شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴
روز چهارشنبه، زهران قوام ممدانی، عضو مسلمان-آمریکایی حزب سوسیالیستهای دموکرات آمریکا (DSA)، با پیروزی در انتخابات مقدماتی دموکراتها برای شهرداری نیویورک نهادهای سیاسی را شگفتزده کرد. پیروزی او نهتنها نشاندهندهٔ پیروزی برای سیاستهای مترقی است، بلکه رد آشکار کارزار بدنامسازی است که درصدد استفاده از یهودستیزی و اسلامهراسی علیه او بود.
از همان ابتدا، دموکراتها و جمهوریخواهانِ نهادگرا ممدانی را تهدیدی برای جمعیت بزرگ یهودیان نیویورک تصویر میکردند. آنها به یک روایت سمی و دوجانبه تکیه کردند:
۱- اینکه منتقد مسلمان سیاست اسرائیل باید یهودستیز باشد
۲- اینکه یهودیان آمریکایی ملزم به وفاداری کورکورانه به صهیونیسم و دولت اسرائیل هستند.
اما بسیاری از یهودیان در نیویورک متوجه این هراسافکنی شدند. در واقع، نظرسنجیها نشان داد که ممدانی دومین نامزد محبوب در میان رأیدهندگان یهودی در سراسر شهر است. با این حال، رسانههای شرکتی ترجیح دادند به جای گزارش این حقیقت، وحشت ساختگی را تقویت کنند.
انتقاد صریح ممدانی از جنگ نسلکشانه اسرائیل علیه مردم فلسطین، محور اصلی این حملات بود. مخالفان او با بدبینی از عبارت «انتفاضه را جهانی کنید» که قبلاً استفاده کرده بود، استفاده کردند و آن را از متن خارج کردند تا نشان دهند که او خشونت علیه یهودیان را تأیید میکند. در واقع، «انتفاضه» که در زبان عربی به معنای «قیام» یا «کنار کشیدن» است، به مبارزه گسترده و شناخته شده بینالمللی برای خودمختاری فلسطینیان و پایان دادن به اشغال نظامی اشاره دارد.
موضع ممدانی در مورد اسرائیل نه تنها ریشه در قوانین بینالمللی حقوق بشر دارد – بلکه طیف وسیعی از صداهای یهودی، از ساتمار حسیدیم و نتوری کارتا گرفته تا گروههای مترقی مانند صدای یهودیان برای صلح، یهودیان برای عدالت نژادی و اقتصادی و اگر نه اکنون، در آن مشترک هستند. اینها جنبشهای حاشیهای نیستند؛ آنها بخش حیاتی از چشمانداز سیاسی متنوع یهودیان شهر هستند.
یکی از تاکتیکهای کمپین کومو و کمیتههای اقدام سیاسی خارجی که از او حمایت میکردند، این بود که ممدانی، حامی فلسطین و مدافع آتشبس در غزه، را به عنوان یک یهودستیز معرفی کنند. در آگهی منتشر شده توسط یکی از کمیتههای اقدام سیاسی حامی کومو، ادعا شده بود که ممدانی «حقوق یهودیان را رد میکند». این بروشور، عکسی دستکاریشده از ممدانی را نشان میداد که ریشش به طور مصنوعی تیره و ضخیم شده بود، به عنوان بخشی از یک درخواست آشکار اسلامهراسی.
در واقع، ممدانی را برد لندر، حسابرس شهر نیویورک، عالیرتبهترین مقام منتخب یهودی شهر، تأیید کرد. رهبران برجسته یهودی از کمپین او حمایت کردند. خاخام ابی استاین از جامعه کولوت چاینو در بروکلین در رسانههای اجتماعی نوشت: «من گریه میکنم. زهران ممدانی این کار را کرد. ما این کار را کردیم. مردم این کار را کردند.»
ممدانی کارزار انتخاباتیای داشت که ریشه در همبستگی داشت، نه تفرقه. او از کنیسهها و مراکز اجتماعی بازدید کرد، مستقیماً با رأیدهندگان یهودی از طیفهای مذهبی و سیاسی صحبت کرد و با چاپ اولین پوسترهای تبلیغاتی شهرداری به زبان ییدیش در شهر پس از دههها، تاریخساز شد – و با جامعه حسیدی به شیوه خودش ارتباط برقرار کرد.
برای روشن شدن موضوع: ممدانی منتقد سیاستهای اسرائیل است. این به معنای یهودستیزی او نیست. آنچه یهودستیزی است، این فرض است – که اغلب توسط سیاستمداران راستگرا و مطبوعات شرکتی مطرح میشود – که همه یهودیان باید صهیونیست باشند و بدون قید و شرط از اسرائیل حمایت کنند. این منطق مدتهاست که توسط یهودستیزان واقعی، از جمله دونالد ترامپ، به کار گرفته شده است، که زمانی اعلام کرد یهودیانی که به دموکراتها رأی میدهند، به اسرائیل «وفادار» نیستند و یهودیانی که با سیاستهای او در مورد اسرائیل مخالفند، یهودیان واقعی نیستند.
یهودستیزی اصرار بر این است که یهودیان با رابطهشان با یک دولت خارجی تعریف میشوند- استعارهای خطرناک که قرنهاست به خشونت علیه جوامع یهودی دامن زده است.
آنچه یهودستیزانه است اتحاد بین ملیگرایان مسیحی و حزب جمهوریخواه است که آیندهای را تصویر میکنند که در آن یهودیان کاملاً آمریکا را ترک کردهاند و در بخشی از خیالپردازیهای آخرالزمانی خود به اسرائیل نقلمکان میکنند.
زهران ممدانی خطری برای یهودیان نیویورک نیست. خطر واقعی از سوی نیروهای سیاسی است که مسلمانان را قربانی میکنند، صداهای مترقی یهودیان را حذف میکنند و خواستار وفاداری یهودیان به یک کشور خارجی هستند.
ممدانی میخواهد شهرداری باشد که همه جوامع، همه ادیان و همه مبارزات را بخشی از یک مبارزه مشترک برای عدالت میبیند. پیروزی ممدانی گامی به سوی آن آینده است – و شکستی برای سیاستهای شرکتی و سیاست ترس آنها.