Skip to content
سپتامبر 5, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ما کارگران و کرامتی که کوچک می‌شود
  • دیدگاه‌ها
  • زحمتکشان
  • نوار متحرک

ما کارگران و کرامتی که کوچک می‌شود

(تصویر آرشیوی از مرجان فعال علوی، ایلنا)

مجید رعایایی

شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

ما کارگران تورم را از روی سفره‌مان می‌فهمیم. تورم برای ما یک عدد در گزارش‌های رسمی نیست. تورم یعنی همان حقوقی که احتمالاً اگر عقب نیفتد، اول ماه به حساب می‌آید و چند روز بعد انگار آب شده باشد. یعنی رفتن به فروشگاه با یک فهرست کوتاه‌تر از ماه قبل. یعنی حذف کردن چیزی که تا دیروز ضروری بود و امروز «کالای لوکس» محسوب می‌شود. یعنی نگاه کردن به قیمت گوشت، میوه، دارو، اجاره، مدرسهٔ فرزندان، و قبض‌ها، و بعد، بی‌صدا برگرداندن بخشی از خریدها سر جای خودشان.

تورم برای کارگر پیش از آنکه پدیده‌ای اقتصادی باشد، پدیده‌ای انسانی است. وقتی قیمت‌ها هر روز بالا می‌رود، اما مزد با سرعتی بسیار کمتر حرکت می‌کند، در واقع فقط قدرت خرید ما کم نمی‌شود، بلکه بخشی از زندگی ما از دست می‌رود. کیفیت غذا، کیفیت درمان، کیفیت آموزش فرزندان، امکان تفریح، امکان پس‌انداز، و حتی امکان اندیشیدن به آینده. ما فقط فقیرتر نمی‌شویم، افق آینده‌مان کوتاه‌تر می‌شود. و این شاید دردناک‌ترین قسمت ماجرا باشد.

حقوقی که قبل از رسیدن، خرج شده است

کارگری را تصور کنیم که صبح زود از خانه خارج می‌شود، ساعت‌ها کار می‌کند، خسته به خانه برمی‌گردد، و در پایان ماه حقوق می‌گیرد. اما سؤال ساده‌ای وجود دارد: این حقوق قرار است چه چیزی را برای خانواده او تأمین کند؟ اگر افزایش حقوق از افزایش هزینه‌های واقعی زندگی عقب بماند، حقوق دیگر ابزار رفاه نیست، بلکه تبدیل می‌شود به ابزاری برای مدیریت کمبود. کارگر دیگر نمی‌پرسد «چه چیزی دوست دارم بخرم؟» می‌پرسد: از کدام نیازم می‌توانم بگذرم؟ این تغییر بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که در آمارها دیده می‌شود. جامعه‌ای که در آن مزدبگیران دائم مجبور باشند میان نیازهای ضروری خودشان انتخاب کنند، آرام‌آرام جمعیتی می‌شوند که در آن فقر از وضعیت اقتصادی به سبک زندگی اجباری تبدیل می‌شود.

امروز بسیاری از خانواده‌های کارگری پیش از آنکه چیزی بخرند، چند بار حساب می‌کنند. پیش از رفتن به پزشک، هزینه را حساب می‌کنند. پیش از خریدن لباس برای فرزندشان، قیمت را می‌سنجند. پیش از مهمانی رفتن، جیبشان را نگاه می‌کنند. و پیش از هر تصمیم، یک سؤال تکراری در ذهنشان می‌چرخد: اگر این را بخریم، آخر ماه چه می‌شود؟ شرمندگی کلمه‌ای است که در هیچ‌ یک از جدول‌های اقتصادی دولتمردان این موطن دیده نمی‌شود.

یکی از پنهان‌ترین آثار تورم چیزی است که در محاسبات اقتصادی کمتر دیده می‌شود: شاخصِ شرمندگی. شرمندگی پدر یا مادری که نمی‌تواند خواست طبیعی فرزندش را برآورده کند. شرمندگی کارگری که تمام عمرش کار کرده، اما هنوز نمی‌تواند برای خانواده‌اش امنیت اقتصادی بسازد. اینها را نمی‌توان با درصد و شاخص و نمودار اندازه گرفت. اما حقیقی‌اند. این فرسایش تدریجی کرامت انسانی است. مسئله فقط کم بودن حقوق نیست؛ مسئله ناتوانی در دفاع از ارزش کار است. ممکن است تصور کنیم راه‌حل تمام این مشکلات فقط «افزایش حقوق» است.

مشکل اصلی آنجاست که نیروی کار، در بسیاری از موارد، در برابر ساختارهای اقتصادی و تصمیم‌هایی که مستقیماً بر زندگی او اثر می‌گذارند قدرت چانه‌زنی کافی ندارد. یک کارگر به تنهایی چه قدرتی دارد؟

او نمی‌تواند اعتراض کند، نمی‌تواند درخواست کند، نمی‌تواند از شرایط ناراضی باشد، زیرا که فوری با اتهام هایی روبه‌رو می شود که برایش دار و درفش به همراه خواهد داشت. ما به تشکل نیاز داریم، نه برای جنگیدن با جامعه، برای شنیده شدن در جامعه. سندیکا، اتحادیه، و تشکل مستقل کارگری نباید در ذهن ما صرفاً به معنای تقابل و درگیری تعریف شود. تشکل کارگری سالم، مسئولانه، شفاف، و متکی بر منافع واقعی می‌تواند ابزار پُرقدرت گفت‌وگو و چانه‌زنی اجتماعی باشد. مسئله این نیست که کارگر در برابر کارفرما یا دولت قرار بگیرد. مسئله این است که کارگر در تصمیم‌هایی که بر زندگی او اثر مستقیم می‌گذارد نمایندهٔ واقعی و مستقل و صدای مؤثر داشته باشد. از طرفی ، کارگر نباید فقیر شدن خودش را به سرنوشت طبیعی تبدیل کند.

ما به سازوکار سندیکالیستی و تشکل‌یابی مسئولانه نیاز داریم، سازوکاری که در آن کارگران بتوانند نمایندگان واقعی خودشان را انتخاب کنند، مطالباتشان را تدوین کنند، دربارهٔ قراردادها و مزدها مذاکره کنند، و در برابر تصمیم‌هایی که آیندهٔ معیشتی‌شان را تغییر می‌دهد صدای جمعی داشته باشند. چنین تشکلی دشمن تولید و خدمات عمومی نیست. تولید پایدار کارگر فقیر نمی‌خواهد، کارگر امیدوار می‌خواهد.

ما کارگران عدد نیستیم. درصد نیستیم. ردیف بودجه نیستیم. ما انسان‌هایی هستیم که صبح از خانه بیرون می‌رویم و بخشی از عمرمان را در کارخانه، کارگاه، اداره، معدن، پروژه، فروشگاه، خیابان، بیمارستان، و هزاران محیط کاری دیگر می‌گذاریم تا چرخ زندگی و اقتصاد بچرخد.

اگر این چرخ می‌چرخد، بخشی از نیروی آن از دست‌های ماست. پس حق داریم.

چارهٔ کارگران وحدت و تشکیلات است.

از کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ شهریور ۱۴۰۵

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: انفجار در نزدیکی جزیرۀ خارک؛ گزارش‌ها از حملۀ احتمالی آمریکا به یک نفت‌کش ایرانی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved