سلست هدلی (Celeste Headlee)، روزنامهنگار آمریکایی.
یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
بسیاری از ما در مسیر مطالبهگری ترجیح میدهیم مطالبات خودمان را در قالب شعارهای کلی یا تجمعهای اعتراضی بیان کنیم و از گفتوگو با همکاران، مدیران، یا افراد اثرگذار طفره برویم. بسیاری از ما به تجربه دریافتهایم که کسانی که میتوانند چندین سال حق کسانی را نادیده بگیرند بهسادگی میتوانند شعارها و تجمعهای رو به فرسایش ما را هم نادیده بگیرند. تا زمانی که تجمع یا پیگیری هزینهای برای ناقضان حقوق ایجاد نکند، انگیزهای برای تغییر دادن شرایط ندارند.
نکته اینجاست که پرهیز ما از گفتوگو با یکدیگر و با برخی از کسانی که در سیستم میتوانند مسیری برای مطالبات باز کنند اغلب به فرسایشی شدن روند مطالبهگری میانجامد.
ما با یک همکار بدعنق گفتوگو نمیکنیم، زیرا روی خوش نشان نمیدهد. شروع گفتوگو با جوانانی که ممکن است مطالبات مشترک داشته باشند برای ما دشوار است. و موقع صحبت کردن با مدیری که بالاخره موافقت کرده به حرفهای ما گوش کند تا شاید بتواند پیگیری ما را از سر خودش باز کند جملههایی میگوییم که در اولویت نیستند و شاید این را هم بتوان نوعی از پرهیز از گفتوگو به حساب آورد.
اما چطور میتوان بنبست پرهیز از گفتوگو را شکست؟ یک راه آن تمرین کردن در میان جمع کوچکی از همکاران است، با کسانی که حاضر باشند نقش طرف مقابل یک گفتوگوی دشوار را بازی کنند. در کنار آن، خودِ صحبت کردن، حتی اگر به نتیجه سریع نرسد، به تجربه اضافه میکند تا گفتوگوهای بعدی را بهتر سامان بدهیم.
سلست هدلی، روزنامهنگار مشهور آمریکایی و مجری باسابقهٔ رسانههای معتبری چون NPR و PBS، کلید حل این چالش را در اصلاح مهارت گفتوگو میداند. او که بیش از دو دهه با طیف وسیعی از افراد- از سیاستمداران سرسخت و دانشمندان گرفته تا معترضان خیابانی و مردم عادی- گفتوگو کرده، معتقد است بزرگترین ضعف ما این است که «بلد نیستیم با هم تعامل کنیم».
او در این ویدئو از مجموعه رویدادهای سخنرانی تِداِکس (TEDx) میگوید:
«من دو دهه با همه گفتوگو کردهام، از برندگان نوبل تا رانندگان کامیون و لولهکشها؛ با کسانی که ازشان خوشم میآمد تا کسانی که ازشان خوشم نمیآمد، و کسانی که باهاشان اختلاف عقیدتی عمیق در سطح شخصی داشتم، ولی توانستم گفتوگوی خوبی باهاشان داشته باشم.»
بر مبنای تجربیات هدلی، کنشگران مدنی و صنفی در کشور ما میتوانند دستکم با بهکارگیری ۶ راهکار استخراج شده از اصول ۱۰گانهٔ او مطالباتشان را یک قدم به دستاورد نزدیک کنند:
۱. در کنار تجمع و سر دادن شعار، راه را برای گفتوگو باز بگذارید
با این ذهنیت وارد گفتوگو شوید که حتی از مخالفان خودتان نیز میتوانید چیزی یاد بگیرید. گفتوگو خیابان دوطرفه است، نه تریبونی برای بیانیه خواندن.
۲. جایگزینی کلیگویی با پرسشهای باز
تقاضاهای مطلق و مبهم طرف مقابل را در موضع دفاعی قرار میدهد.
به جای متهم کردن، از پرسشهای باز با کلمات «چگونه»، «چرا»، و «چه چیز» استفاده کنید تا طرف مقابل (مسئولان یا همکاران) مجبور به دادن پاسخهای دقیق و فنی شود. پرسشهایی با پاسخ «بله و خیر» را به پرسشهایی با کلمات پرسشی تبدیل کنید.
۳. گوش دادن برای فهمیدن، نه برای جواب دادن
فرسایشی شدن مطالبهگری زمانی رخ میدهد که شما بهجای درک کردن استدلال، جایگاه، یا منافع طرف مقابل، فقط منتظر نوبت خودتان برای تکرار مواضعتان باشید. گوش دادن فعال نقاط ضعف و قوت طرف مقابل را برای مذاکرهٔ بعدی به شما نشان میدهد.
۴. صراحت، اختصار، و دوری از حواشی
غرق شدن در جزئیات تاریخی یا حواشی غیرضروری تمرکز جلسه را از بین میبرد. مطالبات اصلیتان را موجز، صادقانه، و شفاف بیان کنید تا زمان و انرژی فرایند پیگیری هدر نرود.
۵. حضور کامل در لحظه برای شنیدن و انعطافپذیری
در زمان مذاکره انعطافپذیر باشید. اگر در جریان گفتوگو راهکار پیشبینینشده اما مثبتی مطرح شد، ذهن خودتان را باز نگه دارید و با جریان بحث همراه شوید تا به توافقی ملموس برسید. (شاید همکار شما راهحلی برای پیگیری داشته باشد که تا کنون در جمع مطرح نشده است.)
۶. تجربه خودتان را با تجربهٔ طرف مقابل یکسان فرض نکنید
مثلاً وقتی که همکارتان از بیماری یا گرفتاریاش میگوید، پیش از گفتن «من هم همین گرفتاری را دارم» اندکی درنگ کنید تا بینید میشود با فرمولبندی دقیقتر، حتی زمانی دیگر، مسئله را میتوان از انتقاد ساده و گذرا ارتقا داد و در قالب دغدغهای مشترک پیگیری کرد.
نکات دیگری هم هستند که از دید هدلی تسلط بر هر کدام از آنها میتواند تجربهٔ گفتوگوی متفاوتی رقم بزند. حتی اگر این فرمولها دقیقاً در شرایط ما صدق نکند، بررسی آنها در گروه، طی یک گفتوگوی خودمانی، میتواند به رسیدن فرمولهای تازه بینجامد.
از کانال تلگرام داوطلب