سعید مدنی
شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
به نظر من، سازمانهای جامعه مدنی و کانونهای صنفی میتوانند رعایت دو اصل اساسی را در دستور کار خود قرار دهند. اول اصل بقا یعنی تأکید بر استمرار و دوم تاب آوری.
مبارزه برای بقا میتواند اشکال مختلفی پیدا کند. یک شکل این است که اصلا برای بقا مبارزه نشود؛ یعنی با شرایطی مواجه شویم که ادامه فعالیت انجمنها به انحلال یا برخورد بسیار شدید با آنها منجرشود و در نتیجه، به این جمعبندی برسند که نباید فعالیت کرد. اما گزینه دیگر آن است که با توجه به شرایط بحرانی میدانی برای مبارزه انتخاب شود که که اصل بقا را مخدوش نکند. به این معنا که با تغییر میدانها، مبارزه ادامه پیدا کند، به شکلی که تداوم و بقای انجمنی زیر سؤال نرود.
بقا دو معنا دارد. یکی بقای جرم و دیگری بقای انرژی. بقای جرم یعنی تلاش برای حفظ ظرفیت انسانی و سازمانی در شرایط بحرانی، که امکان سرکوب، ریزش و انشقاق وجود دارد. بقای انرژی یعنی حفظ ظرفیتها و منابع موجود برای پیشبرد مطالبات و خواستهای جامعه مدنی. در شرایط بحرانی، امکان هدر رفتن انرژی و منابع سازمانها بسیار زیاد است. ممکن است مقدار زیادی انرژی صرف شود، اما دستاورد اندکی حاصل شود.
تابآوری به معنای سازگاری موفقیت آمیز با شرایط دشوار است و باعث میشود افراد یا سازمانها در برابر شرایط سخت و استرس زا، انعطاف بیشتری از خود نشان دهند. در واقع، همین تابآوری به نوعی امکان بقا را نیز برای آنها فراهم میکند. در انفرادی، زندانی از همان ابتدا باید ظرفیتها و امکانات خودش را طوری مدیریت کند که زود تمام نشود. انرژی و توانش را چه انرژی ذهنی، چه توان جسمی و چه ظرفیت مقاومت باید مدیریت کند و همه آن را یکباره هزینه نکند تا بتواند در صورت طولانی شدن انفرادی مقاومت خود را حفظ کند. هرچه ظرفیت تابآوری یک سازمان یا انجمن بیشتر شود، توانایی آنبرای مواجهه باموقعیتهای خاص، شوکهای ناگهانی و حوادث غیرمنتظره هم بیشتر میشود و این در نهایت به بقای طولانی مدت سازمان کمک میکند.