Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • هزینهٔ جنگ ‏
  • اقتصادی
  • نوار متحرک

هزینهٔ جنگ ‏

گزارشی از لنا پتروا ‏(پیش از حملهٔ آمریکا به خاک ایران)
ترجمهٔ مینا آگاه

یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴

هزینهٔ واقعی جنگ، یعنی جان‌های ازدست‌رفته و نبردهایی انجام شده، که البته قابل‌محاسبه نیست، اما جنبهٔ دیگری از جنگ ‏وجود دارد که اغلب از دید پنهان می‌ماند: هزینهٔ اقتصادی آن. در مورد ایالات متحد آمریکا، جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر شبکهٔ ‏پیچیده و گسترده‌ای از بار مالی ایجاد کرده‌اند که حتی مدت‌ها پس از بازگشت سربازان به خانه، همچنان در حال رشد است. ‏امروز می‌خواهیم بررسی کنیم که این هزینه‌های اقتصادی واقعاً چه هستند، چگونه در بودجه‌های روزمره ظاهر می‌شوند، و ‏چرا هزینهٔ جنگ با پایان درگیری‌ها متوقف نمی‌شود.‏
بیایید به عقب بازگردیم. از سال ۲۰۰۱، آمریکا حدود هشت‌تریلیون دلار برای جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر هزینه کرده ‏یا تعهدِ پرداخت داشته است. این شامل جنگ‌های افغانستان و عراق، عملیات نظامی در سوریه، پشتیبانی از متحدان، و ‏تلاش‌های گسترده‌تر مبارزه با تروریسم از طریق وزارت امنیت داخلی می‌شود. این فقط مربوط به وزارت دفاع نیست. رقم هشت‌‏تریلیون دلاری که اشاره کردم، شامل بیش از دوتریلیون دلار برای تعهدات آتی مراقبت از کهنه‌سربازان، بیش از یک‌‏تریلیون دلار برای پرداخت بهرهٔ بدهی‌های مرتبط با جنگ، و بیش از یک‌تریلیون دلار برای تأمین بودجهٔ اقدامات امنیت ‏داخلی در آمریکاست.‏
آنچه در مورد این جنگ‌ها منحصربه‌فرد است نحوهٔ تأمین مالی آنهاست. برخلاف جنگ‌های گذشته که آمریکا با ‏افزایش مالیات یا انتشار اوراق قرضهٔ جنگی هزینه‌ها را پوشش می‌داد، هزینهٔ جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر تقریباً به‌طور ‏کامل از طریق استقراض پرداخت شده است.‏
به عبارت دیگر، اینها جنگ‌هایی با کارت اعتباری بودند. و آمریکا برای ادامهٔ جنگ بدهی بیشتری انباشت می‌کند. اکنون، با ‏نزدیک شدن بدهی ملی به ۳۷تریلیون دلار و پرداخت سالانهٔ بیش از یک‌تریلیون دلار فقط بابت بهره‌های این بدهی، آیا واقعاً ‏خردمندانه است که برای جنگ‌های بیشتر بدهی‌های جدید ایجاد کنیم؟
یکی از مزایای جنگ‌افروزی با پول قرضی نامحسوس بودنِ این جنگ‌ها برای مالیات‌دهندهٔ متوسط آمریکایی است. اما به ‏تعویق انداختن این هزینه‌ها به معنای آن است که کسی باید روزی بهای آن را بپردازد، و این کسان نسل‌های آینده و فرزندان شما ‏هستند. با انباشت بهره بر پول‌های قرض‌گرفته‌شده، هزینهٔ جنگ پیوسته افزایش می‌یابد. حتی با پایان یافتن نبردها، پیش‌بینی ‏می‌شود تا سال ۲۰۳۰ آمریکا بیش از دوتریلیون دلار فقط بابت بهرهٔ بدهی‌های جنگی پرداخت کند، رقمی که معادل هزینهٔ ‏مستقیم عملیات نظامی است.‏
اکنون به یک هزینهٔ بلندمدت کلیدی در این حوزه بپردازیم: مراقبت از کهنه‌سربازان. جانبازان این جنگ‌ها به مراقبت‌های ‏جسمی و روانی مداوم نیاز دارند و پیش‌بینی می‌شود که هزینهٔ این خدمات تا سال ۲۰۵۰ به ۲٫۲ تا ۲٫۵تریلیون دلار برسد. نکتهٔ بسیار مهم این است که اوج این هزینه‌ها دهه‌ها پس از پایان جنگ فرا می‌رسد؛ زیرا که با افزایش سن جانبازان، نیازهایشان بیشتر ‏می‌شود. بدون برنامه‌ریزی بودجهٔ کافی، آمریکا با خطر کوتاهی در تعهداتش در این عرصه روبه‌رو خواهد بود.‏
بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰، سهم هزینه‌های جانبازان از بودجهٔ فدرال از ۲٫۴ به ۴٫۹درصد رسید، یعنی دو برابر شد، حال آنکه ‏شمار کهنه‌سربازان زنده کاهش یافته بود. این نشان‌دهندهٔ هزینهٔ سرسام‌آور مراقبت بلندمدت است.‏
لایهٔ دیگر ماجرا وزارت امنیت داخلی است که پس از ۱۱ سپتامبر تأسیس شد و بزرگ‌ترین نهاد دولتی آمریکا از جنگ ‏جهانی دوم به‌شمار می‌رود. این وزارتخانه امروز شامل سازمان‌هایی چون گمرک و حفاظت مرزی، مهاجرت و کنترل ‏گمرکی، و ادارهٔ امنیت حمل‌ونقل می‌شود. از سال ۲۰۰۳، هزینه‌های فدرال برای امنیت داخلی از ۱٫۱تریلیون دلار فراتر رفته ‏است، البته بدون احتساب هزینه‌های دولت‌های ایالتی و محلی برای اقدامات امنیتی مرتبط که اغلب در بودجه‌های پلیس و ‏اورژانس پنهان می‌شود.‏
هزینه‌های بازسازی را نیز نباید فراموش کرد. هنگامی که عملیات نظامی زیرساخت‌هایی مانند جاده‌ها، خطوط برق، و ‏بیمارستان‌ها را ویران می‌کند، هزینهٔ بازسازی بر دوش کسی است. در گذشته، این مسئولیت بر عهدهٔ وزارت خارجه یا ‏سازمان توسعهٔ بین‌المللی آمریکا بود، اما اکنون ارتش به‌طور فزاینده‌ای بازسازی را بر عهده می‌گیرد. افزون بر این، بخش ‏عمدهٔ این بودجه- که سر به میلیاردها دلار می‌زند- به‌جای نهادهای مدنی یا زیرساخت‌ها، صرف کمک‌های امنیتی، ‏تقویت پلیس* و ارتش کشورهای خارجی شده است. این امر نیز به تعهد مالی بلندمدت تبدیل می‌شود، نه صرفاً هزینهٔ ‏یک‌باره.‏
با تغییر تمرکز امنیت ملی آمریکا از تروریسم به سمت رقابت قدرت‌های بزرگ با چین و روسیه، شاهد ادامهٔ روند ‏صعودی هزینه‌های نظامی هستیم. به‌عنوان نمونه، در یک سال پس از اکتبر ۲۰۲۳ (عملیات ۷ اکتبر در اسرائیل)، آمریکا ‏نزدیک به هجده‌میلیارد دلار برای حمایت از جنگ اسرائیل در غزه هزینه کرد، به‌علاوه، ۴٫۹میلیارد دلار دیگر برای ‏عملیات‌های مرتبطش در خاورمیانه.‏
هم‌اکنون که دونالد ترامپ در حال آماده‌سازی برای پیوستن به جنگ تجاوزکارانهٔ اسرائیل با ایران است، باید درک کنیم که ‏این اقدام هزینه‌ای بر دوش هر شهروند آمریکایی تحمیل خواهد کرد. علی‌رغم ادعاهای مربوط به تهدیدهای جدید، شایان ذکر ‏است که آمریکا همچنان بیش از مجموع چند کشور بعدی هزینهٔ نظامی دارد. در واقع، حتی پس از تعدیل ‏تفاوت‌های نیروی کار و قدرت خرید، هزینه‌های نظامی آمریکا دو تا سه برابر چین است.‏
و در مورد بودجهٔ نظامی روسیه؟ با وجود زرادخانه هسته‌یی گسترده، بودجهٔ دفاعی روسیه کمتر از یک‌دهم بودجهٔ نظامی آمریکاست. ‏بار مالی جنگ دامنگیر متحدان آمریکا نیز شده است؛ برای مثال، بریتانیا و کانادا در جنگ افغانستان، نسبت به بودجهٔ نظامی‌شان، حدوداً نصف آمریکا هزینه کردند. اما در کمک‌های خارجی، سهم آمریکا نسبت به تولید ناخالص داخلی کمتر از بریتانیا ‏و مشابه با آلمان و کانادا بود. به بیان دیگر، آمریکا هزینهٔ بیشتری برای جنگ‌افروزی و هزینهٔ کمتری برای بازسازی ‏اختصاص داده است.‏‏
پس چه درسی می‌توان از همهٔ اطلاعاتی که دادم گرفت؟ جنگ پرهزینه است. بهای نهایی آن با جان انسان‌ها- اعم ‏از نظامی و غیرنظامی- پرداخت می‌شود. اما هزینهٔ اقتصادی صرفاً محدود به دوران نبرد نیست، بلکه به پیامدهای پس از ‏جنگ و تداوم آن مربوط می‌شود: مراقبت از کهنه‌سربازان، خدمات درمانی، بهرهٔ بدهی‌ها، امنیت داخلی، و بازسازی.‏
همهٔ این هزینه‌ها برای دهه‌ها و گاه تا پایان عمر ادامه می‌یابد. و از آنجا که این جنگ‌ها با پول قرضی تأمین مالی شده‌اند، آمریکا تا امروز نیز مشغول پرداختن بهای آنهاست. و شما هم‌اکنون دارید بهای آن را می‌پردازید، و تا سال‌های آتی نیز ادامه ‏خواهد داشت.‏
در آستانهٔ جنگ احتمالی با ایران، که ممکن است به منازعهٔ هسته‌ییِ فاجعه‌باری تبدیل شود، جای اندیشیدن بسیار وجود دارد و ‏باید تمام تلاش ممکن برای پیشگیری از آن صورت گیرد. اگر خواهان گفت‌وگویی صادقانه دربارهٔ مداخلات نظامی هستیم، باید ‏تأثیر اقتصادی آن را نه‌فقط به ارقام میلیاردی و تریلیونی، بلکه به‌صورت هزینهٔ فرصت‌های ازدست‌رفته در جوامع آسیب‌دیده ‏و فشار بلندمدت بر بودجه‌های آینده مدّ نظر قرار دهیم.‏
چنان‌که نقل‌قولی ژرف‌اندیشانه تأثیر اقتصادی جنگ‌افروزی با پول قرضی را چنین ترسیم می‌کند:‏
‏«هر اسلحه‌ای که ساخته می‌شود، هر ناو جنگی که به آب انداخته می‌شود، هر موشکی که شلیک می‌گردد، در نهایت به معنای ‏دزدی از گرسنگانِ بی‌خوراک و محرومانِ بی‌پوشش است.»‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دبیرکل سازمان ملل متحد: صلح تنها امید است
Next: بیانیهٔ مشترک احزاب چپ هند: بمباران ایران از سوی آمریکا محکوم است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved