
نوشتهٔ جس بارنارد، صدر کنونی سازمان جوانان و نامزد عضویت در کمیتهٔ اجرایی کشوری حزب کارگر بریتانیا
منبع: نشریهٔ انگلیسی تریبیون، ۳۱ مارس ۲۰۲۳ (۱۱ فروردین ۱۴۰۲)
مترجم: امید مجد – اختصاصی اندیشۀ نو
تصمیم کِهیر استارمر، صدر حزب کارگر بریتانیا، برای منع کردن جرمی کوربین از نامزدی نمایندگی پارلمان از طرف حزب کارگر، فقط حمله به چپ نیست؛ ضربه زدن به دگراندیشی است که برای فعالیت سالم حزب و جامعهٔ دموکراتیک امری حیاتی است.
روز سهشنبهٔ هفتهای که گذشت، درست ۲۴ ساعت پیش از برگزاری جلسهٔ کمیتهٔ اجرایی کشوری حزب کارگر بریتانیا، اعضای کمیته طرحی را از کهیر استارمر، رهبر حزب کارگر، دریافت کردند که در آن پیشنهاد شده بود که رهبری حزب از جرمی کوربین، عضو کنونی پارلمان از منطقهٔ ایزلینگتون نورت و رهبر حزب پیشین حزب، در انتخابات پارلمانی آتی حمایت نکند.
طرح این پیشنهاد مؤید برنامههای تقریباً آشکار رهبری حزب برای حذف کردن جرمی کوربین از نمایندگی پارلمان از طرف حزب کارگر بود. این اقدام اوج حملههای همهجانبهٔ استارمر به جناح چپ حزب از انتخابات آوریل ۲۰۲۰ است؛ انتخاباتی که در آن او با شعار وحدت حزب و تعهد به سیاستهای چپ به رهبری حزب برگزیده شد.
طرح پیشنهادی استارمر- آن طور که ادعا میشد- نه به قصد جلب تأیید و پشتیبانی اعضای حزب کارگر بود و نه برای افزایش بخت نامزدهای حزب در انتخابات پارلمانی، بلکه صرفاً برای راضی کردن اندک مخاطبان حزب در میان انواع روزنامهنگاران راستگرا، مدیرعاملها، لابیها، و ارباب رسانهها بود که همواره میخواهند مطمئن باشند که «اپوزیسیون رسمی حکومت اعلیحضرت» منافع آنها را تهدید نمیکند.
حزب کارگر از همان زمان آغاز به کار خود همواره افتخار کرده که سازمانی گسترده است که هواداران طیفی از سنّتهای سوسیالیستی و سوسیال دموکرات را در بر میگیرد که جایگاه خود را در تنها حزب سیاسیای میبینند که میتواند نمایندهٔ واقعی زحمتکشان باشد و دولتهای محافظهکار را به چالش بکشد.
در تمام مدت عضویت و فعالیت من در حزب، در سطح محلی همیشه این موضوع برجسته میشد که اعضایی با دیدگاههای متفاوت توانستهاند حول محور نامزدهایی از همهٔ جناحهای حزب متحد شوند. به نظر میرسد رهبری کنونی حزب کارگر این سنّت تاریخی حزب ما را شکسته است و نمیپذیرد و میخواهد سازمانی را که باید خانهٔ نیروهای پیشرو و سوسیالیستها باشد، به لانهٔ جناحی کوچک اختصاص دهد.
اقدام برای منع نامزدی جرمی کوربین به نمایندگی از حزب کارگر در حوزهٔ انتخاباتی که دستکم ده بار او را به پارلمان بازگردانده است، هم بسیار غیردموکراتیک است و هم تهدیدی جدی برای آیندهٔ همهٔ اعضای سوسیالیست و نمایندگان حزب در پارلمان است. نباید فکر کنیم این اقدامی اتفاقی و نادر یا کماهمیت است.
توجیه استارمر برای طرح پیشنهادیاش با هدف منع نامزدی جرمی کوربین از طرف حزب، عملکرد ضعیف حزب در انتخابات سراسری پارلمان در سال ۲۰۱۹ و این استدلال است که اگر حزب اجازهٔ نامزد شدن به کوربین بدهد، چشمانداز موفقیت انتخاباتی حزب کاهش خواهد یافت؛ مِلاک و معیاری که پیش از این هرگز در مورد رهبران قبلی حزب مطرح و به کار گرفته نشده است. اجرای این طرح سابقهای به جا میگذارد که به استناد آن، به هر بهانهٔ کوچکی، بشود از نامزدی مجدد هر نمایندهٔ فعلی حزب جلوگیری کرد.
استارمر و متحدانش اکنون میخواهند حزب را بهعوض اینکه سازمانی فراگیر باشد، به صورت لانهای برای فرقه و جناحی کوچک اداره کنند که در آن بحث و دگراندیشی تحمل نمیشود.
این اقدام استارمر و یارانش سبب راه افتادن موج گستردهٔ حمایت اعضای حزب از کوربین شد که با من تماس گرفتند و از من خواستند که با آن طرح مخالفت کنم. بسیاری از آنها مثل خودِ من از طبقهٔ کارگرند، نه وکیل تحصیلکردهٔ آکسبریج. فعالان جامعه، معلمان، پرستاران، و رانندگان پِیک (تحویل کالا) هستند که در زمان رهبری جرمی کوربین برای نخستین بار راغب و متمایل به شرکت و فعالیت در سیاست شدند. این اعضا از من و امثال من خواستند که به این طرح رأی منفی دهیم، و از استارمر خواستند که دست از حمله به حزب خودش بردارد.
استارمر خواستهای این عده را نادیده گرفت. او و همپالکیهایش این اقدام را با این هدف آشکار طراحی کردند که اعضایی را که از جرمی کوربین حمایت میکنند از حزب کنار بزنند، و در صورتی که این اعضا با کوربین ابراز همبستگی کنند یا در کارزار انتخاباتی او شرکت کنند، بشود آنها را اخراج کرد.
به نظر میآید استارمر و گروهش الگوی حزبی شبیه به الگوی دموکراتهای آمریکا را مدّ نظر دارند. آنها ترجیح میدهند حزب «متکی به مردم» را به حزبی برخوردار از حمایتهای مالی میلیونرها تبدیل کنند که در آن، تصمیمگیری بهجای اینکه در سازمانهای منطقهیی یا در کنفرانسهای حزب باشد، در دفتر مرکزی حزب متمرکز شود.
این اقدام آنها بخشی از نقشهٔ گستردهترشان برای زدودن سیاستهای جناح چپ از حزب است؛ همانطور که در طیف نامزدهای انتخابشده برای انتخابات آتی دیده میشود که تقریباً منحصراً از جناح راست حزباند. اگر بگذاریم این تلاش آنها برای پاکسازی چپ ادامه یابد، فرهنگ سیاسی مسمومی به وجود خواهد آمد و حزب کارگری خواهیم داشت که برای فعالیت سیاسی مؤثر در برخورد با معضلها و تنگناهاهای پیش روی کشور مجهز نخواهد بود.
حذف چپ از حزب کارگر به معنای حذف طرفداران بازتوزیع ثروت و تقویت نقش اتحادیههای کارگری و ملی کردن تأسیسات عمومی [آب و برق و گاز و…] از حیات سیاسی کشور، و محروم کردن حزب از بحثهای گستردهتر در این باره است که اقتصاد چگونه و به سود چه کسانی باید تنظیم و اداره شود. اگر بخواهیم برای از بین بردن نابرابریهای عظیم موجود در بریتانیا بکوشیم، وجود این تبادلنظرها و بحثها لازم و حیاتی است. در غیر این صورت، به طور جدّی در معرض خطر کنار ماندن از گفتمان سیاسی در کشور خواهیم بود.
در زمانی که خودکامگی رو به افزایش است، در حالی که به حق اعتصاب و اعتراض حمله میشود، چنین اقدامهایی در حزب به معنای از دست دادن متعهدترین مدافعان آزادیهای مدنی از پارلمان و از جریان اصلی گستردهتر حیات سیاسی در کشور است. چنین اقدامهایی یعنی کنار گذاشتن تنها مخالفان ثابتقدم جنگ از صحنهٔ سیاست کشور و محروم کردن کسانی که در برابر سیاست خارجی مداخلهگرایانه و اغلب فاجعهبار بریتانیا، از جمله در لیبی و عراق و افغانستان، بهحق ابراز مخالفت کردهاند.
همهٔ نظرسنجیها حاکی از آن است که حزب کارگر در انتخابات بعدی پیروز خواهد شد و کِهیر استارمر نخستوزیر بعدی بریتانیا خواهد بود. رفتار رهبری حزب با اعضای خود و نمایندگان پارلمان نهفقط باید برای سوسیالیستها مهم باشد، بلکه باید مورد توجه هر کسی قرار بگیرد که به اهمیت کثرتگرایی برای داشتن دموکراسی سالم باور دارد.
اندیشه نو: استفاده از تمام یا بخشهایی از این مطلب با ذکر منبع بدون مانع است.