تصویر از Maximilian Scheffler
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴
نوشتهٔ حمزه شهریار۱، در نشریهٔ اینترنتی کانترپانچ
ترجمهٔ مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
زُهران مَمدانی (Zohran Mamdani) هرگز قرار نبود پیروز شود. او برای سمت شهرداری نیویورک در برابر اندرو کومو، فرماندار سابق ایالت نیویورک، رقابت میکرد که نامزدی پُرنفوذ و از پشتیبانی مالی گسترده، حمایت محافل مرتبط با بازار املاک و مستغلات، کمیتهٔ امور عمومی آمریکا، و اسرائیل (ایپَک۲) برخوردار بود. ممدانی، که یک سوسیالیست دموکرات است، با برنامهای وارد رقابت شد که از نظر بسیاری بیش از حد رادیکال بود. در قلب برنامهاش، کنترل اجارهبها، کاهش بودجهٔ ادارهٔ پلیس نیویورک ، سرمایهگذاری دولتی در مسکن ارزان، ایجاد فروشگاههای مواد غذایی زیر مدیریت شهرداری، و حمایت بیقیدوشرط از آزادی فلسطین قرار داشت.
با این حال، برخلاف پیشبینیها و برخلاف اجماع پُرنفوذها، او در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات پیروز شد و آماده است که در انتخابات ماه نوامبر پیروز و شهردار نیویورک شود.
اگرچه پیروزی غیرمنتظرهٔ ممدانی را موفقیتی منفرد در برابر فاشیسم افسارگسیخته توصیف میکنند، اما پیروزی او بخشی از یک روند است. این موفقیت در ادامهٔ کارزار انتخاباتی جرمی کوربین در سال ۲۰۲۴ برای کسب کرسی مستقل از حوزهٔ انتخاباتی ایزلینگتون شمالی [در کلانشهر لندن] و همچنین خیزش ژان-لوک ملانشون و جبههٔ نوین مردمی در انتخابات پارلمانی فرانسه در سال گذشته روی داد.
درسی که می گیریم روشن است: زمانی که نامزدهای چپگرا بر مطالبات مردمی تأکید میکنند، بر اصول خود پای میفشارند، و قدرت را از بطن جامعه و بدنهٔ مردمی سازمان میدهند، پیروز میشوند.
استراتژیستهای لیبرال و میانهرو مدتهاست که اصرار میکنند که تنها راه شکست دادن راست افراطی تقلید از آن است، یعنی عقبنشینی در مسئلهٔ مهاجرت، سکوت دربارهٔ فلسطین، و پایبندی به نولیبرالیسم. اما آن کارزارها خلاف این را ثابت کرد. موفقیت آنها در گروِ خودداری از واگذاری میدان [به راستگراها] بود. آنها با برنامههایی جسورانه و سیاستهایی اصولی از طریق سازماندهی جدّی در میان مردم به میدان آمدند، و مردم هم پاسخ دادند. این راهبردی است که چپ باید از آن بیاموزد و آن را در همهجا بهکار بگیرد.
سه کارزار – سه اصل بنیادی
در سه کشور متفاوت، با نظامهای سیاسی و صحنههای انتخاباتی متفاوت، کارزارهای انتخاباتی زهران مَمدانی، جرمی کوربین، و ژان-لوک ملانشون موفق بودند، زیرا چیزی به رأیدهندگان ارائه دادند که در ساختار سیاسی رسمی یافت نمیشد: امید، شفافیت، و وعدهٔ تغییرات مادّی واقعی ملموس. این سه کارزار با وجود تفاوتهایی که داشتند بر سه اصل اساسی استوار بودند که هر جنبش چپگرای آینده بهتر است آنها را بهخاطر بسپارد.
۱. پیشگامی با سیاستهایی مردمی و بلندپروازانه
این هر سه کارزار استراتژی فرسودهٔ لیبرالها را- یعنی صرفاً مخالفت با راست افراطی یا «دفاع شعاری از دموکراسی» از موضع مدیریتیِ اَمن و بیدردسر میانهرو که چیزی فراتر از مخالفت لفظی عرضه نمیکند- کنار گذاشتند. در عوض، این کارزارها بر اساس برنامههای انتخاباتیای پیش رفتند و فراگیر شدند که مستقیماً به بحرانهای واقعیای میپردازد که طبقهٔ کارگر با آنها روبهروست.
در کارزار ممدانی، عدالت در مسکن در مرکز توجه بود. او خواهان کنترل فراگیر اجارهبها، تعیین مهلت قانونی مناسب برای بیرون کردن مستأجران، و برنامههایی برای ساختن مسکن ارزان با تأمین مالی مستقیم شهرداری شد. او خواستار قطع و کاهش سرمایهداری در ادارهٔ پلیس نیویورک و سرمایهگذاری مجدد در مراقبتهای پزشکی و اجتماعی، حملونقل، و زیرساختهای آبوهوایی شد. اینها ایدههایی کوچکی نبودند. طبق نظرسنجی مؤسسهٔ کامیونیتی سرویس سوسایتی۳ که در ماه فوریه منتشر شد، ۷۸درصد نیویورکیها از قوانین حمایت از مستأجران در برابر اخراجهای بدون دلیل موجه حمایت میکنند و ۸۱درصد نیز خواهان تثبیت اجارهبها هستند.
به همین ترتیب، کارزار مستقل جرمی کوربین در ایزلینگتون شمالی در سال ۲۰۲۴ شامل دست رد زدن به سینهٔ سیاستورزی میانهروانه و برعکس، تداوم تعهد به سیاستورزی مردمی و مسئلهمحور بود. او بهجای نرم کردن مواضعش، بر کنترل اجارهبها، پایان دادن به خصوصیسازی خدمات بهداشت ملی بریتانیا۴، تداوم مالکیت دولتی بر خدمات آب و برق و غیره، حذف سقف مزایای فرزند دوم، و سرمایهگذاری در حملونقل و مسکن محلی تأکید کرد که همهٔ آنها مبتنی بر دههها سازماندهی مستمر بود. فقط یک ماه پیش از انتخابات، نظرسنجی ایپسوس نشان داد که ۷۱درصد از بریتانیاییها از کنترل اجاره در بخش خصوصی حمایت میکنند. در اوت ۲۰۲۳ نیز اکثریت (۶۱درصد) بر این باور بودند که خدمات عمومی آب و برق و غیره باید تحت مالکیت و ادارهٔ دولتی باشد. کوربین مستقیماً به نیازهای طبقهٔ کارگر پرداخت و با اختلافی چشمگیر پیروز شد. او پرافول ناراگوند، نامزد حزب کارگر را با بیش از ۷,۰۰۰ رأی اختلاف شکست داد.
در فرانسه، ژان-لوک ملانشون، رهبر جنبش «فرانسهٔ تسلیمنشدنی»۵، نقشی کلیدی در شکلگیری «جبههٔ نوین مردمی» ایفا کرد. این جبهه ائتلافی گسترده از حزبهای چپگرا- از جمله حزب سوسیالیست، اکولوژیستها (حزب سبزها) و حزب کمونیست فرانسه- بود که پس از انحلال پارلمان توسط امانوئل ماکرون و اعلام انتخابات زودهنگام در ژوئن ۲۰۲۴، در لحظهای نادر از وحدت انتخاباتی گرد هم آمدند. این جبهه یکی از رادیکالترین برنامههای سیاسی جریان اصلی اروپا در سالهای اخیر را ارائه داد: کاهش سن بازنشستگی به ۶۰ سال، افزایش حداقل مزد به ۱,۶۰۰ یورو، تثبیت قیمت کالاهای ضروری، و استخدام ۵۰۰هزار نیروی جدید در بخشهای بهداشت و درمان و آموزش عمومی. این سیاستها، بهویژه در پی اصلاحات بازنشستگی بسیار نامحبوب دولت ماکرون، با اقبال گستردهای مواجه شد.
آنچه هر سه کارزار خوب درک کردند این بود که مردم بیاعتنا نیستند، بلکه بهندرت گزینهای شایسته برای رأی دادن دارند. هر زمان که چپ با سیاستهایی پیشتاز میشود که مستقیماً به زندگی مردم مربوط است، مشارکت افزایش مییابد، پیوندها عمیقتر میشود، و ساختار سیاسی مستقر دچار وحشت میشود. در فرانسه، این وحشت چنان شدید بود که ماکرون حتی اجازه نداد جبههٔ نوین مردمی، علیرغم تبدیل شدن به بزرگترین بلوک در مجلس، دولت تشکیل دهد، موضوعی که کشور را وارد بحرانی سیاسی کرده است که همچنان ادامه دارد.
۲. پایبندی به اصول – بهویژه در مورد فلسطین
اگر نظام سیاسی حاکم میخواست که این کارزارها فقط دربارهٔ یک موضوع عقبنشینی کنند، آن موضوع قطعاً فلسطین بود. اما در هر سه مورد، آنها ایستادگی کردند و همین پایداری آنها را قویتر کرد.
مَمدانی بابت حمایت بیدریغش از آزادی فلسطین آماج حملههای مداوم قرار گرفت. اندرو کومو با پشتیبانی حامیان مالی شرکتی و لابیهای حامی اسرائیل تلاش کرد ممدانی را به یهودستیزی متهم کند. اما مَمدانی عقبنشینی نکرد. همراه و همگام با سازماندهندگان ایستاد، خواستار آتشبس شد، و آشکارا از جنبش «بایکوت، قطع سرمایهگذاری، و تحریم» (بیدیاس۶)، که به رهبری فلسطینیها پیش برده میشود، حمایت کرد. او از همان نوامبر ۲۰۲۳ در اعتصاب غذای پنجروزه مقابل کاخ سفید برای مطالبهٔ برقراری آتشبس در غزه شرکت کرد. این همبستگیاش باعث شد که ویدئوی یکی از مناظرههای انتخاباتی فراگیر شود، ویدئویی که در آن بهطور مشخص از او پرسیده شد آیا به «دولت یهودی اسرائیل» باور دارد یا نه. ایستادگی او در برابر این نوع بازجویی خصمانه محبوبیتش را افزایش داد، بهویژه در میان جوانان و جوامع رنگینپوست.
رهبری جرمی کوربین بر حزب کارگر عملاً با کارزار هماهنگ برای یکیانگاشتن ضدّصهیونیسم با یهودستیزی نابود شد. با این حال، با وجود سالها افترا در رسانهها، همبستگی پیگیر کوربین با فلسطین به بسیج کردن حمایت جوانان و مسلمانان کمک کرد. در نظرسنجی سِروِیشن در فوریه ۲۰۲۴، ۸۵درصد از مسلمانان بریتانیا گفتند که در تصمیمگیری برای رأی دادن، موضعگیری هر حزب در قبال غزه «بسیار مهم» است. در عین حال، فقط ۶۰درصد از کسانی که در سال ۲۰۱۹، زمان رهبری کوربین، به حزب کارگر رأی داده بودند گفتند که دوباره چنین خواهند کرد. او با وجود فشار زیادی که بر او آمد، هرگز در این موضوع کوتاه نیامد و همین پایداری نشان داد که صداقت اهمیت دارد و مردم متوجه میشوند که چه کسی بر سر اصولش میایستد.
ملانشون نیز برخلاف اجماع صاحبان نفوذ و قدرت- نهفقط از بیرون، بلکه حتی از درون ائتلاف جبههٔ نوین مردمی- موضعگیری کرد. حزب سوسیالیست از اینکه او حملهٔ اسرائیل به غزه را «نسلکشی» خوانده است انتقاد کرد و رسانههای شرکتی نیز اختلافهای داخل جبهه را نشانهای از «آشوب چپگرایانه» خواندند. اما ملانشون برای حفظ ظاهر، موضعش را تعدیل نکرد. او محکم ایستاد و در ۷ ژوییه ۲۰۲۴، رأیدهندگان به همین خاطر به او و ائتلافش پاداش دادند.
این کارزارها بهرغم مواضعشان دربارهٔ فلسطین پیروز نشدند، بلکه بهخاطر همین مواضع بود که پیروز شدند. این موضوع یادآور آن است که چپ با عقیم کردن سیاستهایش، برای خوشایند رسانههای نفرتپراکن یا حامیان مالی ثروتمند، هیچ چیز به دست نمیآورد.
۳. سازماندهی از پایین میتواند بر سرمایهٔ کلان شرکتی پیروز شود
هیچیک از این پیروزیها به کمک کارزارهای تبلیغاتی یا پشتیبانی میلیاردرها به دست نیامد. این کارزارها بر شالودهای از زیرساختهای جنبشی بنا شدند: داوطلبان، حضور میدانی محلی، شبکههای کمک متقابل، و ارتباط چهرهبهچهره.
عملکرد میدانی مَمدانی متکی بر اتحادیههای مستأجران و سازماندهندگان جوامع گوناگون بود. کارزار او توان رقابت مالی با اَبَرکمیتهٔ اقدام سیاسی اندرو کومو نداشت، اما توانست درهای بیش از ۱۲۰هزار خانهای را بکوبد که بسیاری از آنها در حوزههای انتخاباتی با سابقهٔ مشارکت بسیار کم بودند. پیامهای او نه از دهان مشاوران تبلیغاتی، بلکه از دل گفتوگو با مردمی شکل گرفت که مستقیماً از نقصانهای سیاستگذاری لطمه دیدهاند.
کارزار انتخاباتی کوربین در سال ۲۰۲۴ نیز به همین ترتیب بر سازماندهی از پایین تکیه داشت. هزاران داوطلب در گروههای تلفنی شرکت کردند، داوطلبان جدید را آموزش دادند، و با رأیدهندگان طبقهٔ کارگر در چنان مقیاسی ارتباط برقرار کردند که در عرصهٔ سیاست بریتانیا بهندرت دیده شده است. حامیان از سراسر لندن (و فراتر) برای کمک به کارزار او گرد آمدند. در آن کارزار توانستند فعالان و جوانان و اتحادیههای کارگری را در سراسر حوزهٔ ایزلینگتون شمالی بسیج کنند. نتیجهٔ این کارزار پیروزیای چشمگیر بود: کوربین سهمی از آرا را بهدست آورد که تقریباً ۱۵درصد بیشتر از آرای حزب کارگر بود، با آنکه در نظرسنجیهای اولیه او عقبتر بود.
در فرانسه، جنبش «فرانسهٔ تسلیمنشدنی» در حومههای مهاجرنشین و نیز در جوامع روستایی دست به سازماندهی زد و با بهرهگیری از گروههای واتساپی، مجامع مردمی، و شبکههای کمک متقابل، اعتمادسازی را در دستور کار قرار داد. کارزار ملانشون توانست با رأیدهندگانی ارتباط بگیرد که مدتها بود حزبهای سنّتی آنها را نادیده گرفته بودند، بهویژه در مناطقی چون «سن-سن-دنی»۷ در حومهٔ شمالی پاریس، جایی که پویشهای ثبتنام رأیدهندگان و گردهماییهای محلی نیروی محرکی از پایین به بالا ایجاد کرد.
در هر سه مورد، مردم نه صرفاً بهخاطر علاقه به نامزدها، بلکه بهدلیل باور به جنبش، وقت و انرژیشان را وقف کارزار کردند.
اعتماد از شفافیت میآید
هیچیک از این کارزارها بهخاطر پول بیشتر، پوشش رسانهای بهتر، یا حمایتهای نهادی به موفقیت نرسید. آنها پیروز شدند- یا در انتخابات به پیشرفتهای کمسابقه و چشمگیری رسیدند- چون ریشه در شفافیت، باور استوار، و تعهد به مردمی داشتند که نهادهای سیاسی مدتهاست آنها را رها کردهاند. و این نامزدها حتی وقتی مورد حمله، تخریب، و بَدنَمایی و بدگویی قرار گرفتند، عقبنشینی نکردند.
مَمدانی بهخاطر دفاع از فلسطین در یک نسلکشی شیطانی مورد اتهام قرار گرفت. ملانشون بابت استفاده از توصیف «نسلکشی» مورد هجوم شریکان ائتلافی و رسانهها قرار گرفت. کوربین از حزب خودش اخراج شد و هدف یکی از گستردهترین کارزارهای تخریب شخصیت در تاریخ سیاسی بریتانیا قرار گرفت. و با این حال، هیچکدام از آنها از مواضع سیاسی یا پیامهایشان عقب ننشستند. این ایستادگی، این عذرخواهی نکردن، و نرمش نکردن رمز پیروزی مشترک آنهاست. آنها سیاستهایشان را پشت واژههای مبهم پنهان نکردند و مردم نیز به آنها پاسخ مثبت دادند.
این کارزارها نشان داد که شفافیت و صداقت نه نقطهضعف، بلکه نقطهقوت است. که شور و مشارکت مردمی نمیتواند ساختگی باشد. این انرژی فقط از کار واقعی، دائمی، و در بطن جامعه، با مردم و برای مردمی بهدست میآید که مدعی نمایندگی آنها هستید.
راستگراها بهاندازهای که تصوّر میشود محبوب نیستند
پیروزی مَمدانی در مرحلهٔ انتخابات مقدماتی بار دیگر یادآوری میکند که حتی در میان موج فزایندهٔ راست افراطی، فاشیسم سرنوشت محتوم ما نیست. مدام به ما گفته میشود که مردم به سمت راست گرایش پیدا کردهاند. که طبقهٔ کارگر دیدگاههای ارتجاعی دارد. که حمایت از ناسیونالیسم، دشمنی با پناهجویان، و ریاضت اقتصادی «وضع عادی جدید» است. اما این روایت در لحظهای فرو میریزد که ببینیم مردم واقعاً چه میخواهند.
در آمریکا، بریتانیا، فرانسه، و فراتر از آنها، شواهد بسیار روشنی وجود دارد: مردم از همان سیاستهایی حمایت میکنند که حزبهای دستگاه حاکم آنها را «غیرواقعبینانه» میخوانند: خدمات عمومی/دولتی، اقدامات مربوط به آبوهوا، مزد عادلانه، کنترل اجارهبها، و پایان دادن به جنگها و نسلکشی. اگر راست افراطی پیروز میشود، دلیلش این نیست که برنامههای بیشتری ارائه میدهد، بلکه به این دلیل است که «چپ» هیچچیزی ارائه نمیدهد.
در نظرسنجی «دتا فور پروگرس»۸ در ژوییه ۲۰۲۴ در ایالتهای چرخشی آمریکا، این نتایج دیده شد:
● ۶۳درصد حامی تعیین سقف برای افزایش اجارهبها بودند،
● ۶۲درصد از نظام بهداشت و درمان دولتی فراگیر که بدهیهای درمانی را حذف کند حمایت کردند،
● ۷۲درصد خواهان گسترش تأمین اجتماعی از راه پایان دادن به معافیتهای مالیاتی ثروتمندان و مالیات گرفتن از آنها بودند، با نرخهای مالیاتی برابر با نرخهایی که بر طبقهٔ کارگر تحمیل میشود.
● ۵۹درصد موافق ساختن دستکم دو میلیون واحد مسکن ارزان بودند،
● و دربارهٔ فلسطین، ۷۰درصد از مردم آمریکا- از جمله ۸۳درصد از دموکراتها- خواهان برقراری آتشبس در غزه بودند- از همان مه ۲۰۲۴.
اینها دیدگاههای حاشیهای و غیرمهمی نیستند. با این حال، آنچه در دستور کار سیاسی حاکم است سرکوب مرزی، یارانه دادن به سوختهای فسیلی، و سکوت دو حزبی در برابر جنایتهای جنگی است. نه به این دلیل که مردم چنین میخواهند، بلکه چون رهبران حزب دموکرات- مشابه حزب کارگر انگلستان زیر رهبری استارمر- حاضر به ارائهٔ گزینههای دیگری نیستند.
در مارس ۲۰۲۵، نظرسنجی مشترک آکسفام و یو گاو۹ نشان داد که ۷۸درصد از مردم بریتانیا از مالیات ۲درصد بر ثروت بیشتر دهمیلیون پوند حمایت میکنند. همچنین، ۶۷درصد معتقدند ثروتمندترینها باید مالیات بیشتری بپردازند. نظرسنجی سپتامبر ۲۰۲۴ نشان داد که ۶۶درصد از مردم خواهان ملیسازی راهآهناند. در ژوئن ۲۰۲۴، مؤسسهٔ آیپیاساُاس۱۰ گزارش کرد که ۷۱درصد از مردم بریتانیا از کنترل اجارهبها حمایت میکنند. در همان ماه، نظرسنجی اتحادیهٔ تییوسی۱۱ نشان داد که ۶۳درصد از مردم از مالیات اضطراری بر بانکها برای تأمین بودجهٔ خدمات عمومی حمایت میکنند.
با این حال، دولت حزب کارگر بهرهبری استارمر تقریباً همهٔ این سیاستها را یا کنار گذاشته یا با آنها مخالفت کرده و آنها را «بیش از حد رادیکال» خوانده است. در عین حال، از نسلکشی اسرائیل در غزه حمایت کرده است و اکنون قصد دارد گروه «پالِستین اکشن»۱۲ (یک گروه کنش مستقیم غیرخشونتآمیز) را سازمان تروریستی اعلام کند. جای تعجب نیست که اعتماد عمومی به دولت کارگر بریتانیا سقوط کرده و محبوبیت استارمر پیوسته کاهش یافته است، و به همین دلیل است که حزب راست افراطی «رفرم» بهرهبری نایجل فراژ در حال پیشروی است.
وقتی حزبهای بهاصطلاح «چپ میانه» سعی میکنند از راست در مسئلهٔ مهاجرت پیشی بگیرند، نهتنها موفق به خنثی کردن آن نمیشوند، بلکه به آن مشروعیت میبخشند، و در این مسیر، خشم عمومی را بهسمت اقشار حاشیهنشین هدایت میکنند. در این خلأ، راست افراطی رشد میکند. نه به این دلیل که مردم فاشیسم را ترجیح میدهند، بلکه چون جایگزین جدّیای در برابر آنها قرار ندارد.
اما وقتی چپ با شفافیت و اعتمادبهنفس ظاهر میشود و تغییری واقعی و ملموس وعده میدهد، نتیجه کاملاً روشن است: در ایزلینگتون شمالی، کارزار مستقل کوربین سهم بیشتری از آرا نسبت به مجموع آرای نامزدهای حزب کارگر، محافظهکار، لیبرال-دموکرات و رفرم بهدست آورد. ائتلاف ملانشون در انتخابات مجلس قانونگذاری فرانسه بیش از حزب ماکرون و لوپن کرسی بهدست آورد. کارزار ممدانی رکورد رأیدهندگان جدید و سابقاً غیرفعال را شکست.
در واقع، پس از انتخابات آمریکا، نیویورک ظاهراً به راست چرخیده بود: در ۲۰۲۰ در حدود ۳۷٫۷درصد از رأیدهندگان آن ایالت به ترامپ رأی دادند؛ در ۲۰۲۴، این میزان به ۴۳٫۳درصد رسید. رأی دموکراتها ۶۰۰هزار نفر کاهش یافت. اما پیروزی قاطع ممدانی در مرحلهٔ انتخابات مقدماتی درونحزبی حزب دموکرات- با وجود حمایت مالی کلان کمیتهٔ اقدام سیاسی بسیار بزرگ۱۳، نشان داد که این «موج قرمز» نبود، بلکه فروپاشی اعتماد بود. طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس که همین دو هفته پیش انجام شد، ۶۲درصد از دموکراتها معتقدند که حزب دموکرات به رهبری جدیدی نیاز دارد.
بنابراین، مشکل از مردم نیست. مشکل از سیاستهایی است که به مردم عرضه میشود.
شکی نیست: زمانی که مَمدانی شهردار نیویورک شود، لابیگران شرکتهای بزرگ، ذینفعان حوزهٔ املاک و مستغلات، و هر دو حزب اصلی تمام تلاششان را برای جلوگیری از اجرای برنامههای او به کار خواهند گرفت. همانطور که ماکرون اجازه نداد جبههٔ نوین مردمی در فرانسه قانونگذاری کند، ممدانی نیز با خرابکاری، سنگاندازی، و حملههای بیامان رسانهای روبهرو خواهد شد. اما همهٔ اینها از اهمیت کارزار او یا درسهایی که چپ میتواند از آن بیاموزد چیزی کم نمیکند.
زیرا پیام ممدانی، کوربین، و ملانشون روشن است: چپ زمانی پیروز میشود که از مواضع اصولیاش دست برندارد. نه با دنبالهروی از مرکزگرایی سیاسی، بلکه با حضور قاطع، شجاعانه، و ارائهٔ برنامهای که ارزش رأی دادن داشته باشد [پیروز میشود]. مردم بهسمت راست نمیروند، بلکه به حال خود رها شدهاند. اما وقتی چیزی واقعی و معنادار به آنها عرضه شود، با تمام وجود حاضر میشوند.
در کارزارهای آیندهٔ جناح چپ، چه بزرگ و چه کوچک، باید این نکات را بهخاطر سپرد: جنبشها را از پایین بنا کنید. از اصول بنیادی خود عقبنشینی نکنید. اجازه ندهید راستگرایان چارچوب بحث را تعیین کنند. زیرا که مهم نیست استراتژیستها یا تحلیلگران رسانههای جریان اصلی چه میگویند: سوسیالیسم یعنی سیاستورزی کارآمد.
یادداشتها:
۱. حمزه شهریار نویسنده و روزنامهنگار است. او دربارهٔ سینما، فرهنگ، و سیاست جهانی مینویسد.
۲. اِیپِک (AIPAC) یکی از بانفوذترین و اثرگذارترین لابیهای سیاسی در آمریکا است که برای حمایت از منافع اسرائیل در سیاست آمریکا فعالیت میکند.
۳. Community Service Society (که بهاختصار CSS نیز نامیده میشود) یکی از سازمانهای خیریه و غیرانتفاعی مستقر در آمریکا، بهویژه در نیویورک است که از سال ۱۸۴۳ فعال است. این سازمان با هدف بهبود شرایط زندگی افراد کمدرآمد، سالمندان، خانوادههای نیازمند، و جامعههای آسیبپذیر فعالیت میکند.
۴. NHS ، مخفف National Health Service
۵. La France Insoumise
۶. (BDS) مخفف عبارت Boycott, Divestment, Sanctions است و به معنی «تحریم، قطع سرمایهگذاری، و اعمال تحریمهای اقتصادی» است. این جنبش کارزاری جهانی و خشونتپرهیز است که فعالان فلسطینی در سال ۲۰۰۵ به راه انداختند. هدفش اعمال فشار بر دولت اسرائیل برای پایان دادن به اشغال سرزمینهای فلسطینی، برابری کامل حقوق برای شهروندان عرب در اسرائیل، و بهرسمیت شناختن حق بازگشت آوارگان فلسطینی است.
۷. منطقهٔ «سن-سن-دنی» (Seine-Saint-Denis) که در حومهٔ شمالی پاریس قرار دارد یکی از شناختهشدهترین مناطق حاشیهنشین، مهاجرنشین، و محروم فرانسه است. این منطقه اغلب در رسانهها و مباحث اجتماعی فرانسه با مسائلی چون نابرابری، تبعیض، فقر، و تنشهای نژادی یا مذهبی شناخته میشود، اما در عین حال دارای جامعهای جوان، پویا، و متنوع از نظر قومی و فرهنگی است.
۸. Data for Progress
۹. YouGov یک شرکت نظرسنجی و دادهکاوی بریتانیایی است که فعالیت گستردهای در حوزهٔ نظرسنجیهای عمومی، پژوهش بازار، و تحلیل افکار عمومی دارد.
۱۰. Ipsos یکی از بزرگترین و معتبرترین مؤسسههای نظرسنجی، پژوهش بازار، و تحلیل افکار عمومی در جهان است.
۱۱. سازمان TUC (سرواژهٔ Trades Union Congress) بزرگترین نهاد هماهنگکنندهٔ اتحادیههای کارگری در بریتانیاست.
۱۲. Palestine Action یک گروه فعال حقوق فلسطین است که در ژوییه ۲۰۲۰ در بریتانیا تأسیس شد. اعضای آن اصولاً با اقدامات مستقیم، از جمله خرابکاری هدفمند، تظاهرات، و اشغال مکانها، علیه شرکتهایی عمل میکنند که تأمینکنندهٔ تسلیحاتاند و از نظر این گروه شریک اقدامات نظامی اسرائیل تلقی میشوند.
۱۳. .Cuomo’s super PAC کمیتهٔ اقدام سیاسی بسیار بزرگ (Super PAC) که در حمایت از اندرو کومو (Andrew Cuomo)، فرماندار پیشین ایالت نیویورک، فعالیت میکرد یا حامیان او ایجاد کرده بودند.