Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • با لبهای دوخته ، – رحمان
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

با لبهای دوخته ، – رحمان

بهار در سکوت می گذرد

باران از خودش در رفته

تا کمر گاه فرو رفته

دست هایی در کُپِه زباله

جستجو می کند

گمشده ،

لقمه نانی زیر سنگ مانده

 

کوچه تنهاست

ظهر فروردین در خلوت نشسته

این خط سیاه چیست…

بر دیوار پاشیده

( من از اینجا گذشتم…رفاقت مرده )

( تو راه خودت را برو…)

رهگذری …

زخمی – از کجا برداشته  ؟

و این رنگ خون که

بر چشمانم نشسته

 

دستی بر دور گردنم حلقه می زند

بهار شکوفه بسته

از یادم نمی رود

تُف کرده است سگ پیری

بر این گوشه ی خراب

بگذار دستها را از کتف ببندند

بگذار رنگ خون بپاشد

بر دیوار ،

 

با لبهای دوخته فریاد می زنند

با لبهای دوخته…

نهیب بر سیاهی می پاشد

دستی بر دور گردنم

حلقه می زند .

کینه در قلب بهاریم

شکوفه می بندد .

 

ا- رحمان

۲۰/ 01/ ۱۳98

8

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تظاهرات بزرگ در پایتخت سودان برای انتقال قدرت به غیرنظامیان
Next: آزادی تعدادی از دستگیرشدگان پارک جهان نمای کرج و بیخبری از وضعیت سایر بازداشت شدگان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved