چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزهٔ پرستاری، در یادداشتی اختصاصی برای سلامت نیوز نوشت:
وقتی دلار به اعداد عجیبوغریب میرسد، قیمت کالاها و هزینههای زندگی هر روز بالاتر میرود و تورم بخش بزرگی از درآمد مردم را میبلعد، یک سؤال جدّی مطرح میشود: حقوق پرستار با کدام واقعیت اقتصادی تعیین میشود؟
پرستاری که باید با همین درآمد اجارهخانه، هزینهٔ خوراک، درمان، آموزش فرزندان، و دهها هزینهٔ دیگر را پرداخت کند چگونه باید با حقوقی که از هزینهٔ واقعی زندگی عقب مانده زندگیاش را اداره کند؟
مسئله فقط افزایش یک عدد در فیش حقوقی نیست. مسئله فاصلهای است که هر روز میان درآمد پرستار و هزینههای واقعی زندگی ایجاد میشود.
از پرستار انتظار میرود در شیفت شب بیدار بماند، ساعتها کنار تخت بیمار باشد، با شرایط سخت جسمی و روانی کار کند، مسئولیت جان انسانها را بر عهده بگیرد، و در نهایت با همان درآمدی زندگی کند که قدرت خریدش هر روز کمتر میشود. این تناقض قابل چشمپوشی نیست.
نمیشود هزینههای زندگی را با قیمتهای امروز سنجید، اما مزد نیروی انسانی را با معیارهای گذشته تعیین کرد.
نمیشود از پرستار انتظار انگیزه، ماندگاری، و فداکاری داشت، اما وقتی صحبت از حقوق و مزایا میشود، تورم و افزایش هزینههای زندگی را نادیده گرفت.
پرستاران سالهاست دربارهٔ وضع معیشتیشان هشدار دادهاند، اما پاسخ به این وضع نباید صرفاً وعده، تقدیر، تشکر، یا یک روز در تقویم باشد.
پرستار هم مانند هر انسان دیگری حق دارد از درآمد حاصل از کارش زندگی قابل قبول و شرافتمندانهای داشته باشد.
اگر قرار است دربارهٔ کمبود پرستار، مهاجرت، ترک شغل، و فرسودگی نیروی انسانی صحبت کنیم، باید یکی از ریشههای اصلی این بحران را هم ببینیم: وقتی فاصلهٔ میان حقوق و هزینهٔ زندگی هر روز بیشتر میشود، نمیتوان انتظار داشت نیروی انسانی همچنان با همان انگیزهٔ سالهای گذشته بماند.
بیتوجهی به معیشت پرستار فقط بیتوجهی صنفی نیست، بلکه مستقیماً با آیندهٔ نظام سلامت و کیفیت مراقبت از بیمار ارتباط دارد.
وقت آن رسیده است که حقوق پرستار نه بر اساس اعداد روی کاغذ، بلکه بر اساس واقعیت زندگی امروز او تعیین شود.