Recently updated on فوریه 9th, 2026 at 07:27 ب.ظ
اردشیر امیرارجمند
لازم است یک کمیتهٔ حقیقتیاب مستقل برای روشن شدن ابعاد مختلف این جنایت و تشخیص نوع و حدود مسئولیت هر فرد تشکیل شود. بنده هم بههیچوجه درصد تخفیف یا دفع مسئولیت از کسی یا توجیه آن نیستم، حتی میرحسین موسوی. میرحسین هم هرگز به این امر راضی نیست. آنچه برای ما اهمیت دارد روشن شدن حقیقت، دفاع از حقوق مردم، صداقت با مردم و رعایت انصاف است. ما چندی پیش با همین هدف «اسناد شورای انقلاب» را منتشر کردیم. دانستن حق مردم است. هیچ کس نیز بری از خطا و اشتباه نیست. حقوق بشر خودی و غیرخودی، دوست و دشمن نمیشناسد. حقوق بشر برای دفاع از حقوق دشمن در مقابل دوست است.
بازنشر بیانیهٔ دو سال پیش عفو بینالملل دربارهٔ جنایت سال ۶۷ فرصتی را برای حملهٔ مجدد به میرحسین موسوی فراهم کرد و تکرار این ادعا که ایشان از این جنایت مطلع بوده و اقدامی نکرده یا واقعیت را تحریف کرده است. امیدوارم هشت نکتهٔ پیش رو بتواند به روشن شدن بیشتر موضوع کمک کند.
۱- آنچه در سال ۶۷ اتفاق افتاد یک جنایت وحشتناک بود که نه میتوان و نه باید آن را کتمان یا توجیه یا کمرنگ کرد.
۲- پیگیری این جنایت یک مسئلهٔ واقعاً ملی است و باید از این دید به آن نگاه شود، نه از زاویهٔ جناحی و حزبی یا شخصی, برای آلترناتیوسازی یا آلترناتیوسوزی، وگرنه مخالف منافع ملی و پویایی تاریخی ملت ایران خواهد بود.
۳- لازم است یک کمیتهٔ حقیقتیاب مستقل برای روشن شدن ابعاد مختلف این جنایت و تشخیص نوع و حدود مسئولیت هر فرد تشکیل شود. بنده هم بههیچوجه درصد تخفیف یا دفع مسئولیت از کسی یا توجیه آن نیستم، حتی میرحسین موسوی. میرحسین هم هرگز به این امر راضی نیست. آنچه برای ما اهمیت دارد روشن شدن حقیقت، دفاع از حقوق مردم، صداقت با مردم و رعایت انصاف است. ما چندی پیش با همین هدف «اسناد شورای انقلاب» را منتشر کردیم. دانستن حق مردم است. هیچکس نیز بری از خطا و اشتباه نیست. حقوق بشر خودی و غیرخودی، دوست و دشمن نمیشناسد. حقوق بشر برای دفاع از حقوق دشمن در مقابل دوست است.
۴- اینکه گفته شده مسئولان جمهوری اسلامی از این جنایت مطلع بودند، قطعاً برخی از آنها مطلع بودند. اما میرحسین از آغاز مطلع نبوده، بلکه در مرداد و بهتصریح خودشان چند روز پس از شروع اعدامها، در جلسهٔ سران قوا توسط آقای خامنهای با خبر میشوند که فاجعهٔ بزرگی رخ داده است. شدیداً اعتراض میکند. مسئولان دیگری هم اعتراض میکنند. با پیگیریهای انجام شده کمیتهای تشکیل و گزارشی به رهبر وقت داده میشود. این اعتراض و پیگیری در کُند شدن و سپس توقف اعدامهای دستهجمعی مؤثر بوده است. تاریخ پایان اعدامها برای ما مشخص نیست و تعیین آن یکی از کارهای کمیتهٔ تحقیق میتواند باشد. اما میرحسین تصریح میکند که «دولت در این ماجرا اصلاً دخالتی نداشت و در مدت کوتاهی هم اتفاق افتاد. اما بهمحض روشن شدن ابعادش جلوی اعدامها گرفته شد.»
۵- میرحسین در این جنایت نه نقشی داشته و نه اطلاعی و بهصراحت آن را بهعنوان جنایت محکوم کرده است: «بنده بههیچوجه نه نقشی داشتم نه اطلاعی، حتی با اینکه یکی از اعضای هیئت سهنفره منصوب به نماینده وزارت اطلاعات بود و قاعدتاً وزیر اطلاعات میبایست من و دولت را در جریان میگذاشت، آقای ریشهری حتی کلمهای را هم راجع به این موضوع نگفت، نه در هیئت دولت، نه بهطور خصوصی به شخص بنده، ما در بیاطلاعی محض بودیم و وقتی هم خبردار شدیم، سعی در جلوگیری داشتیم. اینکه بنده نقش داشتم خلاف واقع است و اصلاً به ما اجازهٔ ورود به این موضوع را نمیدادند. با این حال، این جنایتی است که رخ داد و واقعیت این است که هنوز هیچکسی از ابعاد واقعی آن خبر ندارد و شاید در آینده بتوان بیشتر و جامعتر به این واقعه و ابعاد آن پرداخت.»
۶- در رابطه با گزارش عفو بینالملل، ابتدا ادعا شد که میرحسین از اعدامها حمایت کرده، سپس گفته شد که ان را انکار کرده، و نهایتاً ادعا شد که با طفره رفتن از پاسخ دادن به سؤال خبرنگار شبکهٔ «او آر اف» اتریش در مورد کشتار سال ۶۷، موجب تحریف واقعیت و لاپوشانی آن شده است. مستند این ادعا ویدئوی این مصاحبه با شبکه اتریشی است. ادعا میشود که خبرنگار از کشتار ۶۷ سؤال میکند و میرحسین برای تحریف این جنایت از عملیات مرصاد میگوید. پس متن و محتوای سؤال مطروحه از جانب خبرنگار شبکهٔ او آر اف در اثبات این اتهام اهمیت اساسی و تعیینکننده دارد. اما در این ویدئو نشانی از سؤال خبرنگار به زبان اصلی نیست. حتی ترجمهٔ این سؤال به زبان آلمانی هم نیست. آنچه شنیده می شود ناراسیون (روایت) یا یک جمله تیتروار به زبان آلمانی از طرف یک گزارشگر است در مورد تشدید نگرانی ایرانیان خارج از کشور از نقض حقوق بشر و سپس یک جملهٔ تیترگونه دیگر است در مورد اتهام «اعدام» و بقیهٔ ویدئو پاسخهای میرحسین موسوی است در مورد درکش از حقوق بشر، نقد برخی مواضع کشورهای غربی در مورد حقوق بشر، و مشروعیت عکسالعمل انجامشده علیه شرکتکنندگان در عملیات مرصاد. زمان این صداگذاری و فاصلهٔ آن با مصاحبهٔ اصلی و همچنین نسبتش و میزان انطباقش با سؤال یا سؤالهای مطروحه از جانب خبرنگار معلوم نیست. از ۷ ژوئن ۲۰۱۰ که جفری رابرستون در گزارشی که در گاردین منتشر کرد و با استناد به این ویدئو میرحسین را متهم نمود، و البته در نقلقول آن گفتوگو دچار خطای فاحش شد، تا استفاده از آن در کار تحقیقی دو سال پیش عفو بینالملل و تا امروز که بهعنوان کشف مهم جدید دوباره مورد استناد پژوهشگر این سازمان قرار گرفته است، یک درخواست مشخص برای روشن شدن واقعیت مطرح شده است و آن انتشار ویدئوی اصلی مصاحبه با صدای اصلی است.
بدین ترتیب است که تردیدها و ابهامها برطرف میشود و ضمن رعایت حقوق اشخاص، شأن و اعتبار سازمان حقوق بشری اثرگذاری مانند عفو بینالملل محفوظ میماند. نهتنها تا کنون توضیحی در این زمینه داده نشده است تا معلوم شود چرا از ویدئوی اصلی استفاده نشده و نمیشود، بلکه برخلاف ادعای پژوهشگر عفو بینالملل، همان ویدئوی صداگذاری شده هم در سایت و آدرس مشخصشده در بیانیهٔ عفو بینالملل قابل دسترسی نیست . برای اطمینان از این امر، در چند روز گذشته، تا زمان نگارش این متن، چندباره به آن سایت رجوع کردم و امکان دسترسی به ویدئو نبود.
۷- موسوی بُت نیست. معصوم و بری از خطا نیست. نقد او و پرسشگری از او، بهویژه در امری با چنین اهمیت، هم طبیعی و بلکه لازم است. در تیرماه ۸۸، پس از پاسخ میرحسین به سؤال صریحم در مورد حوادث ۶۷، از او پرسیدم پس چرا استعفا ندادید؟ ایشان گفت وضعیت امور بهگونهای بود که مصلحت کشور نبود و نمیتوانستم. گفتم این پاسخ شما منِ دوستدار شما را هم قانع نمیکند، چه برسد به بسیاری از افراد دیگر. گفت درست است و باید در زمان مناسب و خارج از جو ملتهب کنونی برای مردم توضیح دهم. روند حوادث بهگونهای شد که مهندس این فرصت را پیدا نکرد، ولی قول آن را داده است. ممکن است حتی بعد از توضیحات مهندس افرادی قانع نشوند و نقد جدّیتری را هم بر ایشان وارد کنند. مسئله نادیده گرفتن زحمات قابل تقدیر پژوهشگران و محققان عفو بینالملل نیز نیست. اما ضعفهای این تحقیق از نظر رعایت استانداردهای انوستیگاسیون (تحقیق و بررسی) و کار پژوهشی و بهویژه رعایت کامل بیطرفی و اجتناب از ایجاد هرگونه شائبهٔ دخالت ملاحظات سیاسی و جناحی متأثر از شرایط سیاسی خاص کشور قابل انکار نیست. وظیفهٔ حرفهیی عفو بینالملل و پژوهشگران آن این بود که از ایجاد هرگونه شائبهای اجتناب کنند. آلوده کردن فعالیتهای حقوق بشری با پروژههای سیاسی، رقابتها، و جدلهای سیاسی در سطح ملی و بینالمللی با هر هدف و انگیزهای که انجام شود مضر به اعتلای حقوق بشر، حمایت از حقوق قربانیان نقض حقوق بشر، کارآمدی، شأن و اعتبار نهادهای ملی و بینالمللی حقوق بشری است.
۸- زنده نگاه داشتن یاد این جنایت تا دسترسی به عدالت و روشن شدن تمام ابعاد آن و مسئولیت کلیه افراد ذیربط از طرق مختلف از جمله انتشار مکرر و هر سالهٔ اسناد مربوط به آن امری نیکو است، اما به نظر میرسد باز نشر خبر یک سند تحت عنوان کشف جدید و تاریخی برای ترتیب دادن کمپین خبری و مطبوعاتی متمرکز بر یک فرد که اثرگذاری او بر صحنهٔ سیاسی کشور غیرقابل انکار است و امکان دفاع از خودش را نیز ندارد و به فراموشی سپردن عملی تصمیمسازان و تصمیمگیران این جنایت قطعاً فراتر از زنده نگاه داشتن یاد این جنایت و مشکوک به آلوده شدن دفاع از حقوق بشر ودفاع از قربانیان نقض آن با اهداف و اغراض سیاسی است، که خود مغایر با اصول اخلاق حرفهیی حاکم بر فعالیتهای سازمانهای حقوق بشری و پژوهشگران آن است.
برگرفته از «کلمه»