پشت دیوارهای شیشهای شایعه و سکوت
در روزگاری که کار و تولید باید ستونهای جامعه را استوار نگه دارد، فرسایش نیروی انسانی در شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز نه صرفاً محصول فشار کار، که زائیدهی سیاستهای عمدی مدیریت در ایجاد بیاعتمادی، پنهانکاری سیستماتیک و شایعهپراکنی سازمانیافته است.
کارگران اینک نه تنها زیر بار رکود تولید، که در چنبرهی شایعات ساختهشدهی مدیریت گرفتارند؛ توطئهای حساب شده که هر اعتراضی را با افسانهسازی سرکوب میکند. آیا تصادفی است که دقیقاً در اوج تجمعات کارگری، مدیران خودساخته، خیالپردازیِ سرمایهگذاران فرضی را به میدان میآورند؟ همان افسانههایی که در روزهای آرام،حتی ردپایی از آنها یافت نمیشود؟
این بازی مسموم، دیگر نقابِ تصادفی بودن را از دست داده است. مسئولین شرکت با دستان خود، آجر به آجر دیوار بیاعتمادی را با ابزارهایی مرموز چیدهاند:
۱. شایعهسازی برنامهریزی شده برای منحرف کردن افکار عمومی و گروگانگیری ذهنیت کارگران
۲. پنهانکاری ساختاری در تصمیمگیریهای حیاتی
۳. تخریب عمدی کرامت نیروی کار از طریق نادیده گرفتن سیستماتیک خواستههای مشروع
پرسش بنیادین اینجاست که این حجم از ابهامآفرینی عمدی، پوششی برای چه کاستیهای مدیریتی است؟
– کدام منافع پشت پرده، گروه مدیران را به دامان شایعهتراشی برای شانه خالی کردن از مسئولیتها کشانده؟
– آیا زمان آن نرسیده که گردانندگان شرکت، پاسخگوی سمپاشی در فضای اعتماد جمعی باشند؟
کارگران گروه ملی امروز فریاد میزنند: فاجعهی کنونی، ساختهی دستان مدیرانی است که به جای حل بحران، ترجیح دادند
با تخریب عمدی روحیهی جمعی، آتش بیاعتمادی را دامن بزنند
با ساخت افسانههای سرمایهگذاری، کارگر معترض را مقصد شکست معرفی کنند
و باجانشین ساختن دروغ به جای پاسخگویی، شرکت را به پرتگاه بکشانند
حقیقت تلخ این است که هر قدم پسرفت این شرکت، مستقیماً بر دوش مدیریتی است که مسئولیت را به شایعهسازی آلوده کرد
– کارگر در این میدان، قربانی توطئهای است که برای پوشاندن ناکارآمدی مدیران طراحی شد
گردانندگان شرکت با دستکاری واقعیت، نه تنها حقوق کارگران که آیندهی خودِ سازمان را به بازی گرفتهاند
جامعهای که امروز فریاد کارگران را نادیده بگیرد، فردا با طوفان خشم مردمی روبرو خواهد شد که دیگر فریب شایعات مسئولین را نخواهند خورد.
کارگران گروه ملی فولاد
دوشنبه ۳۰ تیر۱۴۰۴