یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
از گلوبال تایمز
ترجمه و تنظیم از اندیشه نو
در سالهای اخیر رخدادهای شدید آبوهوایی و بلاهای طبیعی ناشی از آنها بارها در سراسر جهان رخ داده است که تأثیر تغییرات آبوهوایی نامطلوب بر زندگی مردم عادی، امنیت شخصی، و توسعه اجتماعی-اقتصادی را برجسته میکند. با این حال، چالشهای ناشی از این تغییرات بسیار فراتر از معیشت مردم است.
تغییرات آبوهوایی همچنین در حال تغییر دادن چشمانداز ژئوپلیتیک جهانی است و به موضوعی تبدیل میشود که بر ثبات اجتماعی، حکومت ملی، روابط فرامرزی، و امنیت منطقهیی تأثیر دارد.
برخی از محققان گفتهاند که هیچ کشوری نمیتواند از تغییرات آبوهوایی مصون بماند و کشورها باید از طریق پلتفرمهای چندجانبه مانند سازمان ملل متحد، سازمان همکاری شانگهای، و گروه ۲۰ بحثها و هماهنگیها در مورد مشکلات مختلفی را که ایجاد میکند تقویت کنند.
ظهور قطب شمال
در شامگاه ۲۲ اوت امسال کشتیرانی از طریق تنگهٔ هرمز همچنان بسیار مختل بود و رفتوآمد کشتیها بسیار کمتر از میزان عادی بود، در حالی که کشتیها در داخل و اطراف تنگه همچنان با حمله روبهرو بودند و تنشها همچنان ادامه داشت. هزاران کیلومتر بهسمت شرق، در بندر بوسان در کره جنوبی، کشتی کانتینری PanStar Acro با صدای بوقش بهآرامی از اسکله جدا شد و به سوی اروپا حرکت کرد.
این تضاد شایان توجه بود- یک گلوگاه در غرب زیر فشار شدید بود، در حالی که مسیری در قطب شمال در شرق در حال باز شدن بود.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، در دسامبر ۲۰۲۵ الکساندر تسیبولسکی، فرماندار منطقه آرخانگلسک، گفت که کریدور حملونقل گذری قطب شمال میتواند گزینهٔ جدیدی برای لجستیک جهانی باشد و نقشه دریایی و ساختار تجارت جهانی را تغییر شکل دهد.
واقعیت تغییرات آبوهوایی اکنون اهمیت این چشمانداز را بیشتر میکند و نهتنها چگونگی حملونقل و تجارت، بلکه اهمیت استراتژیک قطب شمال را نیز تغییر میدهد.
فایننشال تایمز نوشت: «همه میدانند که تغییرات آبوهوایی خطرناک است… چیزی که کمتر درک میشود این است که این تغییرات اکنون به مهمترین نیروی ژئواستراتژیک سیستماتیک تبدیل شده است.»
این ارزیابی در هیچکجا به اندازهٔ قطب شمال آشکار نیست. گرمایش جهانی در حال کاهش دادن یخهای دریای قطب شمال و بهبود قابلیت ناوبری در برخی از مسیرهای قطب شمال در بخشهایی از سال است. در مقایسه با مسیر کانال سوئز، مسیرهای قطب شمال میتوانند سفرها را برای جفتهای بندری خاص آسیا-اروپا به طور چشمگیری کوتاه کنند.
برا مثال، شینهوا گزارش داد که یک سرویس اکسپرس قطب شمال در سال ۲۰۲۵ از نینگبو به فلیکستو در بریتانیا حدود بیست روز طول کشید، که نزدیک به نیمی از زمان سف از مسیر سوئز است. در عین حال، منابع طبیعی مدفون در قطب شمال بیش از پیش جذاب میشوند. ارزیابی سازمان زمینشناسی ایالات متحد آمریکا تخمین میزند که قطب شمال ممکن است حدود ۱۳درصد از نفت کشفنشدهٔ جهان و ۳۰درصد از گاز طبیعی کشفنشدهٔ جهان را در خود جای داده باشد.
ترکیب فرصتهای بهتر و فصل طولانیتر کشتیرانی و دسترسی بیشتر به منابع این منطقهٔ سردسیر را در کانون توجه رقابت ژئوپلیتیکی قرار میدهد. اهمیت ژئوپلیتیکی رو به رشد قطب شمال را میتوان در اقدامات شتاب گرفتهٔ قدرتهای بزرگ مشاهده کرد.
از زمان روی کار آمدن دولت کنونی ایالات متحد آمریکا این دولت بارها احتمال تسلط بر گرینلند را مطرح کرده و برای گسترش ناوگان یخشکن آمریکا تلاش کرده است. در فوریه ۲۰۲۶ گارد ساحلی آمریکا اعلام کرد که قراردادهای مربوط به ۱۱ کشتی یخشکن قطب شمال تکمیل شده است. همهٔ این کشتیها تحویل داده نشدهاند؛ انتظار میرود اولین کشتی در اوایل ۲۰۲۸ تحویل داده شود.
کانادا نیز تلاشهایش را افزایش داده است. در ۲۴ اوت کانادا از سرمایهگذاری بیش از ۱۱میلیارد دلاری کانادا برای تجهیز گارد ساحلی به شش یخشکن جدید خبر داد. طبق نوشتهٔ وبگاه دولت کانادا، در ۱۲ مارس کانادا همچنین از مجموعهای از اقدامات برای تقویت امنیت و توسعه در شمال و سرزمینهای قطب شمال آن کشور خبر داد، از جمله، ۳۲میلیارد دلار کانادا برای ارتقای مکانهای عملیاتی شمالی و پایگاه در خلیج گوس، و ۲٬۶۷میلیارد دلار کانادا برای مراکز و گرههای پشتیبانی عملیاتی شمالی.

نشست قطب شمال اروپا در روزهای ۱۳ و ۱۴ سپتامبر در رووانیمی، فنلاند، برگزار شد. رهبران بیش از ده کشور عضو اتحادیهٔ اروپا در بیانیهای پس از این نشست بر اهمیت استراتژیک رو به رشد قطب شمال برای امنیت کل اروپا تأکید کردند. وبگاه اتحادیهٔ اروپا گزارش داد که در ۷ سپتامبر اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در جریان سفری به نوک، پایتخت گرینلند، از بستهٔ سرمایهگذاری مشارکتی ۲۰۰میلیون یورویی (۲۳۲میلیون دلاری) اتحادیه اروپا و گرینلند خبر داد و گفت که این بسته از حضور قویتر و فعالتر اتحادیهٔ اروپا در گرینلند و قطب شمال حمایت خواهد کرد.
روسیه نیز به توسعهٔ مسیر دریای شمال و زیرساختهای بندر و حملونقل قطب شمال ادامه میدهد و در عین حال طرح توسعهٔ جامع قطب شمال و کریدور حملونقل گذری قطب شمال تا سال ۲۰۵۰ را پیش میبرد.
فصل طولانیتر کشتیرانی در امتداد مسیرهای قطب شمال میتواند اهمیت گلوگاههای دریایی سنتی را تا حدی کاهش دهد. تسیبولسکی گفته است که کریدور حملونقل گذری قطب شمال میتواند جایگزینی برای مسیر تنگهٔ مالاکا در لجستیک جهانی باشد.
فایننشال تایمز نیز به همین ترتیب به کشتیرانی از طریق قطب شمال بهمثابهٔ جایگزینی احتمالی برای مسیرهای سنتی، از جمله کانال پاناما، اشاره کرده است. در عین حال، گلوگاههای دریایی سنتی خودشان تحت تأثیر فشارهای آبوهوایی قرار دارند. تغییرات آبوهوایی و فشارهای امنیت انرژی در حال ایجاد تحولی در سیستم انرژی جهانیاند. گاردین در سال ۲۰۲۶ گزارش داد که نظم ژئوپلیتیکی انرژی، که مدتها بر پایهٔ نفت و گاز طبیعی و زغالسنگ شکل گرفته بود، با گسترش سریع صنایع تجدیدپذیر و برقرسانی و فناوری پاک به چالش کشیده میشود. پروجکت سندیکا و دیگر سازمانهای رسانهیی و تحقیقاتی پیامدهای ژئوپلیتیکی تغییر احتمالی از «کشورهای نفتی» به «کشورهای برقی» را مورد بحث قرار دادهاند.
ضریب فزایندهٔ تهدید
به گزارش آسوشیتدپرس، یک روز صبح در ژانویه ۲۰۲۵، شیخ دیوف ۱۸ساله و پدرش در حال سفرهای مکرر برای حمل کود به مزارع خانوادگیشان در منطقهٔ تیس سنگال بودند. با این حال، هنگامی که او تنها به خانه بازگشت، یک تماس تلفنی فوری از خواهر همسرش داشت: پدرش با گروهی از دامداران مشاجره کرده بود. زمانی که مرد جوان به مزرعه رسید، پدرش مرده بود- با ضربات قمه کشته شده بود- و مهاجمان ناپدید شده بودند. دیوف و خانوادهاش معتقدند که پس از ورود دامها به مزرعهٔ کاساوای خانواده، چوپانان مسئول این قتل بودهاند. او به آسوشیتدپرس گفت که اگر با چوپان مسئول قتل پدرش روبهرو شود، انتقام پدرش را خواهد گرفت.
تنش بین کشاورزان و چوپانان از دیرباز در غرب آفریقا رایج بوده است، اما تغییرات آبوهوایی این مشکل را تشدید میکند. تجزیه و تحلیل آسوشیتدپرس از دادههای سرویس تغییرات آبوهوایی کوپرنیک نشان داد که میانگین بارندگی سالانهٔ سنگال در سی سال گذشته حدود ۲۷درصد کمتر از دوره ۱۹۵۱ تا ۱۹۸۰ بوده است. کاهش بارندگی و افزایش دما، حتی با گسترش زمینهای کشاورزی، باعث خشک شدن مراتع میشود.
در پی حرکت چوپانان و دامهایشان در سراسر منطقه در جستوجوی چراگاه، برخوردها و اختلافها با کشاورزان میتواند بیشتر شود. آنچه برای پدر دیوف رخ داد نمونهای از چگونگی تشدید خطر درگیریها بین جوامع و مرتبط با معیشت بر اثر تغییرات آبوهوایی است. تحقیقات و گزارشهای رسانهیی نشان میدهد که تغییرات آبوهوایی و ناامنی غذایی میتواند خطر درگیریهای موجود را تشدید کنند. خشکسالیهای شدید و آبوهوای نامساعد برداشت محصولات کشاورزی را در بسیاری از مناطق کاهش میدهد، در حالی که جنگها و تنشهای ژئوپلیتیکی میتوانند زنجیرههای تأمین مواد غذایی و نهادههای کشاورزی را مختل کنند.
وقتی مردم دیگر نتوانند معیشت خودشان را تأمین کنند، رقابت بر سر زمین و آب و دیگر منابع و همچنین مهاجرت اجباری ممکن است افزایش یابد. این فشارها میتواند به تضعیف حکومتداری در مناطق شکننده و آسیبپذیر منجر شود و شرایطی ایجاد کند که گروههای مسلح ممکن است از آن برای جذب نیرو سوءاستفاده کنند.
تحقیقات عموماً تغییرات آبوهوایی را عامل تشدیدکنندهٔ تهدید در تعامل با عوامل سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی در نظر میگیرند، نه علت مستقیم و واحدِ جنگ.
آبوهوا، توسعه، و امنیت
تأثیر تغییرات نامطلوب آبوهوایی به حوزهٔ امنیت سنّتی گسترش مییابد. حتی بازدارندگی هستهیی ناتو و قابلیتهای نظامی گستردهتر نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.

بر اساس مقالهای که بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی منتشر کرده است، افزایش سطح دریا، آبوهوای غیرعادی افراطی، و افزایش دما میتواند چالشهای زیادی برای سیستمهای هستهیی و عملیات مرتبط در پایگاههای ایالات متحد آمریکا و خارج از آن کشور ایجاد کند. این مقاله با استناد به گزارشها و تحقیقات منابع آزاد میگوید که گمان میرود تقریباً ۱۰۰ بمب هستهیی B61 آمریکا برای نصب بر روی هواپیماهای دومنظوره (DCA) در شش پایگاه هوایی در بلژیک، آلمان، ایتالیا، هلند، و ترکیه مستقر شده باشد. مناطق اطراف این پایگاهها ممکن است با خطراتی از جمله سیل ناگهانی، آتشسوزیهای جنگلی، و گرمای شدید مواجه شوند.
بنیاد کارنگی از جمله به پایگاه هوایی اینجرلیک ترکیه اشاره میکند که در سال ۲۰۱۹ دچار سیل ناگهانی شد. فقط در عرض دو روز ۲۴۸٫۹ میلیمتر باران این پایگاه را فرا گرفت. اگرچه به تأسیسات ذخیرهسازی مهمات، که سلاحهای هستهیی آمریکا را در خود جای دادهاند، آسیبی نرسید، اما در این مقاله اشاره شده است که سیل شدیدتر میتواند تهدیدی برای این تأسیسات باشد. اگر زیرساختهای پشتیبانی از سلاحهای هستهیی آمریکا و DCAها دچار سیل شود، انجام مأموریتهای مرتبط میتواند غیرممکن شود.
چتم هاوس گفته است که دمای بیسابقهٔ زیاد، خشکسالی، آتشسوزیهای جنگلی، سیل، و فصلهای طوفانها و گردبادهای گرمسیری شدیدتر، قابلیتهای پرسنل، تجهیزات، سلاحها، تاکتیکها، و زیرساختهای ناتو را کاهش خواهد داد یا تخریب خواهد کرد.
طبق مسیر انتشار گازهای گلخانهیی ذکرشده در گزارش، بیش از ۴۰۰میلیون نفر در سراسر جهان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ هر سال در معرض دمایی فراتر از آستانهٔ کارایی قرار گیرند. کشورهای عضو ناتو اکنون شاهد تأثیر دمای زیاتر بر عملیات نظامیاند. در جریان یک رزمایش نظامی در لهستان در سال ۲۰۱۹، دمای داخل خودروهای زرهی از ۴۰ درجهٔ سانتیگراد فراتر رفت و مانع آن شد که سربازان بیش از چند ساعت از آنها استفاده کنند.
تغییرات اقلیمی همچنین بر آزمایش تابآوری تأسیسات و زیرساختهای نظامی ناتو تأثیر دارد. چتم هاوس با استناد به مطالب وزارت جنگ آمریکا میگوید که حدود دوسوم پایگاههای نظامی آمریکا بهویژه در برابر افزایش سطح دریا و رخدادهای غیرعادی و شدید آبوهوایی آسیبپذیرند. مراکز اصلی بندری که از جناح شرقی ناتو پشتیبانی میکنند نیز با تهدیدهای آبوهوایی روبهرو هستند.
جامعهٔ بینالمللی چگونه باید به خطر درگیری ناشی از تغییرات آبوهوایی یا تشدید آن پاسخ دهد؟ اندیشکدهٔ مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی مستقر در فرانسه گفته است که مطالعات انجامشده در مورد تغییرات آبوهوایی و درگیریهای خشونتآمیز نشان میدهد که شبکههای ایمنی اجتماعی قوی میتواند در طول شوکهای اقلیمی از درآمد مردم محافظت کند و به کاهش خطر خشونت کمک کند. یکی دیگر از اقدامات بالقوه مؤثر مشارکت سیاسی بیشتر است. شواهد نشان میدهد که وقتی گروههای به حاشیه رانده شده در تصمیمگیریهای سیاسی گنجانده میشوند، ارتباط بین شوکهای آبوهوایی و خشونت ضعیفتر میشود.
ژائو لانگ، عضو ارشد مؤسسهٔ مطالعات بینالمللی شانگهای، به گلوبال تایمز گفت که تغییرات آبوهوایی/اقلیمی بهتدریج الگوی رقابت اقتصادی را تغییر میدهد. رقابت اقتصادی سنّتی تا حد زیادی بر مواهب منابع، ساختارهای صنعتی، و موقعیت در زنجیرههای صنعتی متمرکز بوده است. با این حال، در آینده، گذار سبز و صنایع کمکربن، که ارتباط نزدیکی با تغییرات آبوهوایی دارند، رقابت اقتصادی را بهسمت رقابتی جامع شامل منابع، فناوری، سرمایه، و قوانین سوق خواهد داد.
در مواجهه با این تأثیرهای گسترده، حاکمیت آبوهوایی/اقلیمی و حاکمیت امنیتی باید ارتباط تنگاتنگتری با هم پیدا کنند. ژائو میگوید که مسائل مشترکی مانند امنیت انرژی، امنیت غذایی، امنیت آب، امنیت زنجیرهٔ تأمین، مهاجرت، و امنیت توسعه جامعهٔ بینالمللی را به ایجاد چارچوب حاکمیتی یکپارچه «آب و هوا-توسعه-امنیت» ملزم میکند.