سعید مدنی
یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵
ایران پس از جنگ چهل روزه- ۴
چشم انداز آینده را میتوان درترکیبی از «جامعه جنبشی»، «بحران ساختاری» و «جنگ» (محدود یا نامحدود) ترسیم کرد. این سه عامل در کنار هم بر یکدیگر تأثیر همافزا دارند و همدیگر را تشدید میکنند. برای سادهسازی وضعیت و تبیین سناریوهای پیش رو، اگر پیش فرض را ثابت فرض کردن دو روند بحران ساختاری و جامعهٔ جنبشی یا ادامهٔ وضع موجود ساختار ج.ا و نارضایتی و اعتراض در جامعهٔ ایران بهعنوان متغیرهای تابع جنگ، بهعنوان متغیر تعیینکننده و اثرگذار قرار دهیم، در این صورت سه سناریو بر مبنای سه حالت جنگی محتمل است:
سناریو اول- ادامهٔ وضع موجود جنگی (نه جنگ نه صلح، هم جنگ هم صلح): ادامهٔ این وضع به تشدید تدریجی بحران ساختاری و اعتراضها و جنبش های اجتماعی منجر خواهد شد.
سناریو دوم- تشدید جنگ و گسترش دامنه آن تا ورود نیروی پیاده در برخی مناطق کشور: در چنین وضعی، اگرچه بحران ساختاری تشدید میشود، اما به تخفیف اعتراضها و جنبشهای اجتماعی و کاهش مشروعیت مبارزه در افکار عمومی منجر میشود. این آثار تا تغییر وضعیت جنگی به یکی از دو سناریوی اول یا سوم تغییر چندانی نخواهد کرد.
سناریو سوم- توافق موقت محدود و ناپایدار با آمریکا (شرایط پیش از جنگ): در این شرایط بحران ساختاری و اعتراضها و جنبشهای اجتماعی بهتدریج تشدید میشود.
با در نظر گرفتن جمیع شرایط بالا، در هر حال احتمال تشدید بحران ساختاری و ناتوانی «نظام» در حل کردن بحرانهای تودرتوی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، بسیار بیشتر از تعدیل یا کاهش بحرانها است. از سوی دیگر، به نظر میرسد احتمال افزایش نارضایتی و تشدید اعتراضهای عمومی نیز بیش از کاهش یا تخفیف اعتراضهاست (جامعهٔ جنبشی). در این صورت گزینههای تغییر- اعم از انقلاب، گذار، یا رفُرم- بیش از گزینههای کنترل وضعیت در قالب سرکوب، کودتا، یا ادامهٔ وضع موجود (پس از کشتار دی ۱۴۰۴) محتملتر است.
به نظر میرسد سوگیری جامعه بهسوی هر یک از گزینههای تغییر (انقلاب، گذار، رفُرم) تا حد زیادی از یک سو موکول است به چگونگی صورتبندی نیروهای سیاسی که بتوانند نقش مرجع را در جامعهٔ ایران کسب کنند، و از سوی دیگر موکول است به سیاستهای نظام حکمرانی در قبال نیروهای سیاسی کنونی در جامعهٔ ایران و همچنین اعتراضها و جنبشهای اجتماعی و بهطور کلی جامعهٔ مدنی ایران.
منبع: ایران فردا