Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سوسیالیسم یعنی سیاست‌ورزی کارآمد
  • دیدگاه‌ها
  • ویژه اندیشهٔ نو

سوسیالیسم یعنی سیاست‌ورزی کارآمد

تصویر از Maximilian Scheffler

چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴

نوشتهٔ حمزه شهریار۱، در نشریهٔ اینترنتی کانترپانچ
ترجمهٔ مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو

زُهران مَمدانی (‏Zohran Mamdani‏) هرگز قرار نبود پیروز شود. او برای سمت شهرداری نیویورک در برابر اندرو ‏کومو، فرماندار سابق ایالت نیویورک، رقابت می‌کرد که نامزدی پُرنفوذ و از پشتیبانی مالی گسترده، حمایت محافل مرتبط با ‏بازار املاک و مستغلات، کمیتهٔ امور عمومی آمریکا، و اسرائیل (ایپَک۲) برخوردار بود. ممدانی، که یک سوسیالیست ‏دموکرات است، با برنامه‌ای وارد رقابت شد که از نظر بسیاری بیش از حد رادیکال بود. در قلب برنامه‌اش، کنترل اجاره‌بها، ‏کاهش بودجهٔ ادارهٔ پلیس نیویورک ، سرمایه‌گذاری دولتی در مسکن ارزان، ایجاد فروشگاه‌های مواد غذایی زیر مدیریت ‏شهرداری، و حمایت بی‌قیدوشرط از آزادی فلسطین قرار داشت.‏
با این‌ حال، برخلاف پیش‌بینی‌ها و برخلاف اجماع پُرنفوذها، او در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات پیروز شد و آماده است ‏که در انتخابات ماه نوامبر پیروز و شهردار نیویورک شود.‏
اگرچه پیروزی غیرمنتظرهٔ ممدانی را موفقیتی منفرد در برابر فاشیسم افسارگسیخته توصیف می‌کنند، اما پیروزی او بخشی ‏از یک روند است. این موفقیت در ادامهٔ کارزار انتخاباتی جرمی کوربین در سال ۲۰۲۴ برای کسب کرسی مستقل از حوزهٔ ‏انتخاباتی ایزلینگتون شمالی [در کلان‌شهر لندن] و همچنین خیزش ژان-لوک ملانشون و جبههٔ نوین مردمی در انتخابات ‏پارلمانی فرانسه در سال گذشته روی داد.‏
درسی که می گیریم روشن است: زمانی که نامزدهای چپ‌گرا بر مطالبات مردمی تأکید می‌کنند، بر اصول خود پای ‏می‌فشارند، و قدرت را از بطن جامعه و بدنهٔ مردمی سازمان می‌دهند، پیروز می‌شوند.‏
استراتژیست‌های لیبرال و میانه‌رو مدت‌هاست که اصرار می‌کنند که تنها راه شکست دادن راست افراطی تقلید از آن است، ‏یعنی عقب‌نشینی در مسئلهٔ مهاجرت، سکوت دربارهٔ فلسطین، و پایبندی به نولیبرالیسم. اما آن کارزارها خلاف این را ثابت ‏کرد. موفقیت آنها در گروِ خودداری از واگذاری میدان [به راست‌گراها] بود. آنها با برنامه‌هایی جسورانه و سیاست‌هایی ‏اصولی از طریق سازمان‌دهی جدّی در میان مردم به میدان آمدند، و مردم هم پاسخ دادند. این راهبردی است که چپ باید از آن ‏بیاموزد و آن را در همه‌جا به‌کار بگیرد.‏

سه کارزار – سه اصل بنیادی
در سه کشور متفاوت، با نظام‌های سیاسی و صحنه‌های انتخاباتی متفاوت، کارزارهای انتخاباتی زهران مَمدانی، جرمی ‏کوربین، و ژان-لوک ملانشون موفق بودند، زیرا چیزی به رأی‌دهندگان ارائه دادند که در ساختار سیاسی رسمی یافت نمی‌شد: ‏امید، شفافیت، و وعدهٔ تغییرات مادّی واقعی ملموس. این سه کارزار با وجود تفاوت‌هایی که داشتند بر سه اصل اساسی استوار ‏بودند که هر جنبش چپ‌گرای آینده بهتر است آنها را به‌خاطر بسپارد.‏

‏۱. پیشگامی با سیاست‌هایی مردمی و بلندپروازانه
این هر سه کارزار استراتژی فرسودهٔ لیبرال‌ها را- یعنی صرفاً مخالفت با راست افراطی یا «دفاع شعاری از دموکراسی» از ‏موضع مدیریتیِ اَمن و بی‌دردسر میانه‌رو که چیزی فراتر از مخالفت لفظی عرضه نمی‌کند- کنار گذاشتند. در عوض، این ‏کارزارها بر اساس برنامه‌های انتخاباتی‌ای پیش رفتند و فراگیر شدند که مستقیماً به بحران‌های واقعی‌ای می‌پردازد که طبقهٔ ‏کارگر با آنها روبه‌روست.‏
در کارزار ممدانی، عدالت در مسکن در مرکز توجه بود. او خواهان کنترل فراگیر اجاره‌بها، تعیین مهلت قانونی مناسب برای ‏بیرون کردن مستأجران، و برنامه‌هایی برای ساختن مسکن ارزان با تأمین مالی مستقیم شهرداری شد. او خواستار قطع و ‏کاهش سرمایه‌داری در ادارهٔ پلیس نیویورک و سرمایه‌گذاری مجدد در مراقبت‌های پزشکی و اجتماعی، حمل‌ونقل، و ‏زیرساخت‌های آب‌وهوایی شد. اینها ایده‌هایی کوچکی نبودند. طبق نظرسنجی مؤسسهٔ کامیونیتی سرویس سوسایتی۳‎‏ که در ماه ‏فوریه منتشر شد، ۷۸درصد نیویورکی‌ها از قوانین حمایت از مستأجران در برابر اخراج‌های بدون دلیل موجه حمایت می‌کنند ‏و ۸۱درصد نیز خواهان تثبیت اجاره‌بها هستند.‏
به همین ترتیب، کارزار مستقل جرمی کوربین در ایزلینگتون شمالی در سال ۲۰۲۴ شامل دست رد زدن به سینهٔ ‏سیاست‌ورزی میانه‌روانه و برعکس، تداوم تعهد به سیاست‌ورزی مردمی و مسئله‌محور بود. او به‌جای نرم کردن مواضعش، ‏بر کنترل اجاره‌بها، پایان دادن به خصوصی‌سازی خدمات بهداشت ملی بریتانیا۴‎، تداوم مالکیت دولتی بر خدمات آب و برق و ‏غیره، حذف سقف مزایای فرزند دوم، و سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل و مسکن محلی تأکید کرد که همهٔ آنها مبتنی بر دهه‌ها ‏سازمان‌دهی مستمر بود. فقط یک ماه پیش از انتخابات، نظرسنجی ایپسوس نشان داد که ۷۱درصد از بریتانیایی‌ها از کنترل ‏اجاره در بخش خصوصی حمایت می‌کنند. در اوت ۲۰۲۳ نیز اکثریت (۶۱درصد) بر این باور بودند که خدمات عمومی آب و ‏برق و غیره باید تحت مالکیت و ادارهٔ دولتی باشد. کوربین مستقیماً به نیازهای طبقهٔ کارگر پرداخت و با اختلافی چشمگیر ‏پیروز شد. او پرافول ناراگوند، نامزد حزب کارگر را با بیش از ۷,۰۰۰ رأی اختلاف شکست داد.‏
در فرانسه، ژان-لوک ملانشون، رهبر جنبش «فرانسهٔ تسلیم‌نشدنی»۵‎، نقشی کلیدی در شکل‌گیری «جبههٔ نوین مردمی» ایفا ‏کرد. این جبهه ائتلافی گسترده از حزب‌های چپ‌گرا- از جمله حزب سوسیالیست، اکولوژیست‌ها (حزب سبزها) و حزب ‏کمونیست فرانسه- بود که پس از انحلال پارلمان توسط امانوئل ماکرون و اعلام انتخابات زودهنگام در ژوئن ۲۰۲۴، در ‏لحظه‌ای نادر از وحدت انتخاباتی گرد هم آمدند. این جبهه یکی از رادیکال‌ترین برنامه‌های سیاسی جریان اصلی اروپا در ‏سال‌های اخیر را ارائه داد: کاهش سن بازنشستگی به ۶۰ سال، افزایش حداقل مزد به ۱,۶۰۰ یورو، تثبیت قیمت کالاهای ‏ضروری، و استخدام ۵۰۰هزار نیروی جدید در بخش‌های بهداشت و درمان و آموزش عمومی. این سیاست‌ها، به‌ویژه در پی ‏اصلاحات بازنشستگی بسیار نامحبوب دولت ماکرون، با اقبال گسترده‌ای مواجه شد.‏
آنچه هر سه کارزار خوب درک کردند این بود که مردم بی‌اعتنا نیستند، بلکه به‌ندرت گزینه‌ای شایسته برای رأی دادن دارند. ‏هر زمان که چپ با سیاست‌هایی پیشتاز می‌شود که مستقیماً به زندگی مردم مربوط است، مشارکت افزایش می‌یابد، پیوندها ‏عمیق‌تر می‌شود، و ساختار سیاسی مستقر دچار وحشت می‌شود. در فرانسه، این وحشت چنان شدید بود که ماکرون حتی اجازه ‏نداد جبههٔ نوین مردمی، علی‌رغم تبدیل شدن به بزرگ‌ترین بلوک در مجلس، دولت تشکیل دهد، موضوعی که کشور را وارد ‏بحرانی سیاسی کرده است که همچنان ادامه دارد.‏

‏۲. پایبندی به اصول – به‌ویژه در مورد فلسطین
اگر نظام سیاسی حاکم می‌خواست که این کارزارها فقط دربارهٔ یک موضوع عقب‌نشینی کنند، آن موضوع قطعاً فلسطین بود. ‏اما در هر سه مورد، آنها ایستادگی کردند و همین پایداری آنها را قوی‌تر کرد.‏
مَمدانی بابت حمایت بی‌دریغش از آزادی فلسطین آماج حمله‌های مداوم قرار گرفت. اندرو کومو با پشتیبانی حامیان مالی ‏شرکتی و لابی‌های حامی اسرائیل تلاش کرد ممدانی را به یهودستیزی متهم کند. اما مَمدانی عقب‌نشینی نکرد. همراه و همگام ‏با سازمان‌دهندگان ایستاد، خواستار آتش‌بس شد، و آشکارا از جنبش «بایکوت، قطع سرمایه‌گذاری، و تحریم» (بی‌دی‌اس۶)، ‏که به رهبری فلسطینی‌ها پیش برده می‌شود، حمایت کرد. او از همان نوامبر ۲۰۲۳ در اعتصاب غذای پنج‌روزه مقابل کاخ ‏سفید برای مطالبهٔ برقراری آتش‌بس در غزه شرکت کرد. این همبستگی‌اش باعث شد که ویدئوی یکی از مناظره‌های انتخاباتی ‏فراگیر شود، ویدئویی که در آن به‌طور مشخص از او پرسیده شد آیا به «دولت یهودی اسرائیل» باور دارد یا نه. ایستادگی او ‏در برابر این نوع بازجویی خصمانه محبوبیتش را افزایش داد، به‌ویژه در میان جوانان و جوامع رنگین‌پوست.‏
رهبری جرمی کوربین بر حزب کارگر عملاً با کارزار هماهنگ برای یکی‌انگاشتن ضدّصهیونیسم با یهودستیزی نابود شد. ‏با این ‌حال، با وجود سال‌ها افترا در رسانه‌ها، همبستگی پیگیر کوربین با فلسطین به بسیج کردن حمایت جوانان و مسلمانان ‏کمک کرد. در نظرسنجی سِروِیشن در فوریه ۲۰۲۴، ۸۵درصد از مسلمانان بریتانیا گفتند که در تصمیم‌گیری برای رأی ‏دادن، موضع‌گیری هر حزب در قبال غزه «بسیار مهم» است. در عین حال، فقط ۶۰درصد از کسانی که در سال ۲۰۱۹، ‏زمان رهبری کوربین، به حزب کارگر رأی داده بودند گفتند که دوباره چنین خواهند کرد. او با وجود فشار زیادی که بر او ‏آمد، هرگز در این موضوع کوتاه نیامد و همین پایداری نشان داد که صداقت اهمیت دارد و مردم متوجه می‌شوند که چه کسی ‏بر سر اصولش می‌ایستد.‏
ملانشون نیز برخلاف اجماع صاحبان نفوذ و قدرت- نه‌فقط از بیرون، بلکه حتی از درون ائتلاف جبههٔ نوین مردمی- ‏موضع‌گیری کرد. حزب سوسیالیست از اینکه او حملهٔ اسرائیل به غزه را «نسل‌کشی» خوانده است انتقاد کرد و رسانه‌های ‏شرکتی نیز اختلاف‌های داخل جبهه را نشانه‌ای از «آشوب چپ‌گرایانه» خواندند. اما ملانشون برای حفظ ظاهر، موضعش را ‏تعدیل نکرد. او محکم ایستاد و در ۷ ژوییه ۲۰۲۴، رأی‌دهندگان به همین خاطر به او و ائتلافش پاداش دادند.‏
این کارزارها به‌رغم مواضعشان دربارهٔ فلسطین پیروز نشدند، بلکه به‌خاطر همین مواضع بود که پیروز شدند. این موضوع ‏یادآور آن است که چپ با عقیم کردن سیاست‌هایش، برای خوشایند رسانه‌های نفرت‌پراکن یا حامیان مالی ثروتمند، هیچ چیز ‏به دست نمی‌آورد.‏

‏۳. سازمان‌دهی از پایین می‌تواند بر سرمایهٔ کلان شرکتی پیروز شود
هیچ‌یک از این پیروزی‌ها به کمک کارزارهای تبلیغاتی یا پشتیبانی میلیاردرها به دست نیامد. این کارزارها بر شالوده‌ای از ‏زیرساخت‌های جنبشی بنا شدند: داوطلبان، حضور میدانی محلی، شبکه‌های کمک متقابل، و ارتباط چهره‌به‌چهره.‏
عملکرد میدانی مَمدانی متکی بر اتحادیه‌های مستأجران و سازمان‌دهندگان جوامع گوناگون بود. کارزار او توان رقابت مالی با ‏اَبَرکمیتهٔ اقدام سیاسی اندرو کومو نداشت، اما توانست درهای بیش از ۱۲۰هزار خانه‌ای را بکوبد که بسیاری از آنها در ‏حوزه‌های انتخاباتی با سابقهٔ مشارکت بسیار کم بودند. پیام‌های او نه از دهان مشاوران تبلیغاتی، بلکه از دل گفت‌وگو با ‏مردمی شکل گرفت که مستقیماً از نقصان‌های سیاست‌گذاری لطمه دیده‌اند.‏
کارزار انتخاباتی کوربین در سال ۲۰۲۴ نیز به همین ترتیب بر سازمان‌دهی از پایین تکیه داشت. هزاران داوطلب در ‏گروه‌های تلفنی شرکت کردند، داوطلبان جدید را آموزش دادند، و با رأی‌دهندگان طبقهٔ کارگر در چنان مقیاسی ارتباط برقرار ‏کردند که در عرصهٔ سیاست بریتانیا به‌ندرت دیده شده است. حامیان از سراسر لندن (و فراتر) برای کمک به کارزار او گرد ‏آمدند. در آن کارزار توانستند فعالان و جوانان و اتحادیه‌های کارگری را در سراسر حوزهٔ ایزلینگتون شمالی بسیج کنند. نتیجهٔ ‏این کارزار پیروزی‌ای چشمگیر بود: کوربین سهمی از آرا را به‌دست آورد که تقریباً ۱۵درصد بیشتر از آرای حزب کارگر ‏بود، با آنکه در نظرسنجی‌های اولیه او عقب‌تر بود.‏
در فرانسه، جنبش «فرانسهٔ تسلیم‌نشدنی» در حومه‌های مهاجرنشین و نیز در جوامع روستایی دست به سازمان‌دهی زد و با ‏بهره‌گیری از گروه‌های واتساپی، مجامع مردمی، و شبکه‌های کمک متقابل، اعتمادسازی را در دستور کار قرار داد. کارزار ‏ملانشون توانست با رأی‌دهندگانی ارتباط بگیرد که مدت‌ها بود حزب‌های سنّتی آنها را نادیده گرفته بودند، به‌ویژه در مناطقی ‏چون «سن-سن-دنی»‏‎۷‎‏ در حومهٔ شمالی پاریس، جایی که پویش‌های ثبت‌نام رأی‌دهندگان و گردهمایی‌های محلی نیروی ‏محرکی از پایین به بالا ایجاد کرد.‏
در هر سه مورد، مردم نه صرفاً به‌خاطر علاقه به نامزدها، بلکه به‌دلیل باور به جنبش، وقت و انرژی‌شان را وقف کارزار ‏کردند.‏

اعتماد از شفافیت می‌آید
هیچ‌یک از این کارزارها به‌خاطر پول بیشتر، پوشش رسانه‌ای بهتر، یا حمایت‌های نهادی به موفقیت نرسید. آنها پیروز شدند- ‏یا در انتخابات به پیشرفت‌های کم‌سابقه و چشمگیری رسیدند- چون ریشه در شفافیت، باور استوار، و تعهد به مردمی داشتند که ‏نهادهای سیاسی مدت‌هاست آنها را رها کرده‌اند. و این نامزدها حتی وقتی مورد حمله، تخریب، و بَدنَمایی و بدگویی قرار ‏گرفتند، عقب‌نشینی نکردند.‏
مَمدانی به‌خاطر دفاع از فلسطین در یک نسل‌کشی شیطانی مورد اتهام قرار گرفت. ملانشون بابت استفاده از توصیف ‏‏«نسل‌کشی» مورد هجوم شریکان ائتلافی و رسانه‌ها قرار گرفت. کوربین از حزب خودش اخراج شد و هدف یکی از ‏گسترده‌ترین کارزارهای تخریب شخصیت در تاریخ سیاسی بریتانیا قرار گرفت. و با این حال، هیچ‌کدام از آنها از مواضع ‏سیاسی یا پیام‌هایشان عقب ننشستند. این ایستادگی، این عذرخواهی نکردن، و نرمش نکردن رمز پیروزی مشترک آنهاست. ‏آنها سیاست‌هایشان را پشت واژه‌های مبهم پنهان نکردند و مردم نیز به آنها پاسخ مثبت دادند.‏
این کارزارها نشان داد که شفافیت و صداقت نه نقطه‌ضعف، بلکه نقطه‌قوت است. که شور و مشارکت مردمی نمی‌تواند ‏ساختگی باشد. این انرژی فقط از کار واقعی، دائمی، و در بطن جامعه، با مردم و برای مردمی به‌دست می‌آید که مدعی ‏نمایندگی آنها هستید.‏

راست‌گراها به‌اندازه‌ای که تصوّر می‌شود محبوب نیستند
پیروزی مَمدانی در مرحلهٔ انتخابات مقدماتی بار دیگر یادآوری می‌کند که حتی در میان موج فزایندهٔ راست افراطی، فاشیسم ‏سرنوشت محتوم ما نیست. مدام به ما گفته می‌شود که مردم به سمت راست گرایش پیدا کرده‌اند. که طبقهٔ کارگر دیدگاه‌های ‏ارتجاعی دارد. که حمایت از ناسیونالیسم، دشمنی با پناه‌جویان، و ریاضت اقتصادی «وضع عادی جدید» است. اما این روایت ‏در لحظه‌ای فرو می‌ریزد که ببینیم مردم واقعاً چه می‌خواهند.‏
در آمریکا، بریتانیا، فرانسه، و فراتر از آنها، شواهد بسیار روشنی وجود دارد: مردم از همان سیاست‌هایی حمایت می‌کنند که ‏حزب‌های دستگاه حاکم آنها را «غیرواقع‌بینانه» می‌خوانند: خدمات عمومی/دولتی، اقدامات مربوط به آب‌وهوا، مزد عادلانه، ‏کنترل اجاره‌بها، و پایان ‌دادن به جنگ‌ها و نسل‌کشی. اگر راست افراطی پیروز می‌شود، دلیلش این نیست که برنامه‌های ‏بیشتری ارائه می‌دهد، بلکه به این دلیل است که «چپ» هیچ‌چیزی ارائه نمی‌دهد.‏
در نظرسنجی «دتا فور پروگرس»‏‎۸‎‏ در ژوییه ۲۰۲۴ در ایالت‌های چرخشی آمریکا، این نتایج دیده شد:‏
‏●‏ ‏۶۳درصد حامی تعیین سقف برای افزایش اجاره‌بها بودند،
‏●‏ ‏۶۲درصد از نظام بهداشت و درمان دولتی فراگیر که بدهی‌های درمانی را حذف کند حمایت کردند،
‏●‏ ‏۷۲درصد خواهان گسترش تأمین اجتماعی از راه پایان دادن به معافیت‌های مالیاتی ثروتمندان و مالیات گرفتن از ‏آنها بودند، با نرخ‌های مالیاتی برابر با نرخ‌هایی که بر طبقهٔ کارگر تحمیل می‌شود. ‏
‏●‏ ‏۵۹درصد موافق ساختن دست‌کم دو میلیون واحد مسکن ارزان بودند،
‏●‏ و دربارهٔ فلسطین، ۷۰درصد از مردم آمریکا- از جمله ۸۳درصد از دموکرات‌ها- خواهان برقراری آتش‌بس در غزه ‏بودند- از همان مه ۲۰۲۴.‏
اینها دیدگاه‌های حاشیه‌ای و غیرمهمی نیستند. با این حال، آنچه در دستور کار سیاسی حاکم است سرکوب مرزی، یارانه دادن‌ ‏به سوخت‌های فسیلی، و سکوت دو حزبی در برابر جنایت‌های جنگی است. نه به این دلیل که مردم چنین می‌خواهند، بلکه چون ‏رهبران حزب دموکرات- مشابه حزب کارگر انگلستان زیر رهبری استارمر- حاضر به ارائهٔ گزینه‌های دیگری نیستند.‏
در مارس ۲۰۲۵، نظرسنجی مشترک آکسفام و یو گاو‎۹‎‏ نشان داد که ۷۸درصد از مردم بریتانیا از مالیات ۲درصد بر ثروت ‏بیشتر ده‌میلیون پوند حمایت می‌کنند. همچنین، ۶۷درصد معتقدند ثروتمندترین‌ها باید مالیات بیشتری بپردازند. نظرسنجی ‏سپتامبر ۲۰۲۴ نشان داد که ۶۶درصد از مردم خواهان ملی‌سازی راه‌آهن‌اند. در ژوئن ۲۰۲۴، مؤسسهٔ آی‌پی‌اس‌اُ‌اس‎۱۰‎‏ گزارش ‏کرد که ۷۱درصد از مردم بریتانیا از کنترل اجاره‌بها حمایت می‌کنند. در همان ماه، نظرسنجی اتحادیهٔ تی‌یوسی۱۱‎‏ نشان داد که ‏‏۶۳درصد از مردم از مالیات اضطراری بر بانک‌ها برای تأمین بودجهٔ خدمات عمومی حمایت می‌کنند.‏
با این ‌حال، دولت حزب کارگر به‌رهبری استارمر تقریباً همهٔ این سیاست‌ها را یا کنار گذاشته یا با آنها مخالفت کرده و آنها را ‏‏«بیش از حد رادیکال» خوانده است. در عین حال، از نسل‌کشی اسرائیل در غزه حمایت کرده است و اکنون قصد دارد گروه ‏‏«پالِستین اکشن»‏‎۱۲‎‏ (یک گروه کنش مستقیم غیرخشونت‌آمیز) را سازمان تروریستی اعلام کند. جای تعجب نیست که اعتماد ‏عمومی به دولت کارگر بریتانیا سقوط کرده و محبوبیت استارمر پیوسته کاهش یافته است، و به همین دلیل است که حزب ‏راست افراطی «رفرم» به‌رهبری نایجل فراژ در حال پیشروی است.‏
وقتی حزب‌های به‌اصطلاح «چپ میانه» سعی می‌کنند از راست در مسئلهٔ مهاجرت پیشی بگیرند، نه‌تنها موفق به خنثی ‌کردن ‏آن نمی‌شوند، بلکه به آن مشروعیت می‌بخشند، و در این مسیر، خشم عمومی را به‌سمت اقشار حاشیه‌نشین هدایت می‌کنند. در ‏این خلأ، راست افراطی رشد می‌کند. نه به این دلیل که مردم فاشیسم را ترجیح می‌دهند، بلکه چون جایگزین جدّی‌ای در برابر ‏آنها قرار ندارد.‏
اما وقتی چپ با شفافیت و اعتمادبه‌نفس ظاهر می‌شود و تغییری واقعی و ملموس وعده می‌دهد، نتیجه کاملاً روشن است: در ‏ایزلینگتون شمالی، کارزار مستقل کوربین سهم بیشتری از آرا نسبت به مجموع آرای نامزدهای حزب کارگر، محافظه‌کار، ‏لیبرال-‌دموکرات و رفرم به‌دست آورد. ائتلاف ملانشون در انتخابات مجلس قانون‌گذاری فرانسه بیش از حزب ماکرون و لوپن ‏کرسی به‌دست آورد. کارزار ممدانی رکورد رأی‌دهندگان جدید و سابقاً غیرفعال را شکست.‏
در واقع، پس از انتخابات آمریکا، نیویورک ظاهراً به راست چرخیده بود: در ۲۰۲۰ در حدود ۳۷٫۷درصد از رأی‌دهندگان آن ‏ایالت به ترامپ رأی دادند؛ در ۲۰۲۴، این میزان به ۴۳٫۳درصد رسید. رأی دموکرات‌ها ۶۰۰هزار نفر کاهش یافت. اما ‏پیروزی قاطع ممدانی در مرحلهٔ انتخابات مقدماتی درون‌حزبی حزب دموکرات- با وجود حمایت مالی کلان کمیتهٔ اقدام سیاسی ‏بسیار بزرگ۱۳،‎ نشان داد که این «موج قرمز» نبود، بلکه فروپاشی اعتماد بود. طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس که همین دو ‏هفته پیش انجام شد، ۶۲درصد از دموکرات‌ها معتقدند که حزب دموکرات به رهبری جدیدی نیاز دارد.‏
بنابراین، مشکل از مردم نیست. مشکل از سیاست‌هایی است که به مردم عرضه می‌شود.‏
شکی نیست: زمانی که مَمدانی شهردار نیویورک شود، لابیگران شرکت‌های بزرگ، ذی‌نفعان حوزهٔ املاک و مستغلات، و ‏هر دو حزب اصلی تمام تلاششان را برای جلوگیری از اجرای برنامه‌های او به کار خواهند گرفت. همان‌طور که ماکرون ‏اجازه نداد جبههٔ نوین مردمی در فرانسه قانون‌گذاری کند، ممدانی نیز با خراب‌کاری، سنگ‌اندازی، و حمله‌های بی‌امان ‏رسانه‌ای روبه‌رو خواهد شد. اما همهٔ اینها از اهمیت کارزار او یا درس‌هایی که چپ می‌تواند از آن بیاموزد چیزی کم نمی‌کند.‏
زیرا پیام ممدانی، کوربین، و ملانشون روشن است: چپ زمانی پیروز می‌شود که از مواضع اصولی‌اش دست برندارد. نه با ‏دنباله‌روی از مرکزگرایی سیاسی، بلکه با حضور قاطع، شجاعانه، و ارائهٔ برنامه‌ای که ارزش رأی ‌دادن داشته باشد [پیروز ‏می‌شود]. مردم به‌سمت راست نمی‌روند، بلکه به حال خود رها شده‌اند. اما وقتی چیزی واقعی و معنادار به آنها عرضه شود، با ‏تمام وجود حاضر می‌شوند.‏
در کارزارهای آیندهٔ جناح چپ، چه بزرگ و چه کوچک، باید این نکات را به‌خاطر سپرد: جنبش‌ها را از پایین بنا کنید. از ‏اصول بنیادی خود عقب‌نشینی نکنید. اجازه ندهید راست‌گرایان چارچوب بحث را تعیین کنند. زیرا که مهم نیست ‏استراتژیست‌ها یا تحلیلگران رسانه‌های جریان اصلی چه می‌گویند: سوسیالیسم یعنی سیاست‌ورزی کارآمد.‏


یادداشت‌ها:
۱. حمزه شهریار نویسنده و روزنامه‌نگار است. او دربارهٔ سینما، فرهنگ، و سیاست جهانی می‌نویسد‏.
۲. اِیپِک (AIPAC) یکی از بانفوذترین و اثرگذارترین لابی‌های سیاسی در آمریکا است که برای حمایت از منافع اسرائیل در سیاست آمریکا فعالیت ‏می‌کند.‏
۳. Community Service Society‏ (که به‌اختصار ‏CSS‏ نیز نامیده می‌شود) یکی از سازمان‌های خیریه و غیرانتفاعی مستقر در آمریکا، به‌ویژه در نیویورک است که از سال ۱۸۴۳ فعال است. این سازمان با هدف بهبود شرایط زندگی افراد کم‌درآمد، ‏سالمندان، خانواده‌های نیازمند، و جامعه‌های آسیب‌پذیر فعالیت می‌کند‎.‎
۴. NHS ‎، مخفف ‎ National Health Service
۵. La France Insoumise
۶. ‎(BDS‎‏) مخفف عبارت ‏Boycott, Divestment, Sanctions‏ است و به معنی «تحریم، قطع سرمایه‌گذاری، و اعمال ‏تحریم‌های اقتصادی» است. این جنبش کارزاری جهانی و خشونت‌پرهیز است که فعالان فلسطینی در سال ۲۰۰۵ به راه انداختند. هدفش اعمال فشار بر دولت اسرائیل برای پایان دادن به اشغال سرزمین‌های فلسطینی، برابری کامل حقوق برای ‏شهروندان عرب در اسرائیل، و به‌رسمیت شناختن حق بازگشت آوارگان فلسطینی است.
۷. ‏منطقهٔ «سن-سن-دنی» (‏Seine-Saint-Denis‏) که در حومهٔ شمالی پاریس قرار دارد یکی از شناخته‌شده‌ترین مناطق ‏حاشیه‌نشین، مهاجرنشین، و محروم فرانسه است. این منطقه اغلب در رسانه‌ها و مباحث اجتماعی فرانسه با مسائلی چون نابرابری، ‏تبعیض، فقر، و تنش‌های نژادی یا مذهبی شناخته می‌شود، اما در عین حال دارای جامعه‌ای جوان، پویا، و متنوع از نظر قومی و ‏فرهنگی است.‏
۸. Data for Progress
۹. YouGov‏ یک شرکت نظرسنجی و داده‌کاوی بریتانیایی است که فعالیت گسترده‌ای در حوزهٔ نظرسنجی‌های عمومی، پژوهش ‏بازار، و تحلیل افکار عمومی دارد.
۱۰. Ipsos‏ یکی از بزرگ‌ترین و معتبرترین مؤسسه‌های نظرسنجی، پژوهش بازار، و تحلیل افکار عمومی در جهان است.‏
۱۱. سازمان ‏TUC‏ (سرواژهٔ ‏Trades Union Congress‏) بزرگ‌ترین نهاد هماهنگ‌کنندهٔ اتحادیه‌های کارگری در بریتانیاست.
۱۲. ‏Palestine Action‏ یک گروه فعال حقوق فلسطین است که در ژوییه ۲۰۲۰ در بریتانیا تأسیس شد. اعضای آن اصولاً با اقدامات ‏مستقیم، از جمله خراب‌کاری هدفمند، تظاهرات، و اشغال مکان‌ها، علیه شرکت‌هایی عمل می‌کنند که تأمین‌کنندهٔ تسلیحات‌اند و ‏از نظر این گروه شریک اقدامات نظامی اسرائیل تلقی می‌شوند.‎ ‎
۱۳. ‎.Cuomo’s super PAC کمیتهٔ اقدام سیاسی بسیار بزرگ (‏Super PAC‏) که در حمایت از اندرو کومو (‏Andrew ‎Cuomo‏)، فرماندار پیشین ایالت نیویورک، فعالیت می‌کرد یا حامیان او ایجاد کرده بودند.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: استعفا یا تمکین به رأی ملت!
Next: لجاجت بر نابودی ملی، نه غرور ملی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved