
سرمقاله کیهان به روشنی نشان می دهد که نگرانی از شکاف در بین نیروهای شیعه بسیار جدی است و تلاش های عربستان برای نزدیک کردن این نیروها به طرف کشورهای عربی، نتایج ملموسی را به نفع عربستان، به وجود آورده است.
تحولات سیاسی در عراق با توجه به شرایط جدید، برای جمهوری اسلامی در برگیرنده خبرهای خوبی نیست. جدایی عمار حکیم از مجلس اعلای اسلامی عراق و دیدار مقتدی صدر با بن سلمان در عربستان، نگرانی هایی را در پی داشته که کم کم در رسانه های داخل نیز انعکاس می یابند. روزنامه کیهان در سرمقاله خود به فلم سعدالله زارعی، به این مسئله پرداخته و می نویسد:” جدا شدن عمار حکیم از مجلس اعلای اسلامی عراق و اقدام به راهاندازی گروه جدیدی تحت عنوان «حکمت الوطنیه» سبب شکلگیری تحلیلهای مختلف در داخل و خارج عراق گردید. واقعیت مطلب این است که این جدایی بیش از آنکه یک تهدید در موقعیت شیعیان عراق باشد یک فرصت مهم به حساب میآید.” مقاله مزبور در ادامه به روند شکل گیری مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق اشاره می کند که هدفش وحدت شیعیان عراق می بوده است که،” به مرور این مجلس به دلیل بروز بعضی تنگنظریها به یک طیف خاص و در نهایت به یک خاندان خاص ختم گردید و فلسفه وجودی آن مخدوش شد.”
زارعی در نتیجه گیری این وضعیت، به نوعی آن را یک فرصت برای شیعیان ارزیابی کرده است و می نویسد:” در واقع وضع جدید مجلس اعلی اسلامی عراق این فرصت را پدید آورده که بار دیگر به بازخوانی فلسفه وجودی و روند خود بپردازد. شیخ همام حمودی رهبر جدید مجلس اعلی در اولین اظهارنظرهای خود از چنین نگرشی در رهبری جدید مجلس خبر داده است از آن طرف عمار حکیم که با هدف جذب طیفهای جوانتر جامعه شیعه عراق و نیز ارتباط گستردهتر با طیفها و کشورهای منطقه تشکیلات «حکمتالوطنیه» را راهاندازی کرده است، فرصت آزمون و خطا پیدا کرده و در صورت موفقیت، شیعیان موقعیت مستحکمتری پیدا میکنند. شکست این روند نیز یک درس استراتژیک، برای جامعه شیعه به حساب میآید.”
مقاله منتشر شده در روزنامه کیهان، به موضوع دیدار مقتدی صدر از عربستان هم اشاره می کند و می نویسد:” ملاقات مقتدا صدر رهبر یک طیف از شیعیان عراق که عمدتاً در مناطق جنوبی و نیز نجف دارای نفوذ است با محمدبنسلمان حاکم جدید رژیم سعودی نشان داد که تلاشهای رژیم سعودی در ایجاد شکاف بین بخشی از شیعیان عراق تا حدی به نتیجه رسیده است. رژیم سعودی پیش از این در ملاقاتهای مختلف با مقامات عراقی از جمله در دیدار ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه، سید عمار حکیم رئیس سابق مجلس اعلی اسلامی و مقتدا صدر رهبر فراکسیون صدریها با صراحت زیاد از شرط جدا شدن عراق از ایران برای پذیرش عراق در حوزه عربی و مشارکت اقتصادی عربستان در حل مسایل عراق صحبت کرده بودند. مداخلات وزارت خارجه و سیستم امنیتی عربستان در این موضوع تا آنجا بود که دولت حیدر العبادی، سفیر عربستان را به عنوان عنصر نامطلوب و تفرقهافکن از عراق اخراج کرد. ولی اهمیت موضوع جداسازی عراق از ایران تا آنجا بود که وزیر امور خارجه سعودی در سفر به بغداد به عزم ریاض برای حل مشکلات اقتصادی و مالی عراق تأکید کرد و موفق به جلب نظر مقامات عراق برای اعزام سفیر جدید گردید.”زارعی در نتیجه گیری ، رویکردهای جدید از جانب دو جریان مزبور در عراق، را راه کاری برای افزایش محبوبیت تلقی کرده است که به دلیل سابقه فساد مالی و ناکارآمدی این جریان ها، نارضایتی و تظاهرات مردم در عراق را هم موجب شده است و از آنجا که انتخابات سال آینده در ماه اردیبهشت در عراق قرار است برگزار شود، از این طریق در صدد هستند جبران کسری محبوبیت خویش را جبران کنند. زارعی در ادامه به موقعیت صدر اشاره می کند و معتقد است:”. در عراق ملاقات مقتدا صدر با محمدبن سلمان سعودی که دستش به خون مردم مظلوم منطقه الشرقیه عربستان و خون مردم مظلوم یمن و خون مردم بحرین آلوده است یک حرکت به قهقهرا به حساب میآید اما از آنجا که خود مقتدا در تحولات عراق هیچگاه تعیینکننده معادله نبوده است، دیدار نادرست او با خونریز شیعیان با همه تلخیاش تغییردهنده معادلهای در عراق نخواهد بود.”
روزنامه خراسان در یک مقاله تحلیلی در همین ارتباط، می نویسد:” .نکته بعد که شاید از مهم ترین دلایل اختلاف برشمرده می شود تفاوت جهان بینی شخص حکیم با سایر رهبران قدیمی مجلس اعلا مانند همام حمودی، جلال الدین صغیر، بیان جبر الزبیدی، محمد تقی المولی و فرات الشرع است. شورای مرکزی بر اهمیت ابعاد شرعی و دینی در مسائل تأکید دارد اما عمار حکیم به طور آشکار رویه ای متفاوت با آن ها اتخاذ کرد و عملا تلاش کرد تا مجلس اعلی را بیش از آن که به عنوان یک جریان اسلامی مطرح شود به عنوان یک تشکل مدنی و باز معرفی کند. این که نتایج انتخابات گذشته و ناکامی های مجلس اعلا در رسیدن حکیم به چنین نظری چقدر مؤثر بوده است یا خیر می تواند موضوعی مستقل برای بررسی باشد.عرصه سیاست خارجی در مجلس اعلا نیز از موضوعات حساسیت برانگیز و مورد اختلاف در مجلس بوده است. حکیم در سیاست خارجی خود به طور آشکار به دنبال بهبود روابط و تقویت آن با همه کشورهای جهان به ویژه جهان عرب بوده است و در این چارچوب اقدامات عملی فراوانی را انجام داد. روابط حکیم با عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به شکل روشنی مثبت ارزیابی می شود.اما شورای مرکزی مجلس اعلا معتقد است که حکیم در سیاست خارجی مجلس، به طور مستقل تصمیم گرفته و در چارچوب های مورد توافق مجلس نبوده است.به هر صورت روشن است که حکیم در نهایت با خروج از مجلس اعلا عملا به دنبال خالی کردن زیر پای کادر مرکزی مجلس بوده است تا علاوه بر این که نشان دهد این شورا بدون حضور خاندان حکیم جایگاه محکمی ندارد عملا خود را از پایبندی به تعهدات موجود در مجلس اعلا جدا کند.”
رژیم اسلامی ایران از بدو تاسیس تاکنون، با کمک های مالی و نظامی خود در کشورهای منطقه سعی کرده از این طریق نفوذ خود را گسترش بدهد. این مهم در لبنان، سوریه، عراق کاملا مشهود است. ادعاهیی مطرح است که ایران با طالبان در افغانستان مذاکراتی داشته است. جمهوری اسلامی برای سال های متمادی از جنبش حماس حمایت مالی و نظامی کرده است. دو جریان نزدیک به مقتدی صدر و مجلس اعلای اسلامی عراق هم شامل این کمک ها و پشتیبانی ها بوده اند. مقتدی صدر و اعضای مجلس اسلامی عراق برای مدت ها در ایران ساکن بودند. حماس، مجلس اعلا و گروه نزدیک به مقتدی صدر در ایران دفاتری دارند که قاعدتا برای هماهنگی ایجاد شده اند. سرمقاله روزنامه کیهان از آن رو با اهمیت است که مطالب انتشار یافته در آن، انعکاس نظرات جناح های قدرتمند در حاکمیت می باشد که به بیت رهبری و سپاه نزدیک هستند. سعدالله زارعی وظیفه تدوین و تحلیل مسایل منطقه را به عهده دارد و عمدتا مسایل بین الملل را انعکاس می دهد. سرمقاله کیهان به روشنی نشان می دهد که نگرانی از شکاف در بین نیروهای شیعه بسیار جدی است و تلاش های عربستان برای نزدیک کردن این نیروها به طرف کشورهای عربی، نتایج ملموسی را به نفع عربستان، به وجود آورده است. سرمقاله نویس کیهان در این مقاله در صدد است پیشینه و عملکرد دو نفر مذکور را بد و منفی و بی اهمیت نشان بدهد بدون اینکه توضیح دهد همین افراد بارها و بارها به ایران سفر کردند و ملاقات های متعدد با مقامات درجه یکم رژیم و از جمله علی خامنه ای هم داشتند. واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی در طول تمامی این سال ها برای گسترش نفوذ خود در دیگر کشورها و بخصوص کشورهای منطقه، سیاست نزدیکی با نیروهای اسلامی را دنبال کرده است. این گروه های اسلامی بعضا و به دلایل متعدد، از پایگاه اجتماعی قابل قبولی هم برخوردار هستند. با تحولات سوریه ما شاهد دوری جنبش حماس از ایران و نزدیکی به قطر و ترکیه شدیم. هم اکنون هم شاهد نزدیکی مقتدی صدر و عمار حکیم به عربستان و دوری از ایران هستیم. رهبران این گروه های اسلامی همچون سران جمهوری اسلامی بینشی ارتجاعی، ضد دمکراتیک و فرصت طلبانه دارند. به همین دلیل ما در بزنگاه های تعیین کننده شاهد تغییر وضعیتی هستیم که نیروهای سیاسی در منطقه که خاستگاه دمکراتیک ندارند، رویکردهای متفاوتی اتخاذ می کنند. نگرانی جمهوری اسلامی محدود به این مورد نیست و همانطور که در بالا آمده است، دولت عربستان موفق شده با وعده و وعیدهای گوناگون، با حیدر العبادی، نخست وزیر عراق نیز به توافقاتی برسند. به نظر می رسد پس از نابودی داعش، چالش جدی رژیم جمهوری اسلامی در عراق، ادامه تحکیم و تثبیت نفوذ در بین گروه های شیعه برای تاثیر گذاری تحولات در عراق می باشد.