یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴
گزارشی از لنا پترُوا، ۱۰ ژوییه ۲۰۲۵ (۱۹ تیر ۱۴۰۴)
ترجمهٔ مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
ترامپ از تجارت بهعنوان سلاح استفاده میکند و اولتیماتوم میدهد.
دونالد ترامپ برزیل را به اعمال تعرفهای ۵۰درصدی تهدید کرده است، نه بهدلیل کسری تجاری یا سیاستهای اقتصادی. نه، اصلاً ربطی به این مسائل ندارد. آنچه واقعاً تکاندهنده است این است که او برزیل را بهدلیل مسائل داخلی سیاسیاش تهدید به اعمال تعرفه کرد، باورتان بشود یا نه، موضوعی که هیچ ارتباط مستقیمی با روابط بینالملل یا ایالات متحده ندارد. دلیل این اقدام نحوهٔ برخورد برزیل با رئیسجمهور پیشین، بولسونارو، بود. این تغییر چشمگیر و بیسابقهای در نحوهٔ استفاده آمریکا از ابزارهای تجاریاش است.
البته این تهدید فقط یک روز پس از آن صورت گرفت که ترامپ همهٔ کشورهای عضو بریکس را نیز به افزایش تعرفههای گمرکی تهدید کرد. او گفت کشورهایی که خواهان حاکمیت اقتصادیاند، میخواهند تجارت و سرمایهگذاری منطقهای فرامرزی را تقویت کنند، و تمایل دارند مبادلاتشان را با ارزهای محلیشان انجام دهند، به گفتهٔ او، به نقلقول مستقیم، «ضدّآمریکایی»اند.
ترامپ در نامهای با لحنی تند از مقامات برزیلی خواست که اتهام علیه بولسونارو را، که هماکنون در کشورش برزیل بهدلیل نقش داشتن در کودتای نافرجام مورد پیگرد قانونی است، کنار بگذارند. ترامپ گفت این محاکمه نباید برگزار شود. او نوشت: «این جوّسازی توطئهآمیزی است که باید فوری متوقف شود.»
اما چرا ترامپ زمانی که رژیم زلنسکی در اوکراین کشیشهای ۸۰ سالهٔ مسیحی را بدون هیچ روند قضایی زندانی میکند سکوت اختیار میکند؟ چرا زمانی که نقض آشکار حقوق بشر در حال وقوع است ترجیح میدهد سکوت کند؟ چرا باید دربارهٔ آنچه در برزیل میگذرد نگران باشد؟ چرا باید نگران اقدامات یک کشور مستقل در داخل مرزهای خودش باشد؟
رئیسجمهور فعلی برزیل، لولا دا سیلوا، بهسرعت به این اظهارات واکنش نشان داد و تأکید کرد که برزیل تحت امر هیچ کشوری قرار نخواهد گرفت. او همچنین تأکید کرد که امور قضایی صرفاً در حوزهٔ صلاحیت نظام حقوقی برزیل است.
و البته، چنین موضوعی اصولاً نباید محل بحث و مناقشه باشد. لولا هشدار داد که هرگونه افزایش یکجانبهٔ تعرفههای واردات با اقدامات تلافیجویانه بر اساس قانون «اصل مقابلهبهمثل اقتصادی» برزیل مواجه خواهد شد. او همچنین افزود که سیاست خارجی برزیل بر پایهٔ حاکمیت ملی، احترام متقابل، و دفاع قاطع از منافع ملی آن کشور هدایت میشود، همانگونه که باید باشد.
در میان هدفهای اخیر ترامپ، برزیل از یک جهت دیگر نیز برجسته است. این کشور در واقع بیشتر از آمریکا خرید میکند تا به آن بفروشد. برای نمونه، در سال ۲۰۲۴، برزیل ۴۴میلیارد دلار کالا از آمریکا وارد کرد، در حالی که آمریکا فقط ۴۲میلیارد دلار کالا از برزیل وارد کرد. بنابراین، برزیل، برخلاف بسیاری از کشورها، با آمریکا کسری تجاری دارد، موضوعی که این روایت همیشگی ترامپ را در مورد «مجازات کشورهایی که مازاد تجاری دارند و بهگمان او به ضرر آمریکا عمل میکنند» زیر سؤال میبرد.
کارشناسان میگویند اقدام رئیسجمهور ترامپ بیسابقه است. چنین چیزی کاملاً بیسابقه و شنیدهنشده است. این نخستین بار است که آمریکا بهطور رسمی از تعرفههای تجاری بهعنوان اهرمی برای اثرگذاری بر روند قضایی داخلی کشوری دیگر استفاده میکند.
این اقدامات ممکن است این پیام را به شریکان تجاری آمریکا، و در واقع به تمام جهان، منتقل کند که هر موضوعی که توجه ترامپ را جلب کند ممکن است به بخشی از دستور کار تجاری او تبدیل شود، چه آن موضوع ارتباطی با اقتصاد و امور مالی داشته باشد یا نه. آیا چنین رفتاری برای کشورهای مستقل پذیرفتنی است؟ پاسخ احتمالاً روشن است: چنین رفتاری فقط کشورها را به این نتیجه میرساند که «دیگر بس است».
ترامپ سابقهٔ استفاده از تهدیدهای تجاری برای هدفهای سیاسی را دارد، مسئلهای که در سیاست خارجی آمریکا چندان هم بیسابقه نیست. اوایل امسال، ترامپ تهدید کرد که بر واردات از کلمبیا تعرفههای گستردهای اعمال خواهد کرد، اما سپس، در ازای توافقی دربارهٔ بازگرداندن مهاجران، از موضعش عقبنشینی کرد. یا در مورد بحران فنتانیل، او بر واردات از چین تعرفههایی اعمال کرد، بهرغم اینکه بحران فنتانیل در داخل خاک آمریکا رخ داده بود و دولت آمریکا در رسیدگی به آن در داخل کشور اقدام چندانی نکرده بود.
و البته، اخیراً او بهصراحت از گروه بریکس (کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور) بهدلیل ضعیف کردن دلار آمریکا انتقاد کرده است، زیرا این کشورها میخواهند مبادلات مالی را با ارزهای محلیشان انجام دهند. با این حال، تهدید برزیل ممکن است افراطیترین نمونه در این عرصه باشد.
وقتی از ترامپ پرسیده شد که چگونه نرخ تعرفهها را تعیین میکند، به خبرنگاران گفت این نرخها بر اساس «کسری تجاری بر مبنای عقل سلیم»، «نحوهٔ برخورد با ما در طول سالها» و «اعداد خام» تعیین میشود. او همچنین به ضربالاجل اول اوت برای مذاکرهٔ کشورها با آمریکا اشاره کرد، اما بعد گفت که ممکن است این تاریخ انعطافپذیر نباشد. با این حال، مجدداً تأکید کرد که همهٔ تعرفهها [مالیاتهای گمرکی] از آن تاریخ «قابلپرداخت و لازمالاجرا» خواهد بود و هیچ تمدیدی در کار نخواهد بود.
بنابراین، بهصراحت میتوان گفت که در حال حاضر هیچکس واقعاً نمیداند چه میگذرد. آنچه شاهدش هستیم افزودن سوخت بر آتش بیثباتی و نوسان است و این امر چشمانداز اقتصادی و تجاری آینده را پیچیدهتر میکند.
اما آنچه در نهایت واقعاً اهمیت دارد پیام روشنی است که ترامپ به تمام جهانـ نهفقط به برزیلـ فرستاد. پیام پشت تهدید علیه برزیل کاملاً واضح است: حتی اگر کشورها با آمریکا توافقنامههایی امضا کنند، هیچ تضمینی وجود نداردـ هیچ تضمینی- که از افزایش میزان تعرفههای آینده یا تغییر ناگهانی سیاستهای تجاری در امان بمانند، سیاستهایی که دولت ترامپ هنوز تعریف مشخصی از آنها ارائه نکرده است.
برای نمونه، اقتصاددانان بانک بارکلیز هشدار دادهاند که رویکرد ترامپ میتواند اعتماد به توافقهای تجاری را بیش از پیش ضعیف کند، بهویژه در میان بازارهای نوظهور. آنها نوشتند که اقدام ترامپ دربارهٔ برزیل میتواند سیاستگذاران آسیایی را به هرگونه توافق با آمریکا بدبینتر کند؛ اینکه چنین توافقی هیچ قطعیتی به همراه نخواهد داشت و اینکه اصولاً آیا میتوان به آمریکا اعتماد کرد یا نه. آیا این کشور واقعاً با حسننیت مذاکره میکند؟
این پرسش بهویژه پس از اعتراف اخیر ترامپ در مورد اینکه مذاکرات هستهای با ایران را با حسننیت انجام نداده به مسئلهای جدّی برای آمریکا تبدیل شده است، زیرا که اعتماد جهانی به سیاستهای آمریکا روزبهروز در حال کاهش است.
ترامپ همچنین سطح تهدیدهایش علیه دیگر شریکان تجاری را نیز بالا برده است. او اتحادیهٔ اروپا را- با وجود مذاکرات جاری- به اعمال یکجانبهٔ تعرفههای وارداتی تهدید کرده و همچنین وعده داده که هند را بهدلیل عضویت در بریکس هدف تعرفههای جدید قرار میدهد. در هفتههای اخیر، ترامپ تهدید به وضع تعرفهای ۵۰درصدی بر محصولات مس کرده است که موجب جهش بیسابقهٔ قیمتها شد. او حتی پیشنهاد داده است که مالیاتهایی تا ۲۰۰درصد، بله ۲۰۰درصد، بر واردات دارو از هند اعمال شود، مگر آنکه تولید این داروها به خاک آمریکا منتقل شود.
در حالی که ترامپ نامههای مربوط به تعرفههایش را بهعنوان آغازگر توافقهای تجاری جدید ستایش میکند، حتی توافقهایی که با کشورهایی مانند بریتانیا و ویتنام به دست آورده است نیز در جزئیات بسیار کمعمق و محدود باقی ماندهاند. بسیاری این توافقها را بیشتر آتشبسهای موقتی میبینند تا راهحلهای جامع. او همچنین اخیراً از توافقی با چین برای کاهش محدودیتها بر روی صدور مواد معدنی حیاتی خبر داد، چیزی که آمریکا بهشدت به آن نیاز داشت. این نیز نمونهای دیگر از استفاده از تعرفههای گمرکی برای دستیابی به هدفهای سیاسی فراتر از حوزهٔ تجارت است.
تأثیر بلندمدت رویکرد ترامپ بهضرر آمریکا خواهد بود و این موضوع کاملاً واضح است. این رویکرد هماکنون موجب نزدیکی هرچه بیشتر کشورهای غیرهمسو با آمریکا شده است. ترامپ با هدف قرار دادن کشورهای بریکس، فشار بر متحدان، و پیوند دادن تجارت به مسائل قضایی داخلی کشورهای عملاً قواعد بازی را به هم زده است.
واضح است که ترامپ تعرفهها را ابزاری میداند برای دستیابی به خواستهای خودش، با فضای بسیار اندک برای مذاکره یا معافیتها. و همانطور که میدانیم، اولتیماتوم دادن در روابط بینالملل نهتنها بیاحترامی تلقی میشود، بلکه در بلندمدت نیز منفعت چندانی ندارد، زیرا که کشورها را وادار میکند که هر طور شده از منافعشان دفاع کنند، زیرا از امکان هرگونه مذاکره واقعی با آمریکا دلسرد و ناامید میشوند.
در نهایت، تهدید کردن برزیل ممکن است نقطهعطفی باشد که نشان میدهد در دولت ترامپ هیچ موضوعی خارج از حوزهٔ محدودیتها نیست. آشفتگی خودش هدف اصلی است، نه عارضهای جانبی، و تحمیل تعرفههای گمرکی میتواند بهعنوان اهرمی برای تقریباً همهچیز به کار رود: از پروندههای کیفری گرفته تا اتحادهای ژئوپلیتیکی.
اینکه این استراتژی موضع آمریکا را تقویت خواهد کرد یا بهضرر آن تمام میشود و کشورهای دیگر را بهسمت گزینههای اقتصادی و دیپلماتیک جایگزین سوق میدهد هنوز مشخص نیست. اما واضح است که این رویکرد موقعیت آمریکا را در سطح جهان بسیار ضعیف کرده است، زیرا رقیبانی همچون ژاپن و متحدانی مانند کره جنوبی بهتدریج اعتماد و اطمینان به آمریکا را از دست میدهند. آنها خسته و ناامید شدهاند و این امر کاملاً مشهود است.