پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
به نام زن، به نام زندگیچهار سال پیش، با کشتهشدن ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد جمهوری اسلامی، لحظهای آغاز شد که شاید از شکوهمندترین و فراموشنشدنیترین لحظات جامعه ایران پسامشروطه بود. مرگ یک زن جوان، به خیزشی تبدیل شد که از سقز آغاز شد و در خیابانها، دانشگاهها و شهرهای سراسر ایران ادامه پیدا کرد.
ژینا نام هزاران زنی شد که سالها در برابر تبعیض، حذف و کنترل ایستاده بودند. زنانی که بدنشان، انتخابشان و حضورشان در جامعه همواره میدان دخالت و سلطه بوده است. زنانی که پیش از شهریور ۱۴۰۱ نیز هر روز، در خانه، خیابان، محل کار و دانشگاه، در برابر نظمی پدرسالارانه ایستاده بودند که ستم را بر آنها بازتولید میکرد.
«زن، زندگی، آزادی» فریاد برابریخواهانه جامعهای بود که همچنان پس از سدهها مبارزه و جنبشهای آزادیخواهانه همچنان با این ستم دست و پنجه نرم میکرد. این شعار، تجربهی نسلهایی از زنان را به زبان آورد که خواهان حق انتخاب، حق حضور و حق تعیین سرنوشت خود بودند. انقلاب ژینا وامدار یکصد سال مبارزه زنان ایران از مشروطه تا ۱۷ اسفند ۵۷ و کمپین یک میلیون امضا بود. خیزش ما ادامه راه سالها مبارزه کارگران، اقوام، دانشجویان و اصناف ایران بود.
چهار سال پس از آن روزها، میتوان دربارهی مسیر، امکانها و محدودیتهای این خیزش بحث کرد؛ اما نمیتوان انکار کرد که ژینا چیزی را تغییر داد. بسیاری از زنان، بیش از آنچه تصور میشد، مرزهای تحمیلشده را به چالش کشیدند.
نگاهها به مسئلهی زن، آزادی و قدرت تغییر کرده و چیزی در رابطهی جامعه با این مفاهیم برای همیشه جابهجا شد. برای همین این شعار از کردستان تا بلوچستان، تهران و سراسر ایران و جهان طنینانداز شد.
پس از ژینا دیگر هرگز نمیتوان مسیر جلورفته علیه سلطه و برای عدالت و آزادی را به عقب بازگشت. نه با سرکوب و نه با وجود گفتمانهای ارتجاعی و انحصارطلب.
دانشگاه تهران و بسیاری از دانشگاههای کشور در آن روزها به میدان کنشگری دانشجویانی بدل شدند. دانشجویان با تجمع، اعتصاب، بیانیه و مقاومت روزمره، نشان دادند که دانشگاه هنوز میتواند جایی برای اندیشه، اعتراض و همبستگی باشد.طبق گزارش «کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان»، در جریان انقلاب ژینا دستکم ۵۳۰ نفر، از جمله ۷۱ کودک، جان خود را از دست دادند. همچنین بیش از ۷۲۰ دانشجو در سراسر کشور بازداشت شدند، دستکم ۶۹ دانشجو با حکم زندان یا جریمه مواجه شدند، صدها دانشجو از تحصیل محروم شدند و دستکم ۹۰ استاد دانشگاه نیز با فشارهای مختلف از دانشگاه کنار گذاشته شدند.
در دانشگاه تهران نیز بازداشت، احضار، ممنوعالورودی و پروندههای انضباطی به ابزارهایی برای خاموش کردن صدای اعتراض تبدیل شد. اما دانشگاهی که آن روزها را تجربه کرد، دیگر همان دانشگاه پیش از ژینا نیست. چندسال بعد هنوز هم شعار «زن زندگی آزادی» را روی نیمکتها، دیوارها، طبقات خوابگاهها و بر لبان دانشجویان میتوان دید.
ژینا را نباید فقط در لحظهی مرگش به یاد آورد. میراث ژینا در زنانی است که هنوز هر روز در برابر اجبار و نابرابری میایستند؛ در دانشجویانی است که هنوز رؤیای دانشگاهی آزاد و انسانی را زنده نگه داشتهاند؛ در نسلی است که دیگر نمیتواند به جهان پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگردد.
شاید مسیر آزادی طولانیتر و دشوارتر از آن چیزی باشد که تصور میشد. اما برخی لحظهها، مسیر تاریخ را تغییر میدهند؛ نه فقط با آنچه به دست میآورند، بلکه با چیزی که در ذهن و زندگی انسانها ممکن میکنند. ژینا یکی از همین لحظههاست.
نام او یادآور خواست دموکراسی، آزادی، و عدالت است.
آزادی پیش از آنکه در قوانین نوشته شود، در خواست انسانها متولد میشود.
ما وامدار زنانی هستیم که ایستادند.
وامدار دانشجویانی که هزینه دادند.
وامدار همهی کسانی که اجازه ندادند فراموشی پیروز شود.
و راهی که ژینا با نام خود آغاز کرد، با هر قدمی که برای آزادی، برابری و زندگی برداشته میشود، ادامه پیدا میکند.
ژینا گیان؛ نام تو اسم رمز ماست.
برای آزادی
از کانال تلگرام دانشگاه تهران – دانشجو