Skip to content
اکتبر 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی / اقتصاد سیاسی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ‍پرسش‌هایی تازه از دل ممنوعیت حجاب در جمهوری آذربایجان
  • جهان
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها
  • زنان

‍پرسش‌هایی تازه از دل ممنوعیت حجاب در جمهوری آذربایجان

شکیبا عابدزاده، پژوهشگر و مترجم حوزهٔ زنان و مطالعات ضداستعماری

پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵

در مقررات تازه‌ در کشور آذربایجان که ماه گذشته تصویب شد، هرچند نامی از حجاب برده نمی‌شود و تنها پوشش مغایر با «اصل سکولاریسم» ممنوع می‌شود، در عمل دانش‌آموزان و معلمان محجبه در  مدرسه‌ها از ورود به کلاس باز داشته شده‌اند. شکیبا عابدزاده در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به این رویداد می‌پرسد که چگونه جنسیت به حوزهٔ کنترل نظم اجتماعی بدل شد. او که نوشته است همچنان می‌تواند از موضعی فلسفی و فمینیستی علیه حجاب بنویسد، همراه با اشاره‌ای اعتراضی به تذکر حجاب در دانشگاه معتقد است: «باید در مسیر طی‌شده مکث کرد و پرسش‌های تازه‌ای مطرح کرد.»

متن کامل نوشتهٔ او را در ادامه می‌خوانید:

با تصویب قوانین جدید مبنی بر منع ورود دختران محجبه به مدرسه‌های کشور آذربایجان، جمعیت زیادی از کلاس‌ها اخراج شدند و پشت درهای بسته نشستند. هم‌زمان، داشتم روایت دوستی را می‌خواندم که روز اول دانشگاه (در ایران) در مقطع دکتری با حراست بر سر شال یا مقنعه (دقت کنید نه حجاب یا بی‌حجابی) درگیر شده.

از موضوع‌های واضحی چون حق پوشش و تحصیل که بگذریم، شاید بد نباشد بپرسیم چطور چنین مکانیسم [سازوکار] خشونت‌آمیزی عادی شد؟ چطور جنسیت بدل به حوزهٔ کنترل نظم اجتماعی شد؟ قدرت چطور دائم در تلاش است بر این به جهان‌ بودن نامتعیّن و متکثر حد بزند؟ زن بودن و اتصال آن به زندگی و رؤیای آزادی را از چه دریچه‌ای فهم کرده‌ایم؟ آیا برای این کودکان بازمانده از تحصیل هم رؤیایی داریم؟ یا آنها را قربانیان استبداد خانواده‌ای می‌دانیم که حجاب را بر آنان تحمیل کرده؟

به‌عنوان کسی که هنوز هم می‌توانم علیه حجاب از موضع فلسفی فمینیستی بنویسم در این سال‌ها متوجه شدم چه راه خطایی رفتیم، بر چه زمین بایری قدم گذاشتیم، چه‌چیز را نادیده رها کردیم و بر چه نقطه‌ای ایستادیم که گاهی خودش به ضدّجنبش بدل شد، ما را چند پاره کرد، و اتفاقاً جنسیت را بیش از بیش به معیار قضاوت‌ها و نقطه‌نظرها بدل کرد.

یکی از لحظات تعیین‌کننده شنیدن مکرر جمله‌هایی شبیه به این بود که محجبه هم فمینیست است؟ و من یاد مادرم می‌افتادم که در اوج درگیری‌اش با منِ نوجوان بر سر حجاب، با مقنعهٔ چانه‌دار و گاهی چادر رانندگی می‌کرد، و اگر پدرم امتناع می‌کرد از کنار او نشستن، در خیابان رهایش می‌کرد و به راه خودش ادامه می‌داد، ولی صندلی راننده را تحویل نمی‌داد. حالا هر دو فرسنگ‌ها با گذشتهٔ خودشان فاصله دارند و من معتقدم بخش بزرگی از این تغییر را همین کنش‌های عمیقاً فمینیستی و برابری‌طلبانهٔ زنی محجبه در روزمرگی‌های زندگی‌اش رقم زد.

آشنایی عمیق‌تر با جامعهٔ مصر هم بر من اثر گذاشت. مصطفی (نامزدم) روزها پیش از عروسی یکی از دوستانش از مادر دوستش گفت که چه زن مهربانی است و چه رابطهٔ عمیقی با هم دارند و چه خاطراتی از او دارد و گاهی مهرش به آن زن مثل مادر خودش است… روز عروسی در عکس‌ها دیدم زنی که از او صحبت می‌کرد نقاب می‌پوشد. از او پرسیدم اصلاً تا حالا چهرهٔ او را دیده‌ای؟ گفت در کودکی شاید، ولی درست یادم نیست. از وقتی یادم هست این‌طور دیده‌امش. چه اهمیتی دارد؟
بعد از دو سال، همچنان دارم به این سؤال فکر می‌کنم… چه اهمیتی دارد؟ که یعنی در آنچه از او بازگو کردم چه تأثیری می‌گذارد؟و از خودم پرسیده‌ام چه کسی فمینیست«تر» است: من یا مصطفی؟

به نظرم جایی باید ایستاد و به راهِ رفته نگاه کرد و سؤال‌های نو پرسید؟ فمینیسم ایرانی هنوز بسیار جوان است. همبستگی اجتماعی و پراتیک جمعی را به‌دلیل سرکوب آن‌چنان که باید نیازموده و دائم از سوی نیروهای مختلف مصادره می‌شود. راهی است که باید جمعی طی کرد.

از کانال تلگرام کانون زنان ایرانی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: برندهٔ نوبل صلح: نتانیاهو در آینده محاکمه خواهد شد؛ ترامپ به درس‌گیری از حقوق بین‌الملل نیاز دارد
Next: به پایان مهر نزدیک شدیم؛ چرا معوقات مستمری اردیبهشت بازنشستگان واریز نمی‌شود؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved