مهدی یراحی، در نمایی از ویدئوی ترانهٔ ضدّجنگ «پارهسنگ». برگرفته از صفحهٔ یراحی در شبکهٔ ایکس.
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
پناه فرهادبهمن، روزنامهنگار ساکن لندن، در یادداشتی در شبکهٔ ایکس در واکنش به عبارت «نه_به_جنگ و جنگافروزان» دربارهٔ جنگ، نوشتهٔ مهدی یراحی، خوانندهٔ اعتراضی ایران، ابراز خوشحالی کرد که او بالاخره سکوتش را در این باره شکسته. فرهادبهمن در همان شبکهٔ ایکس نوشت: «خوشحالم که صدای اعتراض او هم به جنگ بالاخره بلند شد. ما بینِ شیاطین داخلی و خارجی گروگانیم. اصل مخالفت با جنگه، از هر دَرَش که وارد شی، دیر یا زود.» مهدی یراحی نیز در پاسخ به این یادداشت فرهادبهمن نوشت:
ممنون جناب فرهادبهمن عزیز.
فقط یک نکته را لازم میدانم روشن کنم: سکوت من دربارهٔ جنگ اخیر به معنای بیتفاوتی به آن یا گرفتار شدن در دوگانهٔ «شر داخلی/شر خارجی» نبود. اتفاقاً مسئله برای من دقیقاً پرهیز از همین دوگانه بود. ضمن آنکه در اواخر جنگ دوازدهروزه هم یک بار موضعم را دربارهٔ جنگ اعلام کردم، که ضمیمهٔ همین توئیت من و شماست.
بشخصه جمهوری اسلامی را مسئول اصلی و بخش بزرگی از این ویرانی میدانم؛ اما همین مخالفت مرا از دیدن رنج و مرگ انسانهای بیگناه در جنگ، یا از گفتنِ «نه به جنگ»، معاف نمیکند. همانطور که «نه به جمهوری اسلامی» هم نباید مشروط به چشمپوشی از جنایت دیگری باشد.
بگذارید صریح بگویم: در جنایتکار بودن نتانیاهو و ترامپ تردیدی ندارم و بدیهی است که هیچ گربهای محض رضای خدا موش نمیگیرد. این البته به معنای هیچ ارادتی به حماس، حزبالله، و گروههای تندرویی از این دست هم نیست، گروههایی که همچون حاکمان ما مردمشان را در چنبرهٔ ایدئولوژی کور گرفتار کردهاند و نگذاشتهاند گره کار ملتشان بسیار پیشتر از اینها با دست باز شود.
باری، «نه به جنگ» برای من یک موضع تاکتیکی یا واکنشی نیست که دیر یا زود به آن رسیده باشم، امتداد همان چیزی است که سالها پیش در «پارهسنگ» خواندم: اینکه انسان را نمیشود میان پرچمها و قدرتها گم کرد.
و شاید مهمتر از همه، من نمیخواهم میان «شیاطین داخلی و خارجی» یکی را انتخاب کنم. مسئله برای من این است که در برابر هر دو جانب انسان بایستم، حتی اگر این موضع از هر دو سو به سوءتفاهم یا مصادره منجر شود.
این شاید تمام چیزی باشد که از «نه به جنگ» میخواهم بگویم.