دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
خبر رفتن سیروس ابراهیمزاده برای بسیاری از کسانی که با رادیو، تلویزیون، تئاتر، و سینمای ایران خاطره دارند یادآور چهرهای آشناست، بازیگری که شاید هیچگاه در پی هیاهو نبود، اما حضورش در بسیاری از آثار به آنها رنگ و حال دیگری میداد.
سیروس ابراهیمزاده در سال ۱۳۱۶ در اردبیل به دنیا آمد. زبان و ادبیات انگلیسی را در دانشگاه تهران خواند و برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ تئاتر به انگلستان رفت. او در دانشگاه بیرمنگام نیز در رشتهٔ موسیقی تحصیل کرد.
اما ریشهٔ اصلی زندگی هنری او تئاتر بود. از سال ۱۳۳۴ وارد این عرصه شد و با گروه تئاتر آناهیتا و مصطفی اسکویی همکاری کرد. روی صحنه در نمایشهایی مانند «اتللو» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» بازی کرد و بعدها تجربهٔ کارگردانی و نمایشنامهنویسی را نیز به کارنامهاش افزود. «تیارت فرنگی» و «شبیخون» از جمله نمایشهاییاند که نوشتن و کارگردانی آنها را بر عهده داشت.
رادیو بخش مهم دیگری از زندگی هنری او بود. از اواخر دهه ۱۳۴۰ در رادیو و تلویزیون فعالیت کرد و در نمایشهای رادیویی متعددی حضور داشت. برای نسلی که سالها پیش، پیش از فراگیر شدن تلویزیون و رسانههای دیجیتال، با رادیو زندگی میکرد، صدا و بیان بازیگرانی مانند ابراهیمزاده بخشی از حافظهٔ شنیداری آن دوران بود.
سال ۱۳۴۹ نخستین حضور سینمایی او رقم خورد: در «حسن کچل» به کارگردانی علی حاتمی. پس از آن نیز در چند اثر حاتمی، از جمله «ستارخان» و «کمالالملک»، بازی کرد. «کمالالملک» از جمله فیلمهایی است که نام ابراهیمزاده را در کنار بخشی از تاریخ مهم سینمای ایران ثبت کرده است.
اما کارنامهٔ او به فیلمهای تاریخی و جدّی محدود نماند. در سالهای بعد، در فیلمهایی مانند «همسر»، «هتل کارتن»، «مسافر ری»، «شمعی در باد»، «مومیایی ۳»، «مکس»، «تله»، و «تاکسی نارنجی» بازی کرد. برای بازی در «مومیایی ۳» نیز تندیس زرین بهترین بازیگر نقش دوم مرد جشن خانهٔ سینما را دریافت کرد.
اما تلویزیون او را به خانههای مردم برد. «گالشهای مادربزرگ»، «اختاپوس»، «آرایشگاه زیبا»، «ولایت عشق»، «کاکتوس»، «حس سوم»، «آشپزباشی»، و «ساختمان پزشکان» بخشی از مجموعههاییاند که او در آنها حضور داشت. برای بسیاری از مخاطبان، نقشهای او در همین مجموعهها بخشی از خاطرات تلویزیونی سالهای گذشته است.
شاید یکی از ویژگیهای قابل توجه کارنامه ابراهیمزاده همین گستردگی باشد؛ او فقط بازیگر سینما نبود. تئاتر را از جوانی تجربه کرد، در رادیو بازی کرد و گویندگی داشت، به تلویزیون آمد، روی صحنه تئاتر کارگردانی کرد، و در کنار همهٔ اینها، نویسندگی و ترجمه را نیز دنبال کرد. بیش از شش دهه فعالیت هنری او را در چند نسل و چند رسانه همراه کرد.
زندگی مشترک او نیز با ادبیات پیوند داشت؛ همسرش، ناهید کبیری، شاعر و داستاننویس بود.
سیروس ابراهیمزاده در ۳۰ شهریور ۱۴۰۵، در ۸۹ سالگی، پس از یک دوره بیماری و دور از ایران، در آتلانتا، آمریکا، درگذشت. خبر درگذشت او را احترام برومند اعلام کرد و خانهٔ سینما نیز آن را تأیید کرد.
با رفتن او فقط یک بازیگر از میان ما نرفت، بخشی از نسلی رفت که از صحنهٔ تئاتر و استودیوهای رادیو به تلویزیون و سینما رسید و بیش از نیم قرن در کنار مردم ماند.
شاید برای به یاد آوردن سیروس ابراهیمزاده لازم نباشد سراغ نقشهای بزرگ و پرزرقوبرق برویم. کافی است یکی از فیلمها یا سریالهایی را که در آنها بازی کرده دوباره ببینیم. همان چهرهٔ آشنا، همان لحن، و همان حضور آرام دوباره ما را به سالهایی میبرد که او بخشی از زندگی روزمرهمان بود.
یادش گرامی.
از کانال تلگرام ما آن راه سوم هستیم