هیوا سیفیزاده
عزیز قاسمزاده
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
رأی چهار سال زندان برای هیوا سیفیزاده ظالمانه است. حکمی برای اجرایی هنری که اساساً مجال کامل شدن پیدا نکرد و برای خواندن اشعار بزرگان ادبیات ما صادر شده است. اتهام «ترویج فحشا» در چنین پروندهای هم دهنکجی به ساحت هنر است و هم دهنکجی به ساحت زن بودن. این حکم در عین حال زبان تهدید را برای بستن پروندهٔ هنر اعتراضی و اساساً هر اعتراض دیگری به کار میگیرد.
جامعهٔ موسیقی ایران باید به این موضوع واکنش جدّی نشان دهد. موضع حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانهٔ موسیقی، بلافاصله پس از صدور این حکم ستودنی است، اما مجموعهٔ خانهٔ موسیقی باید به همین مسیر اعتراضی ادامه دهد و در سایهسار قوانین موجود به هر طریق ممکن مقابل این حکم بایستد. دیگر هنرمندان موسیقی هم نباید این حکم را حکم شخصی هیوا سیفیزاده بدانند و از کنار آن بهسادگی بگذرند. باید تا لغو آن در دادگاه تجدیدنظر اعتراض خودشان را به هر صورت ممکن ابراز کنند و با ایجاد موازنهای منطقی موجب شکسته شدن آن شوند.
این احکام را شخصی دیدن و بیتفاوت از کنار آنها گذشتن یکی از فاجعهبارترین رفتارهایی است که میتواند به تکرار و تکثیر صدور چنین احکامی منجر شود. اگر هر حکم علیه یک هنرمند را صرفاً مسئلهٔ شخصی همان هنرمند بدانیم، دیر یا زود با مجموعهای از احکام مشابه مواجه خواهیم شد. احکامی که هر بار میتواند هنر، هنرمند، و حق اعتراض را هدف قرار دهد.
این حکم حتی به زیان افزونتر زمامداری کنونی است که از هر سو در ورطهٔ بلا اسیر شده است، مصداق دشمن خویشیم و یار آنکه ما را میکشد نیز هست.شیوهای که بهجای پاسخ دادن به اعتراض و پذیرش امکان بیان متفاوت، از زبان تهدید و مجازات استفاده میکند و بهرغم ناکامی در این شیوه همچنان به ادامه دادن در این مسیر میکوشد.
مسئله فقط چهار سال زندان هیوا سیفیزاده نیست. مسئله این است که یک اجرای هنری چگونه میتواند با چنین اتهام سنگینی مواجه شود و چگونه شعر و موسیقی میتواند در چنین چارچوبی بهعنوان مصداق جرم معرفی شود.
اما هیوا سیفیزاده تمام سعی خودش را کرده است که بر طبق موازین حقوقی جلو برود. ویدئوی او نیز با طرح پرسشهایی منطقی، حتی با نوعی جدل سقراطی، سؤالهای روشنی پیش روی صادرکنندگان این حکم گذاشته است. او بدون خشم و احساسات متأثر از این حکم نامتعارف و غیر عادلانه، با هوشمندی، حقمدارانه، و مطالبهگرایانه و در چارچوب موازین حقوقی موجود به اعتراض به صدور حکم علیه خودش پرداخته است.
پرسش اصلی نیز روشن است: کدام رفتار هیوا سیفیزاده مصداق «ترویج فحشا» بوده است؟ کدام بخش از آن اجرا، کدام شعر، و کدام رفتار چنین اتهام سنگینی را متوجه او کرده است؟ پاسخ دادن به این پرسش نهفقط برای هیوا سیفیزاده، بلکه برای روشن شدن نسبت میان هنر و جرم در این پرونده اهمیت دارد.
از این رو، جامعهٔ موسیقی باید بیش از قشرهای دیگر به صدور این حکم حساسیت نشان دهد. اگر امروز در برابر چنین حکمی سکوت شود، فردا هنرمند دیگری ممکن است با همان زبان و همان منطق مواجه شود. واکنش جدّی و مستمر جامعهٔ موسیقی، خانهٔ موسیقی و هنرمندان، تا زمان رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر و لغو این حکم ضرورتی جدّی است.
خانم سیفیزاده با انتشار ویدئویی در صفحهٔ اینستاگرامش به این حکم اعتراض کرده است که در این لینک میتوانید ببینید.
از کانال تلگرام فردای بهتر