کلودیا شینبام، رئیسجمهور مکزیک، در حال سخرانی در کاخ ملی، مکزیکوسیتی، مکزیک، خرداد ۱۴۰۴ (Photo by Juan Abundis/ObturadorMX/Getty Images)
نوشتهٔ کرت هکتبارث* در نشریهٔ ژاکوبن
ترجمهٔ مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴
روز یکشنبه ۱۹ مارس بیش از ۳۵۰,۰۰۰ نفر در میدان مرکزی مکزیکوسیتی، زوکالو، گرد آمدند تا علیه تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دربارهٔ تعرفههای تجاری اعتراض کنند. تنها چند روز قبل از آن، کلودیا شینبام، رئیسجمهور مکزیک، از دستیابی به توافقی خبر داد که در چارچوب «توافق آمریکا-مکزیک-کانادا» (USMCA)، بیشتر عوارض گمرکی را برای مکزیک لغو میکرد. شینبام به جمعیت گفت: «خوشبختانه گفتوگو پیروز شد و احترام متقابل بین ملتهای ما حفظ شد.» مطمئناً وقتی ترامپ در ۲ آوریل تعرفههای «روز آزادی» را اعلام کرد، هر دو کشور مکزیک و کانادا از فهرست تحریمها بیرون بودند.
با این حال، اختلاف بر سر تعرفههای گمرکی تنها آغاز درگیریها در روابط تیرهوتاری بود که از آن زمان بین آمریکا و مکزیک شکل گرفت. ترامپ در دورهٔ اول ریاستجمهوریاش نیز تهدیدهای مشابهی دربارهٔ تعرفههای واردات کرده بود، اما پس از گرفتن امتیازهایی در مهاجرت، ادعای پیروزی کرد و عملاً مکزیک را به حال خودش رها کرد. اما این بار کاخ سفید، که تحت تأثیر خشم افراطی و ناسیونالیستی اطرافیان ترامپ قرار دارد، از این فرصت استفاده کرده تا تنشها را تشدید کند. این وضع رویکرد رئیسجمهور شینبام در مواجهه با همتای غیرقابلپیشبینی آمریکاییاش را دشوار کرده است، رویکردی که او با خونسردی معروفش در پیش گرفته است.
نگاهی گذرا کافی است تا تصویر روشن شود: برای نخستین بار از زمان امضای پیمان مدیریت آبهای مشترک در سال ۱۹۴۴، در ۲۱ مارس، آمریکا درخواست مکزیک برای تأمین آب شهر تیخوانا را رد کرد. پس از هفتهها گفتوگو، این اختلاف در پایان آوریل حل شد. سپس در ۱۱ مه، آمریکا واردات دام از مکزیک را بهدلیل شناسایی «پیچکرم آمریکایی» در جنوب آن کشور متوقف کرد، که با واکنش آشکار خولیو بردگه، وزیر کشاورزی مکزیک، همراه شد. او به آمریکا یادآوری کرد که در سال ۲۰۲۳، زمانی که این آفت در پاناما دوباره ظهور کرد، آن کشور به درخواستهای مکزیک برای کمک کردن به مهار گسترش آن به سمت شمال پاسخ نداده بود. تا زمان نگارش این متن، این ممنوعیت همچنان پابرجاست.
اوایل ماه مه، ویزای یکی از استاندارهای وابسته به حزب مورنا و همسرش بدون هیچ توضیحی باطل شد، که موجی از گمانهزنیها و شایعات را بهدنبال داشت. سپس در ۱۶ مه، رونالد دی. جانسون، سفیر جدید آمریکا، در دومین روز حضورش در مکزیک، با نقض آشکار پروتکلهای دیپلماتیک، در ضیافتی خودمانی، سیاستمدار راستگرای تازهکار ادواردو وراستگویی (Eduardo Verástegui) را «برادر» خطاب کرد. این لحظه، که بهطور گستردهای در شبکههای اجتماعی پخش شد، شکها دربارهٔ جانسون را تقویت کرد. او پیشتر عضو نیروهای ویژهٔ ارتش آمریکا، مأمور سیا، و یکی از ۵۵ «مشاور» آمریکایی در دوران جنگ داخلی السالوادور بوده است.
مدتی پیش از این، دولت ترامپ به هفده عضو خانوادهٔ گوزمن (Guzman)، از خانوادههای تبهکار مکزیک، اجازهٔ ورود به آمریکا داد. این در حالی بود که فقط دو ماه از تعیین کارتل سینالوآ بهعنوان سازمان تروریستی خارجی گذشته بود. گویی برای تأکید بر نگرانیهایی که این اقدام میتوانست بهانهای برای مداخلهٔ نظامی آمریکا در کشور باشد، ترامپ در تماس تلفنی با شینبام گفت که «مفتخر» خواهد شد که برای «کمک» به مقابله با کارتلها وارد عمل شود؛ پیشنهادی که شینبام بهوضوح رد کرد.
در ۲۱ مه، جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا از برنامهای برای وضع مالیات بر حوالههای ارسالی مهاجران خبر دادند، بخشی از طرحی بزرگتر برای انتقال هزینههای کاهش مالیات به دوش مهاجران. شینبام این طرح را «مالیات مضاعف» دانست و محکوم کرد و در سخنرانی در شهر سن لوئیس پوتوسی، از احتمال برگزاری تظاهرات داخلی در آمریکا برای مخالفت با این اقدام سخن گفت. حدود ده روز بعد، کریستی نوئم، وزیر امنیت داخلی آمریکا که در ماه مارس رئیسجمهور شینبام در کاخ ملی او را با احترام زیاد پذیرفته بود، از یک کلیپ خارج از متن که در فضای مجازی دستبهدست میشد سوءاستفاده کرد و ادعا کرد که شینبام به اعتراضهای خشونتآمیز در لس آنجلس دامن میزند. این ادعا حتی برای ترامپ هم غلوآمیز بود و به سفیر جانسون گفته شد که آن را تکذیب کند.
اما برای تکذیب حادثهٔ بعدی کسی نبود. در ۱۲ ژوئن، همزمان با اعتراضهای لس آنجلس و تهدیدهای ترامپ به لغو ویزای حامیان هرگونه اعتراض، یکی از اعضای حزب مورنا در ایالت خالیسکو توئیت توهینآمیزی دربارهٔ ویزایش منتشر کرد. این توئیت، که در واکنش به سوءاستفادههای ادارهٔ مهاجرت و گمرک علیه شهروندان مکزیکیتبار منتشر شده بود، مشابه با هزاران توئیت روزانهٔ دیگر بود. با این حال، کریستوفر لاندائو، معاون وزیر امور خارجه آمریکا که در آن زمان در مکزیک بود، پاسخ داد که شخصاً دستور لغو ویزای این زن جوان را صادر کرده است. در این فرایند، او اطلاعات محرمانه دربارهٔ وضعیت او را نیز افشا کرد.
گویی این نمایش کودکانه از زورگویی کافی نبود که لاندائو چند روز بعد با انتشار پُستی نامناسب در پاسخ به یک بیانیهٔ معمولی دانشگاه مستقل ملی مکزیک دربارهٔ فرصتهای رابطهٔ تجاری با چین، موج جدیدی از جنجال به راه انداخت. علاوه بر رفتار غیرحرفهای یک مقام وزارت خارجه، که مانند نوجوانی عصبانی در فضای مجازی ژست میگرفت، این توئیتها از جنبهٔ دیگری نیز نتیجهٔ معکوس داشت. لاندائو با نشان دادن دلایل لغو ویزاها، که بیشتر از کینهورزی شخصی و زودرنجی ناشی میشد، ناخواسته تلاش دولت ترامپ برای استفاده از این ابزار بهعنوان تاکتیک فشار را خنثی کرد.
میخ آخر در ۲۵ ژوئن کوبیده شد، زمانی که در یکی از جلسات کمیسیون تخصیص بودجهٔ سنای آمریکا، دادستان کل پم باندی اعلام کرد که دولت ترامپ «آمریکا را در امان نگه خواهد داشت… نهفقط از ایران، بلکه از روسیه، چین، و مکزیک؛ از هر دشمن خارجی؛ چه بخواهند ما را بهطور فیزیکی از بین ببرند، چه از طریق مواد مخدر فرزندانمان را نابود کنند.»
در واکنش به این همردیف قرار دادن ناگهانی مکزیک با ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، کلودیا شینبام با خونسردی گفت که دادستان کل اطلاعات چندانی ندارد.
روز بعد، وزارت خزانهداری آمریکا با استناد به «قانون تحریمهای فنتانیل» و «قانون مقابله با فنتانیل» سه نهاد مالی مکزیک را بهدلیل آنچه «نگرانیهای عمده دربارهٔ پولشویی» خوانده شد تحریم کرد.
سرانجام، صبر طولانیمدت رئیسجمهور شینبام به پایان رسید. او که در کنفرانس خبری صبحگاهیاش لحنی تهاجمیتر داشت وزارت خزانهداری را به چالش کشید تا مدارک ادعاییاش را ارائه دهد، «البته اگر مدرکی در اختیار دارد.»
او تأکید کرد: «ما از هیچکس حمایت نخواهیم کرد، در کشور ما مصونیت وجود ندارد، اما باید ثابت شود که پولشویی صورت گرفت- نه با ادعا، بلکه با مدارک قطعی.» او افزود: «روابط ما با ایالات متحده بر پایهٔ برابری است، نه تابعیت. ما عروسک خیمهشببازی هیچکس نیستیم.»
از آنجا که سه نهاد تحریمشده- سیبانکو، اینترکام بانکو، و وکتور کاسا د بولسا- معاملات زیادی با چین دارند، اقدام وزارت خزانهداری آمریکا بهوضوح تلاشی برای برهم زدن روابط چین و مکزیک زیر پوشش ردگیری پیشسازهای فنتانیل بهنظر میرسید.
البته باید گفت که مکزیک تنها کشوری نیست که با چنین رفتاری روبهرو شده است؛ در واقع، در احیای پُرتنش ترامپیسم تحریک افکار عمومی در اقصی نقاط جهان بیشتر قاعده بوده است تا استثنا.
و در برابر اصرار دولت ترامپ برای برانگیختن واکنش با هدف توجیه اقدامات تهاجمیتر در ادامه، پافشاری شینبام بر وارد نشدن به بازی تحریک شایان توجه زیادی است. همچنین، مهم است که میان سیاست رسمی در این ماجرا و آنچه ممکن است حاصل آشفتگی نهادی، شخصیتهای سمّی، عطش قدرت یا نژادپرستی باشد- مانند اظهارات جنجالی چهرههایی چون نوئم، باندی، و لاندائو- تفاوت قائل شویم.
با این حال، تغییر لحن دیرهنگام شینبام بهاحتمال زیاد بازتاب درکی فزاینده از این است که دشمنی امپریالیستی را نمیتوان صرفاً با جذابیت و استدلال منطقی مهار کرد. موج فعلی فشارها صرفاً ادامهٔ همان اصرار همیشگی آمریکا برای به زانو درآوردن مکزیک است. و اگر این کار بدون دردسر یک عملیات نظامی نامحبوب ممکن باشد که چه بهتر. برای رسیدن به این هدف از تمام ابزارهای ممکن استفاده خواهد شد: توهین رسمی و غیررسمی، تخریب رسانهای، وضع تعرفههای گمرکی، تحریمها، بستن مرزها، لغو ویزاها، مناقشات معاهدهای. همه بهدقت طوری تنظیم شدهاند که از سطحی پایین آغاز شوند و در صورت نیاز شدت یابند.
و همهٔ اینها نیز با هدف قرار دادن شینبام در وضعی طراحی شده است که در هر صورت بازنده باشد: اگر واکنش نشان دهد، متهم به تحریک و تلافیجویی خواهد شد؛ و اگر سکوت کند، چراغ سبزی برای پیشروی بیشتر خواهد بود. این تلهای است که شینبام باید به هر قیمتی از آن بپرهیزد.
راه برونرفت از این وضع در گذار از مسیرهایی چون بسیج مردمی، رسانههای مستقل، اتحادهای راهبردی، حاکمیت بر بخشهای کلیدی اقتصاد، سیاست صنعتی، هماهنگی منطقهای، و از همه مهمتر، کنار گذاشتن هرگونه سادهلوحی در برابر سیاستهای هُل دادن به لبِ پرتگاه آمریکا نهفته است. پنهانکاری، یا امید بستن به اینکه یکپارچگی اقتصادی اثر تعدیلکننده خواهد داشت، راهحل نیست. خلاصهاش اینکه خوشرفتاری قرار نیست این مسئله را از میان بردارد. در حالی که غرب با سکوت مداوم دربارهٔ غزه مشروعیتش را از دست میدهد، صدای مکزیک یکی از صداهایی است که در صحنهٔ بینالمللی بسیار مورد نیاز است.
مکزیک، بهعنوان دوازدهمین اقتصاد بزرگ جهان و پل جغرافیایی میان شمال و جنوب جهانی، باید این صدا را پیدا کند و در برابر زورگویی بایستد.
* کرت هکبارث (KURT HACKBARTH) نویسنده، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار مستقل، و یکی از بنیانگذاران پروژهٔ رسانهای مستقل «مکسالکتس» (MexElects) است. او در حال حاضر همراه با فردی دیگر مشغول نگارش کتابی دربارهٔ انتخابات سال ۲۰۱۸ مکزیک است.