FT@
از فایننشال تایمز، ۲۸ مه ۲۰۲۵ (۷ خرداد ۱۴۰۴)
ترجمه و تنظیم از نیلوفر ادیبنیا۱ – دنیای اقتصاد
چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
برای درک میزان موفقیت سیاست صنعتی «ساخت چین ۲۰۲۵»، که چشموچراغ چین بهشمار میرود، کافی است به کارخانهٔ جدید خودرو برقی آئودی در شمال چین نگاه کنیم. بر اساس گزارش فایننشالتایمز، در این کارخانه روباتهای صنعتی ساخت چین (که یکی از اهداف اصلی سیاست «ساخت چین ۲۰۲۵» است) کاملاً خط تولید را در دست گرفتهاند. از همان ابتدا، روباتهای پرسکار ورقهای فلزی را به پنلهای درِ خودرو تبدیل میکنند. بعد از آن، بیش از ۸۰۰ روبات ساخت شرکت چینی کوکا (Kuka) قطعات را به بدنهٔ اصلی خودرو جوش میدهند. یک تأمینکنندهٔ چینی دیگر هم فرایند نصب چرخ را کاملاً خودکار کرده است. در واقع، تعداد روباتها در هر شیفت از انسانها بیشتر شده است.
توبیاس لیبک، رئیس مهندسی تولید در کارخانهٔ آئودی چانگچون، اظهار کرد: «راستش را بخواهید، ما فکر نمیکردیم تا این حد فرایندها را در چین خودکار کنیم، اما قیمت قطعات تأمینکنندههای چینی واقعاً پایین است.» حالا چین به ازای هر ۱۰هزار کارگر حتی از آلمان هم روباتهای بیشتری دارد. طرح «ساخت چین» حدود ده سال پیش شروع شد. هدف اصلی طرح ساخت چین این بود که تا امسال [۲۰۲۵]، چین در ده صنعت پیشرفته بازار را در دست بگیرد و ۷۰درصد سهم بازار داخلی را در «اجزای اصلی و مواد اولیهٔ کلیدی» به خودش اختصاص دهد.

نمایی از کارخانهٔ خودروسازی آئودی در چانگچون، جمهوری خلق چین. عکس از آئودی Audi AG
علاوه بر روباتها، سیاست ساخت چین حوزههای دیگری را هم هدف قرار داده است؛ از جمله تجهیزات پیشرفتهٔ ریلی، ساخت کشتیهای پیشرفته، تجهیزات هوافضا و هوانوردی، خودروهای برقی، و حتی فناوری اطلاعات نسل نو. در واقع، این طرح باعث ایجاد شکافی عمیق در روابط تجاری چین با شرکای غربیاش شده و نحوهٔ نگاه دولتهای مدرن به سیاست صنعتی را کاملاً تغییر داده است.
شرکای تجاری به اهداف سهم بازار طرح ساخت چین ۲۰۲۵ انتقاد داشته و آن را مرکانتیلیستی (یعنی با هدف افزایش صادرات و کاهش واردات بهنفع خود) دانستهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از همین طرح استفاده کرد تا جنگ تجاریاش با چین را در دورهٔ اول ریاستجمهوری توجیه کند. او مستقیماً ۵۰میلیارد دلار تعرفهٔ گمرکی برای بخشهایی وضع کرد که از سیاست ساخت چین سود میبردند. جو بایدن نیز سیاست صنعتی فعالتری را در حوزهٔ ریزتراشهها و فناوریهای سبز پیش گرفته بود. هدفگذاری چین بر صنایعی که اتحادیهٔ اروپا در آنها تخصص داشت، از ابزارآلات و ماشینآلات گرفته تا خودرو و کشتیرانی پیشرفته، مستقیماً منجر به افزایش تنشهای تجاری با اروپا شده است. طرح ساخت چین ۲۰۲۵ بهدلیل ایجاد ظرفیت مازاد در دومین اقتصاد بزرگ جهان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
با وجود تمام این تنشهای سیاسی، دو گزارش تازه منتشرشده (یکی از اتاق بازرگانی اتحادیهٔ اروپا در چین و دیگری از گروه رودیوم که بهنمایندگی از اتاق بازرگانی آمریکا در واشنگتن فعالیت میکند) نشان میدهد که پکن به هدف اصلیاش دست یافته است: صنعتی مدرن و پیشرفته که دیگر صرفاً به نیروی کار ارزان وابسته نیست. چین با ترکیبی هوشمندانه از سیاستهای صنعتی، یارانههای دولتی، و حمایتهای بیدریغ، همراه با کارآفرینی در بخش خصوصی و رقابتی سرسختانه در بازار عظیمی که دارد، توانسته است سهم تولیدکنندگان چینی را در بسیاری از بخشها، چه در داخل و چه در سطح جهان، افزایش چشمگیری دهد. در برخی موارد، حتی فناوری رقبای خارجی را پشت سر گذاشته یا با آن برابری کرده است.
چین دنبال چیست؟
این هدف در ماههای اخیر و در جریان جنگ تجاری ترامپ با شی جینپینگ بهطور جدی آزموده شد. رئیسجمهور چین بر موضع خودش ایستاد و در نهایت رئیسجمهور آمریکا مجبور به عقبنشینی شد و مالیاتهای گمرکی (تعرفههایی) را که تا ۱۴۵درصد افزایش داده بود کاهش داد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که آمریکا احتمالاً به این نتیجه رسیده که بیش از حد به واردات چین وابسته است و نمیتواند ریسک تحریمهای گسترده را به جان بخرد. در همین باره، جرارد دیپیپو، معاون موقت مرکز تحقیقات چین در «مؤسسه رند» گفت : «صادرات چین بود که بهمثابهٔ سلاح عمل کرد. چین توانست با تسلط بر جریان جهانی صادرات کالا بهنوعی با آمریکا به تساوی برسد. از منظر امنیت ملی، این موضوع کاملاً با جهانبینی شی همخوانی دارد.»
براساس این گزارش، تسلط چین بر صادرات باعث شده است که دولتهای سراسر جهان میراث ساخت چین را با دقت بررسی کنند. آنها میخواهند بفهمند که پکن چقدر در این برنامهها سرمایهگذاری کرده و آیا میتوانند از ابزارها و روشهای چین در جاهای دیگر هم استفاده کنند؟ دولتها و کشورهای پیشرفتهٔ تجاری در سراسر جهان همچنین بهدنبال این هستند که ارزیابی کنند که آیا برای دفاع از خود در برابر تهدید فزایندهٔ رقابتی تولید چین، از جمله از طریق اقدامات حمایتی، باید گامهای بیشتری بردارند؟ این موضوع بهخصوص با توجه به این موضوع اهمیت پیدا میکند که چین حالا همان فرمول را برای هدفگذاری فناوریهای آینده، از نیمههادیهای پیشرفته و هوش مصنوعی گرفته تا ماشینهای هوش مصنوعی و روباتهای انساننما، بهکار گرفته است. دیپیپو میگوید: «اکنون جهان از آنچه در حال وقوع است بیدار میشود؛ نگرانیهای رقابتی فرساینده، که اولین بار آمریکا آن را تشخیص داد. شخصاً فکر میکنم واکنش متقابلی در راه است.»
جنس اسکلوند، رئیس اتاق بازرگانی اتحادیهٔ اروپا در چین، با اشاره به اینکه چین ۲۹درصد از ارزش افزودهٔ تولید جهانی را به خودش اختصاص داده است، گفت: «اکنون هیچ کشوری در حوزهٔ تولید با چین قابلمقایسه نیست. بنابراین، اگر هدف ساخت چین ۲۰۲۵ تثبیت این کشور بهعنوان پیشرو در تولید جهانی بوده، مأموریت به سرانجام رسیده است. اما باید درک کنیم که این موفقیت بدون مشکل نبوده است.»
پیام صنعتی اژدها به جهان
بر اساس گزارش فایننشالتایمز، کشورهای قدرتمند باید بخشهای تولیدی قوی داشته باشند. این پیامی بود که چین ده سال پیش، لی کهچیانگ، نخستوزیر سابق آن کشور گفت، هنگامی که طرح ساخت چین را راهاندازی کرد. در مقدمهٔ اعلامیهٔ رسمی طرح ساخت چین ۲۰۲۵ اینگونه آمده است: «تاریخ صعود و سقوط قدرتهای جهانی و تاریخ مبارزهٔ ملت چین بارها ثابت کرده است که بدون صنعت تولیدی قوی هیچ کشوری و هیچ ملتی وجود نخواهد داشت.» لی منگگانگ، رئیس مؤسسهٔ تحقیقات امنیت اقتصادی ملی در دانشگاه پکن جیاوتونگ، گفت: «هدف طرح ساخت چین ۲۰۲۵ تبدیل یک کشور تولیدکنندهٔ بزرگ به یک کشور تولیدکنندهٔ قدرتمند بوده است. این طرح نهتنها جامعتر از برنامههای سیاست صنعتی قبلی بوده، بلکه شامل اهداف دقیق برای سهم بازار، خودکفایی داخلی، و توسعهٔ فناوری بوده است.»
بر اساس این گزارش، شرکتهای چینی برای اینکه به فناوریهای خارجی دست پیدا کنند از حمایت دولتی برخوردار شدهاند تا بتوانند شرکتهای خارجی را بخرند. همچنین، شرکتهای دولتی با هم ادغام شدهاند تا در حوزههایی مثل مخابرات، هوانوردی، و تولید هوشمند قطبهای ملی تشکیل دهند. در همین حین، شرکتهای کوچکتر که ظرفیت نوآوری داشتند نیز بودجههای کلان دولتی گرفتهاند. از سوی دیگر، دسترسی شرکتهای خارجی به بازار چین محدود شده است.
این شرکتها برای ورود به بازار گستردهٔ چین چارهای جز سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای داخلی نداشتهاند. این وضع، بهخصوص در حوزههایی مانند خودروسازی و هوانوردی غیرنظامی و مخابرات، شرکتهای خارجی را وادار به انتقال فناوری به همتاهای چینی کرده است. اتاق بازرگانی اتحادیهٔ اروپا در گزارشی صریحاً اعلام کرده است که «شرکتهای خارجی نقش مهمی در کمک به چین برای رسیدن به اهداف ساخت چین ۲۰۲۵ داشتهاند.»
قلب نوآوری ساخت چین
موفقیت طرح «ساخت چین ۲۰۲۵» در مناطقی که به سرمایهٔ هنگفت نیاز داشتند چشمگیر بوده است، زیرا که شرکتهای چینی میتوانند از طریق نظام بانکی دولتی بهوفور به این سرمایه دسترسی داشته باشند. همینطور، در صنایعی که بازیگران اصلی میتوانند از بازار عظیم چین بهرهمند شوند، کامیابی بینظیری حاصل شده است. نکتهٔ مهم این بود که تشویق بخش خصوصی به مشارکت باعث افزایش رقابت شده است. دیپیپو از مؤسسهٔ رند (Rand) در همین باره گفت: «به گمان من، نوآوری در چین عمدتاً از دل بخش خصوصی میجوشد.»
تمایل شرکتهای خارجی به محلیسازی تولیدشان در چین به دولت کمک کرد که هدف تقویت و تعمیق زنجیرههای تأمین داخلی را پیش ببرد. تحقیقات گروه رودیوم نشان میدهد که حتی با وجود کاهش صادرات آمریکا به چین، فروش شرکتهای تابعهٔ آمریکایی مستقر در چین همچنان در حال افزایش است. کامیله بولنوآ، یکی از نویسندگان گزارش رودیوم گفت: «چین در کاهش وابستگی به واردات بسیار موفق بوده، اما در کاهش وابستگی به شرکتهای خارجی کمتر موفق عمل کرده است.» او توضیح داده است که بسیاری از شرکتهای خارجی مستقر در چین بهجای صادرات، بهصورت محلی فعالیت میکنند. بولنوآ معتقد است: «به نوعی، این شرکتها مسئول بخش بزرگی از موفقیت چین هستند.» گزارش رودیوم موفقیت هر یک از بخشهای صنعتی را که در این طرح هدفگذاری شدهاند بر اساس چهار معیار اصلی ارزیابی میکند: کاهش وابستگی به واردات، کاهش اتکا به شرکتهای خارجی، تبدیل شدن به پیشتاز فناوری، و دستیابی به رقابتپذیری جهانی.
طبق ارزیابی رودیوم، فقط دو بخش از ده بخش هدفگذاریشده، یعنی تجهیزات پیشرفتهٔ حملونقل ریلی و تجهیزات برق، در هر چهار معیار عملکردی قوی دارند. پنج بخش دیگر، از جمله روباتها، ماشینآلات، تجهیزات کشاورزی، و خودروهای برقی عملکردی ترکیبی یا قابلقبول در این دستهها داشتهاند. اما مواد جدید، تجهیزات هوافضا، و زیستپزشکی و دستگاههای پزشکی پیشرفته در این ارزیابی ضعیف یا ترکیبی ظاهر شدهاند.
بازار خودروهای انرژی نو چین یکی دیگر از موفقیتهای بزرگ این کشور است. این بخش که در سال ۲۰۱۵ فقط ۳درصد از کل بازار خودرو را تشکیل میداد، پیشبینی میشود امسال سهمش به بیش از نصف کل بازار خودرو برسد. در همین حال، سهم خودروسازان خارجی از فروش خودرو در چین در دو ماه اول سال ۲۰۲۵ به پایینترین حد، یعنی ۳۱درصد رسیده است، یعنی این خودروسازان از سال۲۰۲۰ تا کنون یکسوم بازار را از دست دادهاند. برخی حوزهها نیز با چالش مواجهاند، بهطور مثال هوانوردی غیرنظامی که به هدف ۱۰درصدی برای بازار داخلی هواپیما تا امسال نرسیده است. بخش نیمههادیها نیز هرچند در حال پیشرفت است، اما هنوز درگیر مشکلات زیادی است. بازار هوانوردی در چین همچنان زیر سلطهٔ بوئینگ و ایرباس است، درحالیکه پیشرفتهترین تراشهها از تایوان میآید.

خودروهای برقی آمادهٔ صادرات در شانگهای. CFOTO/NurPhoto/Reuters©
معضلات «ساخت چین»
با این حال، پیشرفتهای چین در تولید مشکلاتی را هم برای اقتصاد چین و هم برای بقیه جهان ایجاد کرده است. منتقدان معتقدند یکی از نقاط ضعف اصلی تمایل به ایجاد اختلال در بازارهاست. دولتهای محلی، که موفقیت رهبران آنها با میزان رشد اقتصادی سنجیده میشود، به سیاستهای جدید دولت مرکزی متصلاند تا صنایع یارانهیی را به مناطق خودشان جذب کنند. نتیجهٔ این وضع دوبارهکاری و ظرفیت مازاد زیر حمایت دولت است که با رقابت شدید قیمتها را بسیار پایین میآورد. این وضع برای مصرفکنندگان خوب است، اما برای سودآوری شرکتها یا وضع مالی دولتهای محلی اصلاً مناسب نیست.
اسکلوند، از اتاق بازرگانی اتحادیهٔ اروپا در چین، با اشاره به صنایع خورشیدی و باتری گفت: «ما شاهد چرخههای رونق و رکود بودهایم. دولت دستورالعملهای سیاستی میدهد و… به نظر میرسد همه به یک سمت هجوم میبرند.» او در ادامه گفت که بخش خودروهای برقی نمونهٔ بارزی از این وضع بود؛ جایی که از ۱۱۲ تولیدکننده، تنها حدود سه تولیدکننده سود میکنند. اسکلوند با تأسف تأکید کرد: «میزان هدررفت در مقیاسی کاملاً چشمگیر است.» برخی دیگر این سؤال را مطرح میکنند که آیا اصلاً رابطهٔ مستقیمی بین طرح «ساخت چین» و موفقیت تولیدی این کشور وجود دارد یا خیر؟
لی برانستتر، اقتصاددان دانشگاه کارنگی ملون، و گوانگوی لی از دانشگاه شانگهایتک گزارشهای مالی شرکتهای چینی را بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ بررسی کردند تا ردپای عبارت ساخت چین ۲۰۲۵ را پیدا کنند. پکن از حدود سال ۲۰۱۸، پس از آنکه این طرح در روابطش با آمریکا حساسیتهای سیاسی ایجاد کرد، دیگر علناً از آن نام نبرده است.
اثربخشی سیاستهای صنعتی اژدها
مقالهٔ دفتر ملی تحقیقات اقتصادی (از سازمانهای غیرانتفاعی آمریکایی) بهوضوح نشان داده است که با اینکه تعداد کمی از شرکتها یارانههای مربوط به این طرح را فاش کردهاند، در مورد آنهایی که این کار را کردهاند، شواهد آماری کمی از بهبود بهرهوری یا افزایش هزینههای تحقیق و توسعه، ثبت اختراع، و سودآوری وجود داشته است. دیپیپو از مؤسسهٔ رند نیز بر این باور است که کمبود داده در چین گاهی سنجش اثربخشی سیاستهای صنعتی آن کشور را دشوار میکند. او این وضع را به جعبهٔ سیاهی تشبیه کرده و گفته است: «شما برنامه را میدانید، نوعی از ورودیهای حمایت سیاستی را میشناسید، و خروجی را میبینید، اما واقعاً از رابطهٔ علت و معلولی بین آنها بیخبرید.»
با این حال، برخی دیگر از پژوهشگران چینی معتقدند که سیاست صنعتی بهخوبی به چین خدمت کرده است. لی، از دانشگاه پکن جیاوتونگ، گفت: «پیشتازی فناوری در بخشهای خاص ستون فقرات مشارکت چین در رقابت جهانی را شکل میدهد و با روندهای توسعهٔ جهانی همسو است. در این عرصه، چین مسیر سیاست صنعتی را ادامه خواهد داد.» اما دیپیپو معتقد است که سیاست صنعتی چین نیاز به تغییر داشته و هدفگذاری برای افزایش سهم بازار بهخوبی توانسته است صنایع را به توسعه و گسترش فعالیتهایشان ترغیب کند. با این حال، اهداف سهم بازار میتوانست به ظرفیت مازاد و تخصیص نادرست منابع منجر شود.
لی میگوید در آینده سیاست نهتنها بر گسترش مقیاس، بلکه بر بهبود ارزش افزودهٔ کل زنجیرههای صنعتی تأکید خواهد کرد. این رویکرد جدید بر معیارهایی مانند تحقیق و توسعه، کیفیت پتنتها (حق اختراع)، و سایر استانداردها تمرکز خواهد داشت تا به اجتناب از گسترش کورکورانه و هدایت رقابتپذیری بلندمدت کمک کند. تحلیلگران معتقدند این تمرکز بر تزریق منابع به سمت عرضه در اقتصاد چین پیامدهای جانبی مهمی در سطح اقتصاد کلان داشته و منجر به وابستگی به سرمایهگذاری بهجای مصرف شده است. با ترکیدن حباب املاک و مستغلات در چین، این تأکید بر سیاست صنعتی سمت عرضه کشور را به تقاضای خارجی وابسته کرده است تا بتواند تولید عظیم کارخانههایش را جذب کند.

روباتهای انساننما در لانژو. Chen Kun/VCG/Reuters©
عرصهٔ تازه رقابت فناورانه
روباتهای انساننما یکی از حوزههای نوظهور فناوریاند که در کانون توجه قرار گرفتهاند، هرچند برخی تحلیلگران بر این باورند که تا تحقق پیشرفتهای بنیادی در این عرصه هنوز سالها فاصله است و کاربرد تجاری آنها در کوتاهمدت همچنان محدود خواهد بود. در همین ارتباط، چین در سال جاری قصد دارد یک صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر دولتی به ارزش یکتریلیون یوآن (معادل ۱۳۷میلیارد دلار) راهاندازی کند. هدف این صندوق هدایت سرمایهها به سوی فناوریهای پیشرفته از جمله روباتیک انساننما و سایر بخشهایی است که در اولویت سیاستگذاران قرار دارد. در ماه مه نیز ائتلافی از چند وزارتخانه مجموعهای از سیاستها را برای تأمین منابع مالی، از جمله وامهای بانکی و سرمایهٔ شرکتهای بیمه، به سمت این صنایع راهبردی معرفی کرده است، تلاشی که بخشی از برنامهٔ گستردهٔ شی جینپینگ برای تبدیل کردن چین به کشوری قدرتمند در علم و فناوری و دستیابی به خودکفایی فناورانه بهشمار میرود.
۱. با ویرایش محدود از اندیشهٔ نو