پرستو براهوئی
شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵
در درک عمومی، زیستگاه صرفاً مکانی است که جانور در آن حضور دارد. اما از نگاه بومشناسی (اکولوژی) کاربردی، زیستگاه مجموعهای پویا از اجزای زنده و غیرزنده است که در تعاملی متوازن، پنج مؤلفهٔ حیاتی آب، غذا، پناه، امنیت، و بهویژه «پیوستگی سرزمینی» را تأمین میکند.
حیوانات در خلأ زیست نمیکنند. انتخاب زیستگاه حاصل فرایند سلسلهمراتبی تکاملی و رفتاریای است که در آن گونهها با کمترین هزینهٔ انرژی و بیشترین بازده بقا و تولیدمثل دست به انتخاب میزنند. دیوید الک سالها پیش بر این نکته تأکید کرد که مناسب بودن اقلیم بدون ساختار و هندسهٔ مناسب محیطی بقای جانداران را تضمین نمیکند.
ایران با برخورداری از تنوع کمنظیر بومشناختی- شامل جنگلهای هیرکانی و ارسبارانی، بلوطهای شکنندهٔ زاگرس، جنگلهای خشک ایران–تورانی، حرا و مانگروهای خلیج فارس، تا مراتع و بیابانها و تالابها- امروز زیر بار شدیدترین فشارهای انسانی قرار دارد. گونههای بومی و شاخص کشور دقیقاً بازتاب سلامت همین زیستگاهها هستند. سمندر لرستانی، دوزیستی وابسته به آبهای خنک و پُراکسیژن زاگرس، با کوچکترین تغییر هیدرولوژیک (آبی) و اقلیمی (سرزمینی) تا مرز انقراض پیش میرود و سنجاب ایرانی در زاگرس غربی (نظیر لکههای جنگلی ثلاث باباجانی) با جادهکشی، زغالگیری، و تکهتکهشدن پوشش بلوط بستر باززایی جنگلها را از دست میدهد.
در سوی دیگر، تالابها با دربرگیری فقط ۶درصد از سطح زمین، بیش از ۱۶درصد خدمات زیستبومی (اکوسیستمی) جهانی را به دوش میکشند: خدماتی شامل تصفیهٔ طبیعی آب، مهار سیلاب، رسوب دادن کربن، و میزبانی از پرندگان مهاجر. نمونهٔ بارز این اُفت بومشناختی (اکولوژیک) در تالاب گندمان و خشکی حوضههای آبی کشور مشهود است، جایی که نوسانهای بارشی توأم با سدسازی و بارگذاری کشاورزی جمعیت پرندگان آبزی را بسیار کاهش داده است.
انسان متمدن بقای اولیه و تاریخیاش را مدیون شناخت هوشمندانهٔ زیستگاههاست. اما امروز پروژههای توسعهٔ خطی (بزرگراهها)، استخراج بیضابطهٔ معادن، چرای مفرط، و صنایع آلاینده این بسترهای حیاتی را از هم گسستهاند. ارزیابی علمی با مدلهای معتبر نظیر تناسب زیستگاه و روشهای آنتروپی بیشینه نشان میدهد که اگر در برنامهریزی کاربری اراضی، لکههای بحرانی شناسایی و صیانت نشوند، هزینهٔ بومشناختی (اکولوژیک) نابودی زیستگاه مستقیماً گریبانگیر سلامت، تابآوری، و سفرهٔ غذایی جوامع انسانی خواهد شد.
زیستگاه کالای مصرفی پروژههای توسعه نیست، بلکه شالودهٔ امنیت زیستی است. تبدیل کردن زمینهای طبیعی به مناطق صنعتی و جادهیی، بدون مدلسازی دقیق و حفظ کردن کریدورهای مهاجرتی، جز تسریع بومکُشی (اکوساید) و نابودی سفرههای آب نتیجهای ندارد. احیای زیستگاههای بحرانی ایران مستلزم ارزیابی الزامآور بومشناختی (اکولوژیک) و توقف فوری تکهتکهشدن جنگلها و تالابهاست.
از نشریهٔ زیستآوا