مجتبی نجفی
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
این مُشت مزین به سه رنگ پرچم ایران از فرزانه فصیحی است، وقتی که بهعنوان نخستین زن ایرانی در دو سرعت باز آسیا مدال نقره گرفت و این دست برافراشته، این مشت گرهکرده، ناخن مزین به پرچم ایران، برای من نماد ایران زنانه شد. و قدرت تصویر را ببینید که در آنی میتواند چه زیبا یک فرهنگ، یک ایده، یک قانون زندگی را همگانی کند.
این دست در بستر مقاومت زن ایرانی علیه فرهنگ پدرسالار و حکومت دینی قابل تفسیر است و یک مشت عادی برای شادی کسب مدال نیست، بلکه تعریفی از ایستادگی زن ایرانی است که گامبهگام با همه محدودیتها و ندیدهشدنها و تبعیضهای ساختاری و فرهنگی میدان ورزش را به میدان شناسایی خودش برای دیده شدن تبدیل کرد.
دیروز دیدم فرزانه فصیحی نوشته است که از مسابقات جهانی محروم شده، چون به کشتار دیماه اعتراض کرده. و شاید برای یک ورزشکار محرومیت از بزرگترین آوردگاه جهانی عظیمترین غم ممکن باشد. همچنانکه امثال الناز رکابی بین ایستادن علیه اجبار حجاب و تداوم حضور در میدانهای جهانی رقابت اولی را انتخاب کردند و همچنانکه بسیاری از هنرمندان زن ایرانی بهخاطر اجبار روسری و سلب حق انتخاب پوشش در اوج رشد حرفهیی و هنری محروم شدند.

آیندگان اگر خوب تاریخ این سرزمین را نخوانند، به عظمت ایستادگی و مقاومت مدنی شهروندان ایرانی علیه زور پی نخواهند برد، و اگر فضای استبدادی این دوران را درک نکنند، بسیاری از همین ایستادگیها در نظر آنها پیش پا افتاده خواهد بود.
فرزانه فصیحی هویت خودش را نه صرفاً در مدالها، که پیش از همه بر فرهنگ شهروندمدار تعریف کرده و بر خونهای ریخته بر خیابان سکوت نکرد. هم اعتراض در میدان مسابقه حق اوست و هم اعتراض به کشتن شهروندان.
عشق به وطنی که باید خانهٔ همهٔ ایرانیان باشد گاهی در این مُشت گرهکرده در میدان ورزش رؤیتپذیر میشود، گاهی در چرا کُشتی به حاکم.
از کانال تلگرام نویسنده