Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • انتظار حمایت نظامی چین از ایران با سیاست خاورمیانه‌یی دولت چین در تعارض است
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

انتظار حمایت نظامی چین از ایران با سیاست خاورمیانه‌یی دولت چین در تعارض است

زکیه یزدان‌شناس

سه‌شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴

ایرنا: برای تحلیل سیاست چین در قبال منازعات خاورمیانه به ویژه جنگ تحمیلی دوازده روزه اسرائیل علیه ایران با زکیه یزدان‌شناس، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل چین، گفت‌وگو کردیم.

واکنش چین در قبال تهاجم نظامی اسرائیل علیه ایران در ابتدا بسیار منفعلانه بود، اما به‌مرور به‌ویژه در مواضع نمایندهٔ این کشور در شورای امنیت شاهد موضع‌گیری صریح این کشور بودیم. ارزیابی شما از واکنش چین چیست؟

برای تحلیل موضع چین در قبال جنگ ایران و رژیم اسرائیل باید به جایگاه آن در سیستم بین‌الملل و سیاست خاورمیانه‌یی آن طی یک دههٔ گذشته توجه کنیم.

نخست در نظر داشته باشیم که چین دومین اقتصاد برتر جهانی است که طی دو دههٔ گذشته پیوندهای اقتصادی، تجاری، و تکنولوژیک خود را با اسرائیل به‌شکل قابل‌ملاحظه ای گسترش داده است. از طرف دیگر، چین همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری ایالات متحده، مهم‌ترین حامی و متحد اسرائیل است.

دوم، چین همواره از برقراری ثبات و امنیت در خاورمیانه از مسیر توسعه و همکاری اقتصادی سخن به میان آورده است. ثبات در خاورمیانه مهم‌ترین پیش‌شرط تضمین امنیت انرژی و امنیت و پیشروی پروژه‌های کمربند-راه برای چین است.

سوم، راهبرد چین در خاورمیانه طی یک دهه گذشته بر پایهٔ strategic hedging تنظیم شده است، بدین معنا که چین به‌دنبال تعامل فعالانه با همهٔ طرف‌ها و عدم ورود به تعارضات دوجانبه در منطقه است.

و چهارم، مهم‌ترین سندی که رویکرد امنیتی چین به منطقهٔ خاورمیانه، تعارض میان اسرائیل و فلسطین و این رژیم و ایران را تبیین می‌کند ابتکار امنیت جهانی است.

با در نظر گرفتن چهار نکتهٔ فوق، مقامات چینی در ابتدا طرفین را به تنش‌زدایی و توسل به دیپلماسی برای حل اختلافات دعوت کردند. بدین ترتیب، چین ضمن عدم جانبداری از هر یک از طرفین، بر ارزش و منفعت غایی تأمین ثبات در خاورمیانه تأکید کرد. در عین حال، چین حملات اسرائیل را پیش‌دستانه خواند و بر عدم وجاهت قانونی آن تأکید کرد. این موضع با رویکرد چین در ابتکار امنیت جهانی مبنی بر ضرورت توسل به منشور سازمان ملل و دیگر قوانین بین‌المللی برای برقراری امنیت بین‌الملل همسویی داشت.

با گذشت زمان و به‌ویژه با ورود آمریکا به صحنهٔ علنی جنگ، مواضع مقامات رسمی به‌سمت محکوم کردن حملات آمریکا، به‌ویژه با اشاره به این نکته که تأسیسات ایران زیر نظارت قانونی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بودند، حرکت کرد. با افزایش قدرت چین، پکن رفته‌رفته عناصری از اصلاح نظم بین‌المللی و ایفای نقش بین‌المللی را به راهبرد کلان خود افزوده است و سعی می‌کند ایالات متحده را در این بستر به چالش بکشد.

در عین حال، چین این راهبرد را در چارچوب نظم بین‌المللی موجود و همهٔ مکانیسم‌های موجود، از جمله حقوق و قواعد بین‌المللی پیش می‌برد. محکوم کردن حملات آمریکا به تأسیسات کشوری که تحت نظارت بین‌المللی بوده می‌تواند در این راستا تعبیر شود. به‌طور مثال، رئیس‌جمهور چین در تماس تلفنی خود با همتای روس تصریح می‌کند که ایالات متحده نتوانست نقشی سازنده در این درگیری ایفا کند.

چین به‌تازگی وارد عرصهٔ روایت‌سازی بین‌المللی شده است

⁠در جریان مصاحبهٔ ایرنا با سفیر چین در تهران، ایشان از ابتکاری از سوی رئیس‌جمهور این کشور برای تنش‌زدایی در منطقه سخن گفتند، به‌جز موضوع تنش‌زدایی در روابط ایران و عربستان که تجربهٔ موفق پکن بود. چرا ابتکارات این کشور هیچ‌گاه مورد استقبال آن‌چنانی در میدان اجرا قرار نمی‌گیرد و حتی کار خبری مناسبی نیز روی آن صورت نمی‌گیرد؟

ابتکار چهار عاملی شی جین‌پینگ مشتمل بر اولویت آتش‌بس، تضمین امنیت غیرنظامیان، گفت‌وگو و مذاکره به‌عنوان راه‌حل نهایی، و تلاش‌های جامعهٔ بین‌المللی در راستای برقراری صلح است.

همان‌طور که روشن است، این ابتکار در حد کلیات و بیشتر از جنس اعلام موضع در قبال یک تعارض منطقه‌یی است که از یک سو با راهبرد strategic hedging چین در خاورمیانه کاملاً در توازن است و از سوی دیگر با روایتی که چین سعی دارد از خود به‌عنوان یک قدرت صلح‌ساز و حامی صلح بسازد تطابق دارد. این ابتکار بیشتر سعی می‌کند چین را در جایگاه اخلاقی حمایت از صلح در خاورمیانه (مقابل آمریکا) قرار دهد.

این‌گونه نیست که ابتکارات چین در منطقه مورد استقبال قرار نگرفته باشد. ابتکارات چین عمدتاً بر مبنای اصل صلح و ثبات بر پایهٔ توسعه و اجتناب از دخالت در امور داخلی کشورها استوار است و طی یک دههٔ گذشته شاهد روندی از چرخش به شرق یا آسیایی شدن در خاورمیانه و به‌ویژه حاشیهٔ خلیج فارس بوده‌ایم که این نشان می‌دهد اصول مبنایی ابتکارات دیپلماتیک چین با اقبال خوبی در منطقه مواجه شده است. برای چین، به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی که به‌تازگی وارد عرصهٔ روایت‌سازی بین‌المللی شده، همین دستاورد بزرگی تلقی می‌شود.

از سوی دیگر، احیای پیوندهای دیپلماتیک میان ایران و عربستان تنها ابتکار دیپلماتیک موفق چین نبوده، اگرچه بارزترین نمود آن بوده است. به‌طور مثال، بیانیهٔ پکن حاصل توافق میان گروه‌های مختلف فلسطینی یا حمایت چین از پیوستن سوریه به اتحادیهٔ عرب از دیگر اقدامات دیپلماتیک چین با موفقیت نسبی بوده‌اند. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که حل‌وفصل تعارضات پیچیدهٔ منطقه‌یی که ماهیت درهم‌تنیدهٔ ژئوپلتیکی و هویتی دارند عموماً با ابتکارات دیپلماتیک قدرت‌های خارج از منطقه پیش نمی‌رود، به‌ویژه آنکه چین یک قدرت خارجی نوظهور در منطقهٔ‌ خاورمیانه تلقی می‌شود.

حمایت نظامی از ایران با ماهیت سیاست خاورمیانه‌یی چین در تعارض است

پس از جنگ تحمیلی اخیر، بسیاری از تحلیل‌های پسابحران در افکار عمومی داخلی از این سؤال نشئت می‌گیرد که چرا اساساً چین و روسیه دوست روزهای سختی ایران نیستند. پاسخ این سؤال از منظر شما چیست؟

برخی از سیاست‌گذاران ایرانی بر این باورند که توافق راهبردی با چین و روسیه باید این کشورها را تبدیل به حامیان نظامی ایران مقابل رژیم اسرائیل و آمریکا کنند و عدم حمایت این کشورها را نیز به عدم همکاری راهبردی قوهٔ مجریه با روسیه و چین در ادوار گذشته و به‌ویژه دوران پسابرجام نسبت می‌دهند. از سوی دیگر، در سطح جامعه نیز این عدم همراهی دفاعی-نظامی چین و روسیه فضای چین‌ستیزی و روس‌ستیزی شکل داده و آنها را در ردیف دشمنان قرار می‌دهد.

به نظر بنده، هر دو تحلیل فوق غلط و دو روی یک سکه هستند. اگر ما به‌درستی ماهیت سیاست کلان روسیه و چین و تطور آن طی چند دههٔ گذشته را بشناسیم و اگر روابط این دو کشور با سایر قدرت‌های منطقه‌یی اعم از اسرائیل، ترکیه، و کشورهای خلیج فارس را بفهمیم، به این درک می‌رسیم که اساساً ما نباید چنین انتظاری از این دو کشور داشته باشیم. قرار گرفتن در کنار ایران و حمایت نظامی از آن در بحبوحهٔ تعارض اسرائیل و ایران با ماهیت سیاست خاورمیانه‌یی چین در تعارض است.

رابطه‌ با ایران در سطح ششم سلسله‌مراتب توافق‌های مشارکت چین قرار دارد

با توجه به این تحلیل، حمایت چین از روسیه در تهاجم نظامی علیه اوکراین را چگونه می‌توان تفسیر کرد. آیا رویکردی که فرمودید تنها در قبال خاورمیانه مصداق دارد؟

چین و روسیه بالاترین سطح رابطه را تعریف کرده‌اند. در مقابل، چین رابطه‌اش با ایران را در سطح ششم سلسله‌مراتب توافقات مشارکت تعریف کرده است. گفته می‌شود خاورمیانه برای چین- در بین مناطق با اولویت پایین- بالاترین اولویت را دارد، اما روسیه بیش از چهارهزار کیلومتر مرز مشترک با چین دارد و هرگونه تحولات مربوط به آن مستقیماً روی چین اثر می‌گذارد. به‌علاوه، روسیه مهم‌ترین تأمین‌کنندهٔ گاز چین است. جنگ روسیه و اوکراین جنگی در سطح جهانی برای چین تعریف می‌شود. یک طرف این جنگ یک قدرت بزرگ جهانی است که در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ یکی‌ از مهم‌ترین رقبای آمریکا قلمداد می‌شود. با این حال‌، موضع رسمی‌ چین در قبال جنگ روسیه و اوکراین هم رد هرگونه حمایت نظامی است.

در آیندهٔ قابل‌پیش‌بینی، چین اقدام به فروش جنگنده به ایران نخواهد کرد

⁠صحبت‌هایی از خرید جنگندهٔ چینی در فضای رسانه‌یی مطرح شده است. آیا چین اساساً اراده‌ای برای فروش تسلیحات به ایران دارد؟

خرید و فروش تسلیحات صرفاً یک قرارداد تجاری معمول با محاسبات سود و هزینهٔ مرسوم نیست. فروش تسلیحات از سوی یک قدرت بزرگ خارجی به یک قدرت منطقه‌یی می‌تواند توازن قدرت را در آن منطقه بر هم بزند و می‌تواند مناسبات کشور فروشنده را با دشمنان خریدار تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، چین با یک معادلهٔ پیچیدهٔ سود-هزینه برای فروش تسلیحات به ایران مواجه است. نوع این تسلیحات هم در محاسبات استراتژیک دخیل است. به‌طور مثال، تسلیحاتی که ماهیت تهاجمی دارند( مانند جنگنده) با تسلیحاتی که ماهیت تدافعی دارند ( مانند پدافند) محاسبات متفاوتی خواهند داشت. با مجموع این شرایط، من تصور می‌کنم در آیندهٔ قابل‌پیش‌بینی چین اقدام به فروش جنگنده به ایران نخواهد کرد.

البته این نکته نیز حائز اهمیت است که چین در این موضوع نیم‌نگاهی نیز به بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت و احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه دارد، چرا که این قطعنامه‌ها مباحث تسلیحاتی را نیز شامل می‌شوند. بنابراین، پکن علاوه بر سیاست‌هایی که پیش‌تر عنوان شد، این موضوع را نیز به‌عنوان یکی از موانع فروش سلاح به ایران پیش روی خود می‌بیند.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: گفت‌وگوی ریچارد وُلف با کریس هجز دربارهٔ جنگ اسرائيل و ایران
Next: کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: مرعوب نشویم و از حق حیات هموطنانمان دفاع کنیم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved