تا کنون سه رهبر «ولایت خراسان داعش» کشته شدهاند. (عکس آرشیوی)
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
عباس عظیمی، روزنامهنگار افغانستانی، در گفتوگو با رادیو زمانه* از حضور شبکههای وابسته به داعش خراسان و دیگر گروههای افراطی در ایران در مناطق مرزی خبر میدهد. عظیمی میگوید این شبکهها از طریق قاچاق مواد مخدر، ارتباط با باندهای تبهکاری، و شبکههای غیررسمی انتقال پول، منابع مالی و تجهیزاتیشان را تأمین میکنند و با گروههایی در افغانستان، از جمله طالبان، ارتباط دارند. او همچنین از وجود حلقههایی در داخل ایران سخن میگوید که به اعتقادش میتوانند با دستور رهبری مستقر در افغانستان به تهدیدی عملیاتی تبدیل شوند.
در پی تحولات افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، مسئلهٔ جابهجایی نیروهای وابسته به گروههای افراطگرای سُنّی در مرزهای افغانستان و ایران ابعاد امنیتی تازهای یافته است. برخی گزارشها از افزایش رفتوآمد و استقرار افرادی وابسته به داعش خراسان و دیگر جریانهای افراطگرا در ایران خبر میدهد. این افراد در بخشهایی از مشهد حضور دارند و با شبکهها و باندهای محلی در ارتباطاند و از امکانات مالی و تجهیزاتی قابل توجهی هم برخوردارند. این گزارشها هنوز بهطور مستقل تأیید نشده، اما پرسشهایی جدّی دربارهٔ ماهیت این شبکهها، منابع پشتیبانی، و هدفهای احتمالی آنها مطرح میکنند. آیا با جابهجایی پراکندهٔ افراد روبهرو هستیم یا شبکههایی سازمانیافته که میتوانند در آینده به تهدیدی امنیتی تبدیل شوند؟
بخشی از فعالیتهای این گروههای افراطی آشکار است، اما لایههای دیگر ممکن است از دید ناظران و حتی دستگاههای امنیتی پنهان مانده باشند. نهادهای اطلاعاتی ایران از دستکم بخشی از این فعالیتها اطلاع دارند. در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که چه کسانی وارد ایران شدهاند، بلکه باید روشن شود این افراد به کدام گروهها وابستهاند، منابع مالی و تجهیزاتی آنان چیست، چه ارتباطی میان لایههای مختلف شبکه وجود دارد، و دستگاههای امنیتی ایران چه شناختی از این فعالیتها دارند. همچنین باید بررسی کرد آیا شواهدی از قصد این گروهها برای ایجاد ناامنی در ایران وجود دارد؟
خلأ امنیتی افغانستان به سازماندهی دوبارهٔ گروههای افراطی کمک کرده است
عظیمی، روزنامهنگار افغانستانی، معتقد است که پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت [پنج سال پیش] در اوت ۲۰۲۱، خلأ امنیتی گستردهای در آن کشور شکل گرفت که زمینه را برای سازماندهی دوباره گروههای افراطی فراهم کرد:
در میان این گروهها، داعش خراسان بیش از دیگران توانست فعالیتهایش را سازماندهی و هماهنگ کند. در دوران جمهوری اسلامی افغانستان، زمینه برای چنین فعالیتهایی فراهم نبود و این گروهها نمیتوانستند بهصورت منظم برنامههایشان را هماهنگ و اجرا کنند. اما پس از به قدرت رسیدن طالبان، خلأ امنیتی گستردهای در افغانستان به وجود آمد.
به گفتهٔ او، علاوه بر داعش خراسان، گروههای افراطی ازبکستان، گروههای اویغور چین، و جریانهایی از پاکستان و دیگر کشورهای منطقه نیز توانستند فعالیتهایشان را در افغانستان گسترش دهند. او با اشاره به گزارشهایی دربارهٔ فعالیت بیش از هجده گروه تروریستی در افغانستان، آن کشور را به محل استقرار و فعالیت گروههای افراطی منطقه تشبیه میکند.
عظیمی در توضیح تهدید این گروهها برای ایران به مخالفت ایدئولوژیک داعش خراسان با جمهوری اسلامی بهعنوان حکومت شیعی اشاره میکند. او همچنین حملههایی را که داعش مسئولیت آنها را بر عهده گرفته، از جمله حمله به مجلس شورای اسلامی در تهران، نمونهای از تهدید این جریان علیه ایران میداند.
به گفتهٔ این روزنامهنگار، داعش خراسان توانسته است ارتباطاتی سازمانیافته با طالبان برقرار کند و از این طریق به امکانات و تجهیزات دسترسی پیدا کند و رفتوآمد نیروهایش را از مرزها تسهیل کند:
شاخهها و بخشهای مختلف این گروهها در سطوح متفاوت در مناطق مرزی ایران و افغانستان مستقر شدهاند؛ بهویژه در مرزهای منتهی به مشهد، مناطق مرزی هرات و نیمروز و همچنین در سمت ولایت زابل افغانستان.
عظیمی تأکید میکند که از نگاه او، این رفتوآمدها صرفاً جابهجایی پراکنده افراد نیست، بلکه با شبکههایی سازمانیافته روبهرو هستیم:
این افراد بهطور مستمر به داخل ایران رفتوآمد دارند. اینها گروههایی منظم و سازمانیافتهاند. حلقههایی نیز در داخل ایران حضور دارند که بخشی از این شبکهها هستند و مستقیماً با سطوح رهبری ارتباط دارند. این حلقهها بهصورت منظم در داخل ایران فعالیت میکنند.
قاچاق و شبکههای غیررسمی انتقال پول از منابع مالی گروههای افراطیاند
عظیمی درباره منابع مالی و تجهیزاتی گروههای افراطی میگوید که بخش عمده امکانات آنها از طریق ارتباط با شبکهها و باندهای تبهکاری در داخل ایران و مناطق مرزی افغانستان تأمین میشود:
یکی از منابع اصلی درآمد آنها قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان است. علاوه بر این، از مسیرهای ترانزیتی و فعالیتهای تجاری در مرزها و گمرکات ایران و افغانستان نیز استفاده میکنند. این مسیرها علاوه بر تجارت، برای قاچاق مواد مخدر و دیگر فعالیتهای غیرقانونی مورد استفاده قرار میگیرند. بخش قابل توجهی از منابع مالی آنها از طریق قاچاق مواد مخدر و ارتباطات پنهانی با طالبان و گروههای مرتبط در افغانستان تأمین میشود.
او تأمین مالی این گروهها را دارای دو مسیر اصلی میداند. مسیر نخست، ارتباط با باندهای تبهکاری در داخل ایران است. به گفتهٔ عظیمی، افرادی وابسته به این شبکهها در ایران حضور دارند و از طریق ارتباط با گروههای تبهکاری، بخشی از امکانات مورد نیازشان را تأمین میکنند. مسیر دوم، شبکههای مستقر در افغانستان و ارتباطات مالی فرامرزی است. او میگوید:
بخشی از امکانات بهصورت پنهانی و سازمانیافته در اختیار آنها قرار میگیرد و انتقال منابع مالی نیز عمدتاً از طریق مرز افغانستان، شبکههای حواله، و ارتباطات مالی با داخل افغانستان انجام میشود.
عظیمی همچنین تحریمهای اقتصادی ایران را عاملی مؤثر در گسترش اهمیت شبکههای غیررسمی انتقال پول میداند:
تحریمهای ایران نیز در این مورد اهمیت دارد. قاچاق آثار باستانی، قاچاق مواد خام، و پولشویی از دیگر فعالیتهایی است که در این شبکههای غیررسمی جریان دارد. از این مسیرها میتوان مبالغ هنگفتی پول بهصورت نقدی وارد ایران کرد.
به اعتقاد او، محدودیتهای ناشی از تحریمها در انتقال دلار از افغانستان به ایران باعث شده است که شبکهها و گروههای خاصی در این نقلوانتقالها نقش پیدا کنند. عظیمی این مسیرهای مالی را نیز از جمله منابع تأمین امکانات گروههای افراطی مورد بحث میداند.
شبکههای افراطی در ایران ظرفیت تبدیل شدن به تهدید عملیاتی را دارند
عظیمی در ارزیابی میزان اطلاع نهادهای امنیتی ایران از فعالیت گروههای افراطی، به گزارشهای رسمی درباره بازداشت افراد وابسته به این گروهها اشاره میکند. او از بازداشتهایی در سالهای گذشته و همچنین در جریان مراسم مذهبی، بهویژه اربعین و عاشورا، نام میبرد و میگوید در گزارشهای نهادهای اطلاعاتی ایران به بازداشت شمار زیادی از افراد وابسته به داعش خراسان اشاره شده است.
به اعتقاد او، این گزارشها نشان میدهند که افرادی وابسته به گروههای افراطی در داخل ایران حضور داشته و فعالیت کردهاند.
عظیمی در پاسخ این پرسش که آیا این شبکهها در حال حاضر تهدیدی بالفعل برای ایران محسوب میشوند، آنها را دارای ظرفیت بالقوه برای انجام عملیات میداند. به گفتهٔ او، تبدیل شدن این ظرفیت به تهدید عملیاتی به تصمیم و دستور سطوح رهبری این گروهها بستگی دارد.
رهبری این گروهها در افغانستان مستقر است و با طالبان و دیگر گروههای افراطی منطقه، بهویژه گروههای فعال در افغانستان، هماهنگی دارد. این گروهها منتظر دستور رهبریشان هستند و میتوانند به تهدیدی بسیار بزرگ در داخل ایران تبدیل شوند. آنها در سطوح مختلف فعالیت میکنند؛ رهبری در افغانستان مستقر است و گروههای متعدد و پراکندهای نیز در داخل ایران و مناطق مرزی حضور دارند.
این روزنامهنگار همچنین معتقد است که ارتباط با شبکههای تبهکاری و روابط با طالبان، امکان تأمین امکانات و تجهیزات از مسیرهای مرزی را برای این گروهها فراهم میکند.
عظیمی هشدار میدهد که چنین وضعی میتواند به تهدیدی جدّی برای امنیت عمومی و جان شهروندان ایران تبدیل شود. به اعتقاد او، هدف این گروهها ایجاد ترس و ناامنی در میان مردم است و وجود شبکههای پراکنده، اما مرتبط با رهبری مستقر در افغانستان، ظرفیت بالقوهای برای تحقق این هدف فراهم میکند.
*حسین نوشآذر این مصاحبه را انجام داده و متن را نیز او نوشته است.
صحبتهای عباس عظیمی را در لینک زیر بشنوید: