Skip to content
اکتبر 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی / اقتصاد سیاسی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سایهٔ سنگین جنگ‌طلبان بر زندگی و معیشت و امنیت مردم
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

سایهٔ سنگین جنگ‌طلبان بر زندگی و معیشت و امنیت مردم

حبیب مهرزاد

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

اظهارات اخیر چهره‌هایی مانند فؤاد ایزدی دربارهٔ «اشغال بحرین به دلیل آسان بودن» و سخنان پیشین حسینعلی حاجی‌دلیگانی دربارهٔ تصرف و مصادرهٔ سرزمین امارات، فراتر از لفاظی‌های غیرمسئولانهٔ سیاسی، زنگ خطری جدّی برای امنیت ملی، آرامش منطقه، و منافع واقعی شهروندان ایران و منطقه است. این نوع پیشنهادها و رجزخوانی‌ها دقیقاً در نقطهٔ مقابل خواست‌ها و نیازهای مبرم جامعهٔ ایران قرار دارد.

ضربه زدن به صلح و مبارزات مدنی مردم ایران

جامعهٔ ایران سال‌هاست که برای دستیابی به زندگی بهتر، توسعهٔ پایدار، رفاه اقتصادی، و تحقق مطالبات مدنی هزینه‌های سنگینی می‌پردازد. پیشبرد این مبارزات اجتماعی و مدنی، با همهٔ دشواری و مشکلاتی که به‌علت سرکوب داخلی با آن مواجه است، بیش از هر چیز به آرامش، ثبات، و فضای دور از تنش‌های خارجی نیاز دارد. طرح ایده‌های جنگ‌طلبانه از سوی تریبون‌داران رسمی جمهوری اسلامی بهانه‌های لازم را به جریان‌های جنگ‌افروز داخلی و بین‌المللی می‌دهد تا با امنیتی‌تر کردن فضای کشور، مطالبات برحق اقتصادی و اجتماعی مردم را همچنان سرکوب و صدای اعتراض مدنی را خفه کنند.

تکرار دقیق منطق استعمار و امپریالیسم

از طرف دیگر، این‌گونه پیشنهادها برای لشکرکشی، چشم‌داشت به خاک همسایگان، و اشغال کشورها مگر تفاوتی با منطق عریان قدرت‌های استعماری و امپریالیستی دارد که جمهوری اسلامی مدعی مقابله با آنهاست؟ هنگامی که یک مقام رسمی یا به‌اصطلاح کارشناس تریبون‌دار با خونسردی از «تصرف آسان» کشوری مثل بحرین- یا کویت- یا به بند کشیدن حاکمیت و سرزمین ملتی دیگر صحبت می‌کند، عملاً همان گفتمانی را بازتولید می‌کند که دولت‌هایی مانند آمریکا برای توجیه یورش به افغانستان و عراق به کار بردند. استدلال‌هایی نظیر «کوچک بودن»، «آسان بودن تصرف»، یا «تنبیه حکومت‌ها از طریق اشغال سرزمین» برای توجیه دخالت نظامی خارجی در کشورهای دیگر دقیقاً همان ادبیات استعماری است که حقوق بین‌الملل، حاکمیت ملی ملت‌ها، و صلح جهانی را لگدمال می‌کند.

بی‌اعتنایی به هزینه‌های انسانی و ملی

کسانی که به‌راحتی از تریبون‌های رسمی نسخهٔ جنگ زمینی، کشورگشایی، و غرامت‌خواهی ارضی می‌پیچند پیامدهای فاجعه‌بار انسانی و اقتصادی و ویرانی‌های ناشی از جنگ را به‌عمد پوشیده نگه می‌دارند، پیامدهایی که هزینهٔ سنگینش در نهایت از جیب مردم پرداخت می‌شود، آن‌هم در شرایطی که تورم و گرانی و بی‌ثباتی اشتغال و مشکلات بزرگ در آموزش و سلامت در ایران بیداد می‌کند. جنگ‌طلبی حتی در کلام پیش‌درآمد تنش و ویرانی‌ای است که ترکش‌هایش پیش از هر چیز به معیشت زحمتکشان، ارزش پول ملی، جان جوانان، و آیندهٔ نسل‌های ایران اصابت می‌کند.

در شرایطی که مردم ایران با بحران‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی و معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نیاز مبرم کشور نه ترویج ایده‌های ماجراجویانه و استعمارگرایانه‌ای که هیچ دستاوردی ندارد جز انزوای بیشتر و رنج مضاعف برای ملت‌های ایران و منطقه،‌ بلکه تعامل سازنده با جهان، تنش‌زدایی، و برقراری صلح پایدار است.

وقتی انسان نظاره‌گر بازی سیاستمدارانی می‌شود که با تهدیدهای نظامی، لفاظی‌های جنگ‌طلبانه، و رجزخوانی‌های بی‌محابا جان و امنیت میلیون‌ها انسان بی‌گناه را به بازی می‌گیرند، حس می‌کند از هر دو سو در میان چرخ‌دنده‌های بی‌رحم جنگ و کشتار گرفتار شده است.

در این کشمکش‌ها، نه قدرت‌طلبان و تریبون‌داران، بلکه مردم عادی‌اند که هزینهٔ اصلی این تنش‌ها را با جان، روان، و معیشت و زندگی‌شان می‌پردازند. وقتی از یک‌ سو صحبت از کشورگشایی و اشغال به میان می‌آید و از سوی دیگر تهدید به بمباران‌های ویرانگر با «مادر همهٔ بمب‌ها» می‌شود، این دو لبهٔ قیچی تهدید و ارعاب از داخل و خارج عملاً آرامش و امنیت و آیندهٔ جامعه ایران را هدف می‌گیرد.

در چنین فضایی، تلاش برای حفظ عقلانیت، ایستادگی در برابر گفتمان‌های جنگ‌افروزانه (از هر سمتی که باشد)، و پافشاری بر صلح و زندگی شایسته انسانی‌ترین و حیاتی‌ترین واکنش ممکن است.

ضرورت شکل‌گیری جنبش سراسری صلح

ایدهٔ «جنبش صلح» و ایستادگی مدنی همان نقطه اتکایی است که می‌تواند صدای متفاوتی در برابر زورگویی و جنگ‌افروزی چهره‌های قدرت‌طلب داخلی و خارجی باشد.

در تاریخ معاصر، جنبش‌های صلح صرفاً تجمع‌های خیابانی نبوده‌اند، بلکه جریان‌هایی جامعه‌محور بوده‌اند که سعی کرده‌اند هزینه‌های جنگ را برای قدرت‌ها افزایش دهند و حاکمیت قانون و صلح را جایگزین منطق زور کنند.

جامعهٔ مدنی ایران و فعالان اجتماعی از چند مسیر مشخص تا حدی به‌دنبال مقابله با این فضای تنش‌زا و حفظ دستاوردهای مدنی بوده‌اند. اما می‌تواند و باید کوشید تا این تلاش‌ها به جنبش فراگیر و غالب صلح‌خواهی تبدیل شود.

پیوند زدن «حق صلح» به «مطالبات صنفی و معیشتی»

یکی از مؤثرترین راه‌ها آگاهی‌بخشی دربارهٔ این واقعیت است که جنگ و تنش نظامی دشمن اصلی سفره و معیشت مردم عادی از هر قشر و طبقه‌ای است. تشکل‌های صنفی (مانند معلمان و کارگران و بازنشستگان) در بیانیه‌ها و مواضعشان بارها تأکید کرده‌اند که در فضای جنگی و امنیتی اولین چیزی که قربانی می‌شود آموزش، بهداشت و درمان، حقوق نیروی کار، و رفاه عمومی است. پیوند دادن شعار «نه به جنگ» با خواست‌های روزمره و معیشتی می‌تواند صلح‌خواهی را از مفهومی انتزاعی به مطالبه‌ای واقعی و ملموس تبدیل کند.

بی‌اعتبارسازی ادبیات جنگ‌طلبانه در افکار عمومی

کنشگران رسانه‌یی و مدنی با نقد شفاف و بی‌ملاحظهٔ اظهارات نامسئولان تنش‌آفرین (چه مسئولان داخلی که سخن از اشغال همسایگان می‌گویند و چه قدرت‌های خارجی که تهدید به بمباران‌های ویرانگر و نابودی ملت‌ها می‌کنند) می‌توانند و باید نشان دهند که این مواضع هیچ سنخیتی با خواست‌ها و منافع مردم عادی ایران ندارد. بازتاب افکار عمومی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مستقل نشان داده است که جامعهٔ ایران این رفتارهای ماجراجویانه را آگاهانه‌ پس می‌زند.

اقدام مشترک و همبستگی مدنی

طی سال‌های اخیر ده‌ها بیانیهٔ تحلیلی و اعتراضی از طرف جمع‌های وسیعی از فعالان مدنی، استادان دانشگاه، معلمان، کارگران، و کنشگران سیاسی داخل و خارج از کشور با محوریت «نه به جنگ‌طلبی و نه به تجاوز و نه به استبداد» منتشر شده است. این بیانیه‌ها به جهانیان و قدرت‌های خارجی یادآوری می‌کند که حساب مردم ایران از تبلیغات جنگ‌طلبانه و رجزخوانی‌های رسمی جنگ‌طلبان جداست و پیامد و آسیب مستقیم هرگونه تعرض به کشور یا دامن زدن به جنگ متوجه مردم عادی است.

همبستگی منطقه‌یی و فراملی

یکی دیگر از جنبه‌های جنبش صلح ایجاد ارتباط میان جامعهٔ مدنی ایران و فعالان صلح‌طلب در سطح بین‌المللی و کشورهای همسایه است. تأکید بر اینکه مردم کشورهای منطقه (از ایران و عراق گرفته تا امارات و بحرین) هیچ دشمنی با یکدیگر ندارند و قربانی سیاست‌های قدرت‌طلبانهٔ حکومت‌ها هستند می‌تواند به خنثی کردن منطق «دشمن‌سازی» کمک کند.

جنبش صلح در ایران با این هدف باید شکل بگیرد که اجازه ندهد مطالبات اجتماعی و مدنی مردم به بهانهٔ «وضعیت اضطراری و امنیتی» سرکوب شود یا نادیده گرفته شود. دفاع از صلح دفاع از حق زیستن، دفاع از حق اعتراض، و تلاش برای آینده‌ای است که در آن ثروت و امنیت کشور صرف رفاه و توسعهٔ مردم شود، نه آتش‌افروزی و ماجراجویی.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: محسن امیریوسفی، سازندهٔ «نفرین توقیف»: این فیلم را به هزاران جان‌باختهٔ دی ۱۴۰۴ تقدیم می‌کنم
Next: ریشه‌کنی فقر از جایی آغاز می‌شود که فرصت‌ها عادلانه‌تر شود
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved