Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چه کسی می‌تواند جلوی بمباران امپریالیستی آمریکا را بگیرد؟
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

چه کسی می‌تواند جلوی بمباران امپریالیستی آمریکا را بگیرد؟

تصویر ساخت هوش مصنوعی توسط DALL-3

نوشتهٔ نانسی اوبراین سیمپسون، در پراودا، ۸ ژوئن ۲۰۲۵ (۱۷ تیر ۱۴۰۴)
ترجمهٔ نیما حیدری – برای اندیشهٔ نو

چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴

در دورهٔ طولانی تاریخ مدرن، هیچ امپراتوری‌ای تا کنون مثل آمریکا از قدرت هوایی استفاده نکرده ‏است. از جنگل‌های ویتنام گرفته تا بیابان‌های عراق، از آسمان بالکان تا روستاهای یمن، آمریکا در نیم ‏قرن گذشته بر روی حداقل دوازده کشور بمب ریخته است. این حمله‌ها هم اغلب مداخله‌های ضروری یا ‏دفاع «جراحی‌مانند» از دموکراسی تلقی شده است. اما حقیقت این است که این حمله‌ها برای حفظ سلطهٔ ‏امپراتوری است که زیر پوشش زبان و بیانی والا پنهان شده است. و اکنون «رئیس‌جمهور صلح» ایران ‏را بمباران کرده است.‏
بر اساس ارزیابی «پروژهٔ هزینه‌های جنگ» در دانشگاه براون، در جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر بیش ‏از ۹۴۰هزار نفر کشته و دست‌کم ۳۸میلیون نفر آواره شدند و ۸تریلیون دلار هزینه صرف شد- ارقامی ‏که بسیار بیشتر از هر تهدید تروریستی‌اند که قرار بود از آن جلوگیری کنند. اگر لفاظی‌ها را کنار ‏بگذاریم، با یک سؤال صریح مواجه می‌شویم: چه کسی- اگر اصلاً کسی باشد- می‌تواند آمریکا را از ‏بمباران کشورهای دیگر باز دارد؟

پاسخ کوتاه: گزینه‌های زیادی نیست. اما بیایید امکانات موجود را در نظر بگیریم.

‏۱. چند قطبی: ظهور قدرت‌های دیگر ‏
بیشترین وزنهٔ تعادلی که تا کنون در برابر سلطهٔ نظامی آمریکا ذکر شده است ظهور جهان چندقطبی ‏است که در آن چین و روسیه و جنوب جهانی [کشورهای در حال توسعه] قدرت یک‌جانبهٔ آمریکا را ‏تعدیل می‌کنند.‏
شاهد مثال:
تولید ناخالص داخلی چین، وقتی با معیار برابری قدرت خرید تعدیل شود، در حال حاضر از تولید ‏ناخالص داخلی آمریکا فراتر رفته است. چین در حال ایجاد زیرساخت‌های جهانی از طریق طرح ‏‏«کمربند و جاده» است. در توسعهٔ آفریقا و آمریکای جنوبی سرمایه گذاری می‌کند و در ضمن قدرت نرم ‏خودش را گسترش می‌دهد. در همین حال، روسیه اگرچه از نظر اقتصادی ضعیف‌تر است، ابرقدرتی ‏هسته‌یی است که در منطقه نفوذ دارد (همان‌طور که در اوکراین و سوریه دیده شد). کشورهایی مانند هند ‏و برزیل و آفریقای جنوبی قدرت منطقه‌یی اِعمال و در برابر امرونهی‌های غرب در سازمان ملل متحد ‏مقاومت می‌کنند. ‏
ولی:
چندقطبی ضامن صلح نیست. چین درگیر سرکوب در داخل کشور و مانورهای تهاجمی در دریای چین ‏جنوبی بوده است. تهاجم روسیه به اوکراین خودش نقض آشکار قوانین بین‌المللی است. جایگزین کردن ‏یک امپراتوری با سه قدرت و سه حوزهٔ نفوذ راه‌حلی اخلاقی نیست، صرفاً تعادل ژئوپلیتیکی است.‏

‏۲. نهادهای بین‌المللی: قانون بدون بُرِش
سازمان ملل متحد، دادگاه کیفری بین‌المللی، و دیگر نهادهای جهانی برای مهار تجاوز دولت‌ها طراحی ‏شده‌اند.‏
شاهد مثال:‏
بر اساس مادهٔ ۲ منشور سازمان ملل متحد، کشورها از استفاده از زور، مگر برای دفاع از خود یا با تأیید ‏شورای امنیت، منع شده‌اند. اساسنامهٔ رم به دیوان کیفری بین‌المللی این اختیار را می‌دهد که بدون توجه ‏به وابستگی ملی، جنایت‌های جنگی را بررسی کند. امروزه جنبش رو به رشدی برای پاسخگو کردن ‏رهبران در قبال جنگ‌های غیرقانونی وجود دارد؛ به‌عنوان مثال، درخواست محاکمهٔ جورج دبلیو بوش ‏و تونی بلر برای حمله به عراق.‏
ولی:‏
آمریکا صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی را به‌رسمیت نمی‌شناسد و حتی مقام‌های دیوان کیفری بین‌المللی ‏را تحریم کرده است. آمریکا- که عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است- می‌تواند هر ‏قطعنامه‌ای علیه خودش را وتو کند. آمریکا در سال ۲۰۱۴ قطعنامه‌ای را که اقدامات اسرائیل در غزه را ‏محکوم می‌کرد، علی‌رغم حمایت گستردهٔ جهانی از این قطعنامه، وتو کرد. حقوق بین‌الملل بدون قدرت ‏اجرایی صرفاً عدالت نمایشی است.‏

‏۳. بسیج توده‌یی و جامعهٔ مدنی جهانی
جنبش‌هایی مانند اعتراض به جنگ ویتنام یا تظاهرات جهانی علیه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان ‏می‌دهد که مخالفت مردمی می‌تواند سیاست‌ها را شکل دهد.‏
شاهد مثال:‏
در سال ۲۰۰۳ بیش از ۳۰میلیون نفر در ۶۰۰ شهر دنیا به حمله به عراق اعتراض کردند که ‏بزرگ‌ترین جنبش اعتراضی هماهنگ‌شده در تاریخ بشر بود. وقتی خبرهای تلفات گستردهٔ آن جنگ ‏منتشر شد و دروغ‌ها (مانند سلاح‌های کشتار جمعی که وجود نداشت) فاش شد، افکار عمومی تغییر ‏چشمگیری کرد. امروزه آمریکایی‌های جوان‌تر به مداخلهٔ نظامی بسیار بدبین‌اند: بر اساس پژوهش ‏مؤسسهٔ پیو (‏PEW‏)، فقط ۳۱درصد از افراد ۱۸ تا ۲۹ساله از سلطهٔ نظامی آمریکا بر جهان حمایت ‏می‌کنند.‏
ولی:‏
این جنبش‌ها اغلب زود به اوج می‌رسند و بدون ایجاد تغییرات ساختاری از بین می‌روند. با وجود همهٔ ‏اعتراض‌های گسترده، جنگ عراق در گرفت. فضای رسانه‌یی آمریکا، که بسیار متمرکز و اغلب همسو ‏با پیمانکاران نظامی است، روایت‌هایی را شکل می‌دهد که خشم عمومی را تا حدّی می‌خواباند. تعدد و ‏پراکندگی رسانه‌های اجتماعی، گرچه صداها را تقویت می‌کند، اقدام جمعی پایدار را ضعیف می‌کند.‏

‏۴. زوال اقتصادی و فروپاشی داخلی ‏
امپراتوری‌ها زمانی سقوط می‌کنند که دیگر نمی‌توانند وزن خودشان را تحمل کنند. آیا فروپاشی مالی، ‏فاجعهٔ آب‌وهوایی، یا ناآرامی‌های داخلی می‌تواند در نهایت باعث عقب‌نشینی آنها شود؟ ‏
شاهد مثال:
بدهی ملی آمریکا از ۳۴تریلیون دلار بیشتر شده است و پرداخت‌های بهرهٔ این بدهی اکنون از هزینه‌های ‏نظامی پیشی گرفته است. پیش‌بینی اخیر دفتر بودجهٔ کنگرهٔ آمریکا باعث شد که این دفتر در مورد ‏ناپایدار شدن کسری بودجه تا سال ۲۰۳۵ هشدار دهد. بحران‌های داخلی- از اپیدمی مواد مخدر گرفته تا ‏تیراندازی در مدرسه‌ها- نشان‌دهندهٔ ملتی است که قادر به مراقبت از خودش نیست. امپراتوری‌ای که ‏نمی‌تواند به فرزندانش غذا بدهد یا کهنه‌سربازانش را اسکان دهد ممکن است دیگر از عهدهٔ جنگ‌های ‏بی‌پایان برنیاید.‏
ولی:
تاریخ نشان می‌دهد که امپراتوری‌های رو به زوال می‌توانند خطرناک‌تر شوند. بریتانیا پس از جنگ ‏جهانی دوم به مستعمراتش چسبید. رُم در سال‌های آخر عمرش سرکوب را تشدید کرد. بودجهٔ ‏‏۸۸۶میلیارد دلاری آمریکا همچنان بیشتر از مجموع بودجه‌های نظامی ده کشور بعدی است. زوال ممکن ‏است تهاجم بیشتری به همراه داشته باشد، نه کمتر، زیرا رهبران امپراتوری به ناسیونالیسم دامن می‌زنند ‏تا توجه‌ها را از پوسیدگی داخلی منحرف کنند.‏

‏۵. افشاگران و افشاگری رسانه‌ها
افشاگری‌ها و روزنامه‌نگاری توانسته است در توهّم امپریالیستی رخنه ایجاد کند.‏
شاهد مثال:‏
اسناد پنتاگون توجیه‌های ساختگی برای جنگ ویتنام را افشا کرد. ویکی‌لیکس فیلم‌های تکان‌دهنده‌ای از ‏عراق منتشر کرد. روزنامه‌نگارانی مانند جرمی اسکاهیل، گلن گرینوالد، و رابرت فیسک فقید تلفات ‏انسانی جنگ‌ها را روشن کرده‌اند.‏
ولی:‏
افشاگران با تبعید یا زندان روبه‌رو می‌شوند. جولیان آسانژ، ادوارد اسنودن، و چلسی مَنینگ بهای سنگین ‏و بی‌رحمانه‌ای برای افشاگری‌شان پرداختند. مطبوعات جریان اصلی اغلب در زمان جنگ به ‏روایت‌های رسمی بازمی‌گردند. پژوهش مؤسسهٔ ‏FAIR‏ در سال ۲۰۲۱ نشان داد که رسانه‌های اصلی و ‏غالب آمریکا به‌ندرت روایت‌سازی پنتاگون را زیر سؤال می‌برند، به‌ویژه در درگیری‌هایی که متحدان ‏آمریکا مانند اسرائیل یا عربستان سعودی در آن شرکت دارند.‏

‏۶. جنگ سایبری و اختلال در فناوری‏
در تئوری، فناوری می‌تواند قدرت را متوازن کند و انحصار سنّتی دولت بر خشونت را ضعیف کند. ‏
شاهد مثال:‏
فعالان غیردولتی و کشورهای «سرکش» از حمله‌های سایبری برای از کار انداختن زیرساخت‌ها، افشای ‏اسرار، و بردن آبروی آمریکا استفاده کرده‌اند. در دنیایی که بیش از پیش به سیستم‌های دیجیتال متکی ‏است، قدرت همیشه به بمب داشتن نیست.‏
ولی:‏
تسلیحاتی شدن سایبری می‌تواند دیکتاتورها را نیز قدرتمندتر کند، پایش و تحت نظر گرفتن را گسترده‌تر ‏کند، و انتقام‌جویی را برانگیزاند. پیامد خودکار اختلال دیجیتال صلح نیست. هرج‌ومرج است.‏

به این ترتیب، چه کسی می‌تواند جلوی آمریکا را بگیرد؟

پاسخ صادقانه این است: هیچ نیرویی به‌تنهایی نمی‌تواند. اما با هم نقاط فشار به وجود می‌آورند. جهان ‏چندقطبی، جنبش‌های اعتراضی جهانی، بنیادهای اقتصادی در حال فروپاشی، و برآشفتگی اخلاقی وقتی ‏هم‌راستا می‌شوند می‌توانند ماشین جنگی را متوقف کنند.‏

اما اگر در جست‌وجوی بازدارندهٔ واقعی هستیم، باید از درون بیاید. وقتی مردم آمریکا از هزینه‌های ‏واقعی امپراتوری باخبر شوند- نه‌فقط در خون‌ریزی و کسب ثروت در خارج از کشور، بلکه در شهرهای ‏در حال فرسایش و مدرسه‌های داغون در داخل- آنگاه شاید دیگر بمبی ریخته نشود. نه به این دلیل که ‏کسی آمریکا را مجبور به توقف بمباران کرده است. بلکه به این دلیل که جامعهٔ آمریکا این انتخاب را کرده است. ‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مکزیک به جهان نشان می‌دهد که چگونه مقابل دونالد ترامپ باید ایستاد ‏
Next: آمریکا گزارشگر سازمان ملل در اراضی اشغالی را تحریم کرد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved