌زاده – برای اندیشهٔ نو

پنجشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴

هیاهویی که دربارهٔ هوش مصنوعی به‌پا شده اساساً تبلیغاتی است که هدف اصلی‌اش سرعت بخشیدن به اخراج‌ها، دامن زدن به سفته‌بازی‌های مالی، و تغییر جهت سرمایه‌گذاری و منابع به‌سمت پرشی دیگر به ورطهٔ سقوط است که نخبگان اقتصادی و سیاسی عاملش هستند.

بیش از هشتاد سال است که الگوهای کامپیوتری کردن و خودکارسازی طراحی و ساخته می‌شود. احساس خاصی از شرمندگی مثبت باعث شد بیشتر آنهایی که روی این پژوهش‌ها کار می‌کردند از «هوش مصنوعی» نامیدنش خودداری کنند. اما در سایهٔ روح زمانهٔ ما، اربابان جدید فناوری مثل ایلان ماسک، پیتر تیل، مارک زاکربرگ، یا جف بزوس صدها میلیون دلار در رسانه‌های اجتماعی، دانشگاه‌ها، و مطبوعات ریختند و خرج کردند برای اینکه سروصدا و هیاهوی «هوش مصنوعی» را تبلیغ و ترویج کنند و کاربرد این عبارت را عادی کنند. اما برنامهٔ ایدئولوژیک آنها نوآورانه نیست.

هوش مصنوعی بیشتر به ماشین‌های سنتز متن (و به‌میزان کمتر، به ماشین‌های تحلیل و بررسی و طبقه‌بندی تصویرها و الگوها در خودروهای «خودران» و دیپ‌فیک‌ها) اطلاق می‌شود. این ماشین‌ها قادر به تولید اطلاعات جدید نیستند. این ماشین‌ها، با توجه به پایگاه‌داده‌هایی که با آن برنامه‌ریزی شده‌اند، فقط از این احتمال استفاده می‌کنند که جلوتر چه چیزی نوشته می‌شود و در مورد آنچه می‌نویسند «فکر نمی‌کنند». به این ترتیب، هیچ آگاهی ذاتی و درونی وجود ندارد، یا موجودی جدید که بخواهد ما را نابود کند، مانند «ترمیناتور» در فیلمی که جیمز کامرون ساخت، وجود ندارد. هیاهویی که دربارهٔ هوش مصنوعی به‌پا شده اساساً تبلیغاتی است که هدف اصلی‌اش سرعت بخشیدن به اخراج ها، دامن زدن به سفته‌بازی‌های مالی، و تغییر جهت سرمایه‌گذاری و منابع به‌سمت پرشی دیگر به ورطهٔ سقوط است که نخبگان اقتصادی و سیاسی عاملش هستند.

جذابیت اصلی هوش مصنوعی برای عموم مردم حتی آن امکاناتی نیست که با آنها می‌توان متن‌ها و فهرست‌های عموماً منسجمی ایجاد کرد، بلکه مرحلهٔ بهبود زبان است؛ ظریف‌کاری جدیدی است که زبانی تولید می‌کند که تقریباً مانند زبان انسان است. آن را «هوش مصنوعی» می‌نامند، اما نام اصلی‌اش «الگوی زبانی کلان» (یا مدل زبانی بزرگ، Large Language Model) است. معروف‌ترین آنها چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT)، کلاد (Claude)، جمینای (Gemini)، دیپ‌سیک (DeepSeek)، و مکاهیتلر یا گروک (MechaHitler (Grok)) است.

با توجه به وضع فاجعه‌بار اطلاعات و اطلاع‌رسانی در اینترنت امروزی، الگوهای زبانی همین حالا هم دچار نوعی بیماری جنون گاوی‌اند. درست همان‌طور که گاوها در دههٔ ۱۹۹۰ [۱۳۷۰] به‌خاطر اینکه پودر استخوان و گوشت گاوهای دیگر را به آنها داده‌ بودند بیمار شدند، الگوهای زبانی نیز در حال انحطاط‌ و تباهی‌اند، زیرا بر اساس داده‌های موجود در اینترنت برنامه‌ریزی می‌شوند که همین حالا هم الگوهای زبانی دیگر، به‌ویژه چت‌جی‌پی‌تی، داده‌های چنان زیادی تولید می‌کنند که خطای الگوهای زبانی می‌تواند تا حدّ نامفهوم شدن افزایش یابد. همان‌طور که بیماری جنون گاوی انسان‌ها را آلوده کرد، هوش مصنوعی هم قطعاً دارد ما را آلوده می‌کند.

وعده‌هایی که اربابان فناوری و سیاستمدارانی به ما می‌دهند که به هو و جنجال هوش مصنوعی پیوسته‌اند به‌طور کلی قلابی و دروغین‌اند- چه وعده‌های خوبشان و چه وعده‌های بدشان. الگوهای زبانی قرار نیست به زندگی بشری پایان دهند یا جایگزین وظایف اساسی در جوامع شوند و کارهای بیهوده را از بین ببرند. در واقع، از جمله دارند بی‌ثبات‌کاری و پراکنده‌کاری و کارهای پنهان و کارهای با مزد کم برای افرادی تولید می‌کنند که باید بررسی کنند و مواظب باشند که پاسخ‌های این الگوها به‌زبان مؤدبانه باشد و نه مانند مکاهیتلر ایلان ماسک که خواستار نسل‌کشی یهودیان و تجاوز گروهی است. البته این به‌هیچ‌وجه به این معنی نیست که همین حالا هم، در بحوبحهٔ این سروصدا و جنجال که چت‌جی‌پی‌تی یا الگوی زبان دیگری ممکن است در نهایت جای انسان‌ها را بگیرد، میلیون‌ها نفر دارند اخراج می‌شوند. اما در بسیاری از موارد، همین اخراجی‌ها دوباره با مزد کمتر استخدام می‌شوند.

الگوهای زبانی امروزی دانشی فراتر از آنچه در پایگاه‌داده‌هایی که آنها را برنامه‌ریزی کرده‌اند تولید نمی‌کنند. می‌شنویم که انکارکنندگان تغییرات نامطلوب آب‌و هوایی ادعا می‌کنند که الگوهای زبانی بحران آب‌وهوا را حل خواهند کرد، اما این حرف زائدی است. البته که الگوهای مبتنی بر متون علمی و دهه‌ها مذاکره دربارهٔ آب‌و هوا می‌دانند که چگونه می‌توان بحران آب‌وهوا را حل کرد. ده‌ها سال است که این راه‌حل جزو دانش عمومی بوده است: برای رفع بحران آب‌وهوا در کوتاه‌مدت، باید به کار صنعت فسیلی پایان دهیم. هر چیز دیگری به‌واقع «ایدئولوژی فروپاشی» است که سرمایه‌داران به آن چسبیده‌اند. الگوهای مبتنی بر شبه‌علم و محتوای جورواجور و بختکی گرفته‌شده از اینترنت در پاسخ به هر درخواستی مُشتی مزخرف بیرون می‌دهند. اگر آنچه در برنامه‌نویسی این الگوها وارد می‌شود بد باشد، آنچه بیرون می‌آید نیز فقط می‌تواند بد باشد. بنابراین، نکته این نیست که یکی از این هوش مصنوعی‌ها بیش از حدّ باهوش خواهد شد و ما را از بین خواهد برد؛ نکته این است که اساساً هیچ هوشی در کار نیست.

اما این مانع از استفادهٔ گسترده از الگوهای زبانی، با الگوریتم‌های ناشناخته و خصوصی، برای مدیریت حجم عظیمی از داده‌ها، نشده است. تردیدی نیست که تفسیرهای نادرستی از داده‌ها خواهد شد و درخواست‌هایی وجود خواهد داشت که خسارت‌های جبران‌نشدنی به بار خواهد آورد (از جمله در بخش سلامت، در داده‌های جنایی، در سیستم‌های تولید و توزیع انرژی، در تخصیص مزایای اجتماعی، همان‌طور که پیش از این در چند کشور رخ داده است). هیچ‌کسی برای عواقب چنین خطاهایی سرزنش نخواهد شد، زیرا میلیاردرهایی که هوش مصنوعی را گسترش می‌دهند و ترویج می‌کنند، با حمایت قدرتمندان سیاسی، مسئولیتشان در قبال همهٔ اینها را به گردن دیگران می‌اندازند.

ترویج و انتشار الگوهای زبانی در مقیاس بزرگ مربوط به یکی از پروژه‌های ایدئولوژیک اربابان فناوری است که این ایده را به خورد مردم می‌دهند که انسان‌ها فقط نسخه‌های زنده و ارگانیک کامپیوترها هستند و آنها را فقط به آنچه می‌توانند تولید کنند تقلیل می‌دهند. در سرمایه‌داری، وعدهٔ اصلی دربارهٔ هوش مصنوعی مبتنی بر این امکان انتزاعی است که شغل‌های معیّنی را زائد یا غیرضروری می‌کند. نکته حتی این نیست که این شغل‌ها را زائد یا غیرضروری کنیم، بلکه صرفاً ایجاد این توهّم است که سرمایه‌داران می‌توانند راه را برای اخراج میلیون‌ها نفر باز کنند، بدون اینکه حتی مجبور باشند ثابت کنند که چگونه هوش مصنوعی جای این اخراجی‌ها را می‌گیرد. باز هم به همان «افزایش بهره‌وری» همیشگی برمی‌گردند که، در تئوری، کارگر را با فناوری جایگزین می‌کند. برای تحکیم این برنامهٔ ایدئولوژیک در مقیاس بزرگ، سرقت گستردهٔ داده‌ها و پایان دورهٔ حریم خصوصی باید عادی‌سازی شود، آن هم با استفاده از سیستم‌های نظارتی و مجازات دائمی فقیرترین‌ها. این هیچ ربطی به پیشرفت بزرگ در فناوری یا هر مزخرفی دربارهٔ «آگاهی جهانی» ندارد. برنامه مثل همیشه همان است: ثروتمندتر کردن ثروتمندان به‌هزینهٔ آنهایی که کار می‌کنند.

مقیاس طرح ایدئولوژیک مبتنی بر «هوش مصنوعی» فاجعه‌بار است: اخراج صدها میلیون نفر از افرادی که در بخش‌های بهداشت و درمان، آموزش، دادگستری، علم، هنر، خدمات عمومی، و مطبوعات کار می‌کنند، و دادن وعدهٔ مبهم خودکارسازی برای جایگزینی کردن کار آنها. این طرح ایدئولوژیک همچنین مستلزم گسترش عظیم مراکز داده و زیرساخت‌های شبکه، افزایش سرسام‌آور نیاز به انرژی و دیگر نیازهای مادّی است، آن هم در بحبوحهٔ بحران آب‌وهوایی موجود. برای اربابان فناوری، و سیاستمداران خامی که از آنها حمایت می‌کنند، اهمیتی ندارد اگر الگوهای زبانی هوش مصنوعی نتوانند جای اکثر مشاغلی را بگیرند که اینها از بین برده‌اند. پزشکان اربابان فناوری همچنان انسان خواهند بود، همان‌طور که معلمان آنها، وکیل‌های آنها، و کارگزاران خدمات اطلاعاتی آنها انسان خواهند بود. آنچه چنین برنامه‌ای برای اکثر جمعیت جهان به بار خواهد آورد فقر بیشتر و تخریب بی‌سابقهٔ خدمات دولتی و خصوصی است که به طوطی‌های خودکاری واگذار می‌شود که با پایگاه‌داده‌هایی ساخته شده‌اند که دیگر طوطی‌های خودکار آلوده کرده‌اند.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بانک‌ها وحشت‌زده شده‌اند
Next: ما در کنار مردم غزه ایستاده‌ایم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved