@Firstpost
گزارشی از پالکی شارما
ترجمه و تنظیم از الف. هوشیار – برای اندیشهٔ نو
جمعه ۹ خرداد ۱۴۰۴
ترامپ طوری جلوه میدهد که انگار حوثیها تقاضای صلح کردند و آمریکاییها برنده شدند. خیلی خلاصه، این گزافهگویی است. آنچه ترامپ به دست آورد اساساً یک وقفهٔ موقت بود. و برای به دست آوردنش ناخواسته بسیاری از کشورها مانند اسرائیل را غافلگیر کرد. آمریکا با اسرائیل مشورت نکرد. روزهای قبل از آتشبس، حملات حوثیها به اسرائیل ضربه زده بود. پس اسرائیل تقریباً احساس خیانت کرد.
نه پرچم «مأموریت انجام شد» در کار بود، نه سخنرانی بزرگ از کاخ سفید، حتی نه یک توئیت پیروزی از دونالد ترامپ. فقط یک آتشبس ناگهانی و یک بیانیهٔ کوتاه از رئیسجمهور آمریکا بود. و این داستان عقبنشینی آمریکا از دریای سرخ است. بله، آمریکا ادعا میکند بمباران حوثیها را متوقف کرده است. ادعا میکند از کشتیرانی جهانی محافظت کرده است. اما چیزهای زیادی هست که واشنگتن به جهان نمیگوید.
اول، بشنویم چه میگویند:
«حوثیها اعلام کردهاند- یا دستکم به ما اعلام شده است- که دیگر نمیخواهند بجنگند. آنها فقط نمیخواهند بجنگند و ما به آن احترام میگذاریم و بمبارانها را متوقف میکنیم. آنها تسلیم شدهاند، اما مهمتر اینکه ما حرفشان را باور میکنیم. میگویند دیگر کشتیها را منفجر نمیکنند.»
حالا بگذارید دربارهٔ آنچه آمریکاییها نمیگویند بگویم: آمریکا دو جنگنده و هفت پهپاد چندمیلیون دلاری از دست داده است. بیش از یکمیلیارد دلار هزینه کرده است و با این حال حوثیها هنوز پابرجا هستند. واقعیت ماجرا این است: بله آمریکا در اینجا برنده نشد؛ آمریکا عقبنشینی کرد و خیلی سریع.
بگذارید به مارس امسال برگردیم. در ۱۵ مارس، آمریکا عملیات «سوارکار خشن» (Operation Rough Rider) را آغاز کرد. مأموریت متوقف کردن حوثیها بود، یک گروه شورشی مورد حمایت ایران، مستقر در یمن. آنها از اکتبر ۲۰۲۳ کشتیها را در دریای سرخ هدف قرار دادهاند. این واکنش مستقیم آنها به جنگ غزه بود. حوثیها کشتیها و شناورهای آمریکایی را هدف گرفتند. پس واشنگتن میخواست آنها را متوقف کند. برای این کار یک کارزار بمباران تمامعیار راه انداختند. بیش از هزار حملهٔ هوایی آمریکا به یمن انجام شد. صدها جنگجوی حوثی کشته شدند. انبارهای سلاح نابود شدند. مراکز فرماندهی زیر آوار رفتند. مثل یک پیروزی قاطع به نظر میرسید. اما در تحقق هدف اصلی شکست خوردند.
واشنگتن قصد داشت حوثیها را نابود کند و چنین نشد. بله، حوثیها تلفات سنگینی دادند، اما آنها هم ضربه زدند و سلاحهای گرانقیمت آمریکا مانند پهپادهای MQ-9 ریپر (Reaper) را سرنگون کردند، همانهایی که هند هم از آمریکا میخرد. همانهایی که در اوکراین هم استفاده میشود. این پهپادها برای شناسایی و حملهاند. حوثیها هفت عدد از آنها را سرنگون کردند. هر کدام حدود سی میلیون دلار قیمت دارد.
آمریکا دو جنگنده نیز از دست داد، نه در نبرد، که در دریا! باید دربارهاش فیلم هالیوودی بسازند: چطور میشود که جنگنده را در اقیانوس بیندازی، آن هم نه یک بار، که دو بار!
بگذارید بگویم چطور اتفاق افتاد: ناو هواپیمابر یواساس هری ترومن که در دریای سرخ مستقر بود مورد حملهٔ حوثیها قرار گرفت. برای گریز از این حمله، این ناو جنگی یک چرخش تند انجام داد، مانوری برای گریز از تهدیدها. اما در این آشفتگی، یک جنگنده را در دریا انداختند. بله یک اف-۱۸ سوپرهورنت به دریای سرخ افتاد. و سپس فقط یک هفته بعد، دوباره همین اتفاق افتاد: یک سوپرهورنت دیگر برای فرود میآمد. فرود اشتباه پیش رفت. جنگنده از عرشه رد شد و مستقیم به دریا افتاد.
گفته میشود که این قدرتمندترین نیروی دریایی جهان مجهز به تازهترین فناوریها و بهترین سلاحهاست. آنها دو جنگنده را همین طوری از دست دادند. هر سوپرهورنت حدود شصت میلیون دلار قیمت دارد. پس حالا صد و بیست میلیون دلار در کف دریای سرخ نشسته است. و اگر فکر میکنید بدتر از این نمیشود، به این گوش کنید:
آمریکا بیش از یک میلیارد دلار برای عملیات «سوارکار خشن» هزینه کرد. بازگشت سرمایه در اینجا چیست؟ جنگندههای گمشده، پهپادهای سرنگونشده، و حوثیهایی که ایستادهاند و به تجهیزات آمریکا شلیک میکنند.
چنین شد که دونالد ترامپ دکمهٔ توقف جنگ را فشار داد. بالاخره اگر یک چیز باشد که او بلد است، تشخیص بازنده در معامله است! آمریکا دنبال آتشبسی رفت که عمان میانجی آن شد. حوثیها موافقت کردند. و بالاخره بمبارانها متوقف شد.
ترامپ گفته است [که حوثیها گفتهاند]: «لطفاً دیگر ما را بمباران نکنید و ما هم به کشتیهایتان حمله نمیکنیم.» اگر بپرسید این را کجا شنیدی، میگوید: «مهم نیست کجا شنیدم. منبع خیلی خیلی خوبی دارم. راستش را بگویم، منبع خیلی خوبی دارم. مارکو [روبیو]، میگویی؟ جیدی [ونس]، خیلی خوبه، نه؟ یک منبع خیلی خوب. میدانی؟ آنها نمیخواهند. نمیخواهند دیگر بمباران شوند. میدانی، تقریباً حدس میزدم چنین شود.»
او طوری جلوه میدهد که انگار حوثیها تقاضای صلح کردند و آمریکاییها برنده شدند. خیلی خلاصه، این گزافهگویی است. آنچه ترامپ به دست آورد اساساً یک وقفهٔ موقت بود. و برای به دست آوردنش ناخواسته بسیاری از کشورها مانند اسرائیل را غافلگیر کرد. آمریکا با اسرائیل مشورت نکرد. روزهای قبل از آتشبس، حملات حوثیها به اسرائیل ضربه زده بود. پس اسرائیل تقریباً احساس خیانت کرد.
و بعد کشورهای خلیج فارس بودند، بهویژه عربستان سعودی و امارات. آنها سالها و میلیاردها دلار برای جنگ با حوثیها هزینه کردهاند. پس چنین احساس شد که واشنگتن متحدانش را دور زده است. و حوثیها روی این احساس سرمایهگذاری کردند. آنها به کشورهای عربی هشدار دادند که به آمریکا اعتماد نکنند: «ما برای تقویت و گسترش اقدامات نظامیمان که هدفشان پایان دادن به تجاوز و برداشتن محاصره است تلاش خواهیم کرد. و عملیاتهای نظامیمان، از جمله ممنوعیت ناوبری هوایی بر فراز فرودگاه صنعا و ممنوعیت ناوبری دریایی در دریای سرخ و عربی، تا زمان محقق شدن این هدف ادامه خواهد یافت.»
پس در نهایت آمریکا واقعاً هیچ دستاوردی نداشت. بیش از یک میلیارد دلار خرج کرد. پهپادهای پیشرفتهاش را از دست داد. یک ناو هواپیمابر را شرمسار کرد. و از میدان نبردی که نمیتوانست کنترل کند عقبنشینی کرد. عملیات «سوارکار خشن» قرار بود نمایش قدرت باشد، اما به نمایش شکست استراتژیک تبدیل شد.