یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴
قاچاق سوخت در ایران پدیدهای فراسازمانی و آفتی در ابعاد ملی است که سازمانها و نهادهای متعدد حکومتی، از شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی تا سازمان حملونقل کشور و پایانههای مرزی و گمرکی و البته نهادهای انتظامی و امنیتی در آن نقش دارند.
امید مجد – اندیشهٔ نو: بهنوشتهٔ کانال تلگرامی خط انرژی، در یک سال گذشته ارزش قاچاق سوخت از کشور ۴٫۶میلیارد دلار برآورد میشود، مبلغی معادل ۵۰برابر هزینهٔ تسلیحات ایران در جنگ دوازدهروزه.
در جنگ اخیر، ایران ۵۹۱ موشک و ۱۰۵۰ پهپاد شلیک کرده است که ارزش کل آن ۹۲میلیون دلار محاسبه میشود.
بهنوشتهٔ سایت اینرژی، روزانه در حدود ۲۰ تا ۳۰میلیون لیتر سوخت در ایران قاچاق میشود. در حدود نیمی و حتی بخش بیشتری از این سوخت قاچاقشده گازوئیل است. این در حالی است که چند نیروگاه ایران بهعلت کمبود سوخت و بهخصوص کمبود گازوئیل کاملاً تعطیل یا با کسری از حداکثر توان کار میکند.
قاچاق سوخت در ایران پدیدهٔ جدیدی نیست. از طرفی یک ماجرای دست چندمی و معمولی نیست که آن را صرفاً در حد ماجراجویی چند نفر خلاصه کنیم. قاچاق روزانه ۲۰ تا ۳۰میلیون لیتر در روز بههیچوجه کار یک گروه خاص یا عدهای محدود از آدمهای معمولی جامعه نیست. قاچاق سوخت ماجرایی سازماندهی شده دارد. مقصد سوختهای قاچاقشده نیز معلوم است. بنزین قاچاق عموماً سر از کشوری مانند ترکیه در میآورد و گازوئیل نیز عموماً رهسپار پاکستان و حتی عراق میشود.
سود قاچاق سوخت در ایران دقیقهای یک میلیارد تومان است! وقتی تفاوت قیمت سوخت در ایران و کشورهای همسایه بسیار زیاد است، رسیدن به چنین سودهایی، آن هم از طریق قاچاق، خیلیها را تحریک میکند که دست به اقدامات غیرقانونی و هنجارشکن بزنند. به این ترتیب، شبکهٔ جابهجایی سوخت به هر یک از کشورهای همسایه تبدیل به مافیایی بسیار سودآور شده است.
سود حاصل از قاچاق سوخت نصیب مافیای داخل ایران میشود. برای مثال، اگر یک مخزن ۱۰هزار لیتری بنزین از ایران به پاکستان قاچاق شود، سود حاصل از آن بالغ بر ۵۰۰میلیون تومان است. کل ماجرای بارگیری در ایران و تحویل سوخت در آنسوی مرز است! آیا چنین سودی نمیتواند انگیزهٔ کافی برای قاچاقچیان سوخت باشد؟
قاچاق روزانه ۲۰میلیون لیتر انواع سوخت کار یک یا چند نفر نیست. جریانی سازمانیافته پشت این قاچاق است که بهراحتی میتواند حرکت سوخت قاچاق از مبدأ تا مقصد، از منبع تأمین سوخت تا عبور از سامانههای مرزی را برای خودش تسهیل کنند. با چند عدد بشکه و چند تا خودرو و وانت و اسب و قاطر باربر یا تانکر نمیتوان این میزان سوخت را هر روز جابهجا کرد. جریانی پیوسته و سازمانیافته، بسیار بزرگ، و دامنهدار با شبکهای از پیوندهای حکومتی در این روند دخالت دارد.
ریشههای این سرقت را باید در نهادهای لشکری و کشوری حکومتی جستوجو کرد، نه در میان ساکنان مرزی و کولبرهایی که برای معیشت ناچیز روزانه جان خود را به خطر میاندازند.
بیشک «دور زدن تحریمها» هم به این جریان قاچاق کمک زیادی کرده است و رد پای «کاسبان تحریم» را باید در این قاچاق پیگیری کرد. اینها هستند که با استفاده از سوختبرهای زمینی یا دریایی، مانند نفتکشها یا انواع شناورهای ریز و درشت دریایی، سوخت را قاچاق و جابهجا میکنند.
این نوع قاچاق سوخت را باید اصطلاحاً سوختشویی نامید. واحدهای کوچک و حاشیهیی، اما با نفوذ، در بدنهٔ دستگاههای حکومتی هستند که حجم عظیمی سوخت را در مرحلهٔ توزیع با سندسازی تصاحب میکنند و بهعنوان کالای تولیدی به کشورهای همسایه صادر میکنند.
قاچاق سوخت در ایران پدیدهای فراسازمانی و آفتی در ابعاد ملی است که سازمانها و نهادهای متعدد حکومتی، از شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی تا سازمان حملونقل کشور و پایانههای مرزی و گمرکی و البته نهادهای انتظامی و امنیتی در آن نقش دارند.