مصاحبه با برنامهٔ HEAT در CGTN
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵
مُجری: فرانچسکا، بسیار خوشحالیم که با ما هستید. شما همچنان با صراحت و قاطعیت فراوان آنچه را در غزه رخ میدهد- بهویژه طی سه سال گذشته- محکوم کردهاید. شما آن را «نسلکُشی» نامیدهاید، اصطلاحی که در سراسر جهان موضوع بحثهای فراوان است و دیوان بینالمللی دادگستری نیز در حال رسیدگی به آن است. اما چرا معتقدید آنچه رخ میدهد نسلکشی است؟
فرانچسکا آلبانزه: رسیدگی به پروندهٔ نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری هنوز ادامه دارد. بااینحال، در جامعهٔ حقوقی بینالمللی، چه در محافل دانشگاهی و چه در جامعهٔ مدنی، اجماع بر سر اینکه این رویدادها نسلکُشی است افزایش یافته است، همان چیزی که من از سال ۲۰۲۴ دربارهاش هشدار دادهام. اکنون در میان پژوهشگران و ناظران معتبر این واقعیت که اسرائیل مرتکب اعمال نسلکُشی شده عملاً انکارنشدنی است.
نسلکشی، مطابق مادهٔ دوم کنوانسیون نسلکشی، یعنی نابودی عامدانهٔ یک جمعیت بهعنوان یک گروه. این جرم میتواند از راه کشتن اعضای گروه، وارد کردن آسیب شدید جسمی یا روانی به آنان، تحمیل عمدی شرایطی از زندگی که برای نابودی اعضای گروه طراحی شده است، جلوگیری از زادوولد یا انتقال اجباری کودکان گروه هدف تحقق پیدا کند. بنابراین، این فقط یکی از پیامدهای ناخواستهٔ جنگ نیست؛ این اعمال با قصد نابود کردن انجام میشوند. چون، برای مثال، همهٔ آنان تروریست و دشمن تلقی میشوند. همین امر است که نسلکشی را شکل میدهد.
مجری: شما به برخی از پژوهشگران معتبر حوزهٔ نسلکشی اشاره کردید. یکی از آنان عُمَر بارتوف است که دربارهٔ غزه و نسلکشی مطالب بسیاری نوشته است. او در آخرین یادداشتش در نیویورک تایمز میگوید بعید است کسی بابت آنچه همین حالا در آنجا رخ میدهد پاسخگو شناخته شود. او همچنین اشاره میکند که این موضوع در دیوان بینالمللی دادگستری در حال رسیدگی است، اما میگوید وجه تمایز این نسلکشی با نمونههای دیگر آن است که اشخاصی از جمله رئیسجمهور ترامپ و خانوادهاش، با تصاحب و ساختوساز در بخشهای وسیعی از زمینهای غزه، سود هنگفتی از این وضعیت خواهند برد و فلسطینیان عملاً از سرزمینشان محروم خواهند شد. نظر شما دربارهٔ سخنان عمر بارتوف چیست؟
آلبانزه: ایالات متحده، هم در دولت کنونی و هم در دولت بایدن، مسئولیت سنگینی در قبال رفتار اسرائیل دارند. بله، موافقم که نوعی همدستی با اقدامات اسرائیل وجود دارد و همین، آمریکا را در جایگاه هدایتکنندهٔ این نسلکشی قرار میدهد. البته عدهای نیز از آن سود میبرند.
این همان چیزی است که در گزارش سال گذشتهام، پنجمین گزارش من دربارهٔ نسلکشی، شرح دادم. در آن گزارش توضیح دادم که چگونه اقتصاد اسرائیل از «اقتصاد اشغال»، که اسرائیل و شرکتهای دیگر از آن سود میبردند، به «اقتصاد نسلکشی» و نوعی سرمایهداری مرگمحور تبدیل شده است. مجموعههایی سازمانیافته مانند پالانتیر، بازیگران بزرگ فناوری و شرکتهای دیگر آشکارا در اقتصاد اسرائیل سرمایهگذاری میکنند و ارزش بازار سهام را بالا میبرند، درحالیکه وضع اقتصادی بسیاری از اسرائیلیها بحرانی است.
بنابراین این نسلکشی، پیش از همه به فلسطینیان و البته به شمار زیادی از اسرائیلیها نیز آسیب میزند. مسئله همین است: طرحی توسعهطلبانه در جریان است که در واقع شتاب هم گرفته است.
این همان امپریالیسم آمریکا در منطقه است. وقتی از امپریالیسم آمریکا سخن میگویم، میدانم شاید در حق بسیاری از شهروندان این کشور بیانصافی کنم؛ مردمی که حتی خبر ندارند منابع شان چگونه هزینه میشود. بسیاری از آمریکاییها و شهروندان ایالات متحده نمیتوانند تا پایان ماه مخارجشان را تأمین کنند. ناچارند سه یا چهار شغل داشته باشند تا بتوانند غذایی بر سر سفرهٔ خانوادهشان بگذارند و حتی از پس هزینهٔ بیمهٔ درمانی برنمیآیند؛ در همان حال، دولتشان و بسیاری از فعالان بخش خصوصی از جنگی نسلکُشی در فلسطین و از تجاوزگری در جنوب غرب آسیا و خاورمیانه سود میبرند.
مجری: میخواهم به آنچه اکنون در غزه میگذرد بپردازم. میدانید که تمرکز بینالمللی بر غزه، بهخصوص در چند ماه گذشته، دیگر مانند قبل نیست؛ زیرا توجه افکار عمومی اکنون به درگیری در خلیج فارس معطوف شده، جایی که ایران در برابر حملات آمریکا، اسرائیل و متحدان آنان از خود دفاع میکند. بااینحال، اگر به غزه نگاه کنیم، از زمان اعلام آتشبس در اکتبر گذشته، کشتار و مرگ و ویرانی همچنان ادامه داشته است. نزدیک به ۱۲۰۰ فلسطینی، از جمله ۲۶۰ کودک، کشته شدهاند. ارزیابی شما از وضعیت کنونی چیست؟
آلبانزه: دقیقاً همان چیزی است که گفتید. ببینید، تجاوز اسرائیل به ایران باعث شده توجه ما از مسائل بسیار زیادی منحرف شود. آمریکا در داخل کشور با ماجرایی انفجاری، یعنی پروندههای اپستین، دستوپنجه نرم میکرد؛ موضوعی که واقعاً تکاندهنده است و مردم باید از آن آگاه باشند.
در کنار آن، برنامهٔ توسعهطلبانهای مطرح است که اسرائیل و آمریکا در منطقه دنبال میکنند و بخشهایی از این قاره را نیز در بر میگیرد. اروپا و شمال آفریقا هم بر اثر موج گرما در آتش میسوزند؛ چیزی که صرفاً یک موج گرما نیست، بلکه پیامد بحران اقلیمی است. پس مسئله فقط غزه نیست. بار دیگر میگویم: ما در چنگ نخبگان غارتگر هستیم.
مجری: اگر به شرایط کنونی غزه نگاه کنیم، به نظر شما اسرائیل تا چه اندازه کالاها و نیازهای اولیه، چیزهایی مانند غذا، تجهیزات پزشکی و دیگر اقلام امدادی، را به سلاح تبدیل کرده است؟ مردم اکنون در چادر زندگی میکنند. اسرائیل تا چه حد با جلوگیری از ورود کمکها، از آن بهعنوان ابزاری برای اعمال مجازات جمعی استفاده میکند؟
آلبانزه: ببینید، پیش از هر چیز باید گفت اسرائیل از زمانی بسیار دورتر از آنچه من به خاطر میآورم، کمکهای بشردوستانه و غذا را به سلاح تبدیل کرده است. من حدود شانزده یا هفده سال پیش، پس از عملیات «سُرب گداخته»[۱] (Cast Lead)، کار دربارهٔ فلسطین را آغاز کردم. غزه همان زمان هم یک گتو بود. غزه از سال ۱۹۴۸ به گتو تبدیل شد؛ زمانی که اسرائیل بیش از ۱۳۰ هزار فلسطینی را از محدودهای که امروز اسرائیل خوانده میشود، در فلسطین تاریخی، به منطقهای کوچک از همان سرزمین راند؛ منطقهای که از آن پس «نوار غزه» نام گرفت.
در سال ۲۰۰۵، حدود نُههزار شهرکنشین از شهرکها تخلیه و خارج شدند. اما اسرائیل کنترل مؤثر خود را بر نوار غزه حفظ کرد: کنترل دریا و راههای دسترسی، حریم هوایی، فضای کلیهٔ امواج الکترومغناطیسی، پول رایج، ثبت احوال و ورود مواد غذایی.
مجری: کودکان در غزه بهشدت رنج کشیدهاند و این رنج همچنان ادامه دارد. اگر آمار را نگاه کنیم، دهها هزار نفر از آنان به دست اسرائیل کشته شدهاند و هزاران کودک دیگر آسیبهایی دیدهاند که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر داده است. غزه اکنون بیشترین شمار کودکان قطععضوشده را در تاریخ جهان دارد. موارد بسیار زیادی شنیدهایم از کودکانی که اعضای بدنشان بدون بیهوشی قطع شده است. آیا میتوانید از وحشتی بگویید که کودکان فلسطینی در غزه ناچار به تحمل آن بودهاند؟
آلبانزه: همینطور که شما اینها را میگفتید، واقعاً پشتم تیر کشید. وقتی آمار و نمونههای این هول و وحشتی را که شاهدش هستیم به یاد میآورم؛ مردان، زنان و بهخصوص کودکانی که من و شما با آنها صحبت کردهایم؛ چیزی درونم منقبض میشود. به آن عادت نمیکنم. من خودم شماری از این کودکان را دیدهام، زیرا تعدادی از آنان برای درمان پزشکی به قطر، مصر و اردن منتقل شدهاند. دیدن کودکانی که همهٔ دستوپایشان را از دست دادهاند واقعاً طاقتفرساست.
در روز یازدهسالگی تولد دختری به نام شیرین به دیدنش رفتم. دختر خودم آن زمان یازدهساله بود. این ماجرا دو سال پیش، در همان آغاز نسلکشی، رخ داد. شیرین هیچ عضوی نداشت که با آن صورتش را بخاراند. میخواست صورتش را بخاراند، اما کسی هم کنارش نبود تا کمکش کند. او بدون دست و پا مانده بود. کودکان بسیاری چنین وضعی دارند.
کودکانی هم هستند که مدتهای طولانی خوراک دام خوردهاند و در نتیجه مسموم شدهاند. حتی اگر بهبود پیدا کنند، سالها با ناتوانی جسمی زندگی خواهند کرد. تصور کنید دو سال و نیم زیر بمباران و تیراندازی تکتیراندازها زندگی کردن چه ضربهٔ روانیای بر جا میگذارد. در سر ۵۷ کودک گلوله پیدا شده است. به همین دلیل است که میگویم این ارتشی از کودککُشان است. واحدهایی از سربازان هستند که این کار را به شکل بازی جنگی انجام میدهند و پاها، دستها و سر کودکان را هدف میگیرند.
مجری: در ماه مارس، گزارشی با عنوان «شکنجه و نسلکشی» به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کردید. برای ثبت سوابق باید بگویم که اسرائیل آن گزارش را بهشدت محکوم و شما را به یهودستیزی متهم کرد. اما دربارهٔ شواهدی که یافتید و نشان میداد اسرائیل مرتکب شکنجه شده است برایمان بگویید. به نظر شما شکنجه تا چه اندازه فراگیر است؟ آیا سیاستی عامدانه است؟
آلبانزه: برای ثبت سوابق باید گفت اسرائیل تقریباً به هر کسی که نسبت به اقداماتش کوچکترین اعتراضی کرده، از دبیرکل سازمان ملل گرفته تا پاپ، برچسب یهودستیزی زده است. این را فقط برای روشن شدن جایگاه آن اتهام میگویم.
اما دربارهٔ شکنجه: وقتی موضوع را بررسی کردم، دیدم کمیتهٔ منع شکنجه، یکی از سازوکارهای نهادهای معاهدهای که از کارشناسان، عمدتاً دانشگاهیان، تشکیل شده است، پیشتر نیز در بررسی عملکرد دولت اسرائیل تأیید کرده بود که این کشور بهعنوان یک سیاست حکومتی مرتکب شکنجه میشود. بنابراین آنچه در گزارشهایم افشا کردم، موضوع کاملاً تازهای نبود.
کمیسیون تحقیق دربارهٔ اسرائیل و فلسطین نیز پیشتر به این نتیجه رسیده بود که اعمال شکنجهای که اسرائیل بر هزاران فلسطینی تحمیل کرده، مصداق نسلکشی است؛ ذیل مادهٔ ۲(ب)، یعنی وارد کردن عامدانهٔ آسیب شدید جسمی یا روانی. همچنین ایجاد عمدی شرایطی از زندگی که برای نابودی طراحی شده است؛ مانند قطع عضو یا یتیم کردن بیست تا سی هزار کودک که والدینشان را از دست دادهاند و برخی از آنان هیچ عضو بازماندهای از خانوادهٔ خود ندارند.
آنچه گزارش من روشن کرد این بود که مسیرهای مستقیمی از همدستی وجود دارد و سیاستهایی موازی در داخل و خارج از زندانها اجرا میشود. روشهای شکنجهای که بن گویر علیه فلسطینیان زندانی دستور میدهد، بازتاب همان چیزی است که اسموتریچ، وزیر دارایی، برای فلسطینیان کرانهٔ باختری سامان میدهد. آنان تمام جمعیت فلسطینی را به فلاکتی شبیه وضعیت غزه سوق میدهند. بنابراین کرانهٔ باختری همان جایی است که نسلکشی به آن گسترش یافته و این وضعیت، محیطی آکنده از شکنجه ایجاد کرده است.
مجری: فرانچسکا، فعالیتهای شما با واکنشهای تندی روبهرو شده است. اسرائیل خواستار برکناری شما از سمت شغلیتان در سازمان ملل متحد شده و دولت آمریکا شخصاً شما را تحریم کرده است. این اتفاقها چه تأثیری بر شما گذاشته است؟
آلبانزه: تأثیر بسیار بدی بر من گذاشته است. تحریم شدن از سوی آمریکا را در نظر بگیرید و این تناقض را ببینید: من به دلیل خدمت به سازمان ملل و صرفاً به خاطر سخن گفتن تحریم شدهام. من بهخاطر حرف زدن و استفاده از حقوقی که متمم اول قانون اساسی به رسمیت میشناسد، چنانکه یک قاضی در ایالات متحده نیز تأیید کرده، مجازات شدهام.
اما باز هم میگویم: اینکه اسرائیل، که در دو مرجع قضایی بینالمللی به نسلکشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت متهم است، و ایالات متحده، که از آن حمایت میکند، مرا متهم میکنند، چیزی از سنگینی کارنامهٔ مجرمانه یا مسئولیت کیفری احتمالی کنونی و آیندهٔ آنان کم نمیکند.
مجری: فرانچسکا، ناچاریم گفتوگو را همینجا به پایان برسانیم. از اینکه با ما بودید بسیار سپاسگزاریم.
[۱] Cast Lead نام عملیات نظامی اسرائیل علیه نوار غزه است که از ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ تا ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹ ادامه داشت.