گزارشی از پالکی شارما
ترجمهٔ مینا آگاه
دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵
زنگ بیدارباشی برای متحدان آمریکا به صدا درآمد؛ زنگ بیدارباشی بیپرده و آنهم به سبک ترامپ. آنها دههها امنیتشان را به آمریکا واگذار کردهاند. آنها از گرمای چتر هستهای آمریکا بهرهمند بودند، اما شاید این وضع دیگر چندان دوام نداشته باشد.
دونالد ترامپ دارد متحدانش را طوری کنار میگذارد که انگار فردایی در کار نیست. و متحدان هم دستوپا میزنند تا واکنش مناسبی نشان دهند. به این گزارش نگاه کنید.
ترامپ اکنون از متحدانش آزمون وفاداری میگیرد. مقامهای دولت او برای اعضای ناتو پرسشنامه میفرستند. و ببینید چه سؤالهایی میپرسند: آیا آن کشور با رویکرد آمریکا همسو شده است؟ آیا حاضر است به آمریکا اجازه دهد از پایگاههایش استفاده کند؟ آیا این کشورها راهبرد «ناتو ۳.۰»[۱] را پذیرفتهاند؛ یعنی چیزی که اساساً به معنای آمریکای کمتر و اروپای بیشتر است؟
اینها برخی از سؤالهاییاند که آمریکا برای اعضای ناتو میفرستد. فقط واکنش اروپا را تصور کنید. تحقیر و سرخوردگی را تصور کنید. شما همهٔ تخممرغهایتان را در یک سبد گذاشتهاید و حالا همان سبد دارد مثل یک دانشآموز دبستانی از شما پرسشنامه میگیرد. و این موضوع فقط به اروپا محدود نمیشود. ببینید ترامپ در منطقهٔ هند-اقیانوس آرام چه میکند.
این هفته کره جنوبی و آمریکا قرار بود یک رزمایش برگزار کنند، یک رزمایش گستردهٔ ۱۰روزه. اما ترامپ در آخرین لحظه آن را محدود کرد. او احساس میکرد این رزمایشها برای کرهٔ شمالی خصمانه خواهد بود. بنابراین واشنگتن ابعادش را کاهش داد. در برنامهٔ اولیه قرار بود رزمایشها در ۲۷ اوت به پایان برسد. حالا قرار است فردا، ۲۱ اوت [۳۰ شهریور]، پایان یابد.
و میدانید خندهدارترین بخش ماجرا چیست؟ کره شمالی حتی برایش اهمیتی قائل نیست. به حرفهای خواهرِ کیم جونگ اون گوش کنید. او تصمیم ترامپ را «کاملاً بیاهمیت» خوانده است. با این حال، ترامپ عقبنشینی نمیکند. او میگوید میخواهد اواخر امسال با کیم دیدار کند.
ترامپ: «من کیم جونگ اون را خیلی خوب میشناسم. و او خوب خواهد بود. تا زمانی که رئیسجمهوری باهوش داشته باشیم، او خوب خواهد بود. اگر رئیسجمهوری احمق داشته باشیم، احتمالاً اوضاعش چندان خوب نخواهد بود. بله، من این کار را خواهم کرد.»
پالمار: خب، کیم امروز پاسخش را داد. او ده موشک بالستیک کوتاهبرد بهسمت دریا شلیک کرد و کرهٔ جنوبی نگران آن است.
رئیسجمهور کرهٔ جنوبی یک اعلام موضع مهم کرده است. او خواستار کنترل شدن زمان جنگ بر ارتش کشورش شده است: «برای تقویت بیشتر توانمندیهای دفاعیمان ضروری است که توانمندیهای عملیاتیمان را بهطور جامع ارتقا دهیم و نظامی برای آموزش نیروهای مورد نیاز برای دستیابی به این هدف ایجاد کنیم. برای این منظور، باید بدون وقفه و مطابق با برنامهٔ اولیه دولت پیش برویم تا انتقال کنترل عملیاتی در زمان جنگ را در طول دورهٔ ریاستجمهوری من تکمیل کنیم.»
میدانم که شاید این موضوع گیجکننده به نظر برسد. مگر کره جنوبی کنترل ارتش خودش را در اختیار ندارد؟
چرا، دارد؛ اما فقط در زمان صلح. اگر جنگی آغاز شود، کنترل عملیاتی ارتش کره جنوبی به آمریکا منتقل میشود. یعنی دولت آمریکا فرماندهی سربازان کره جنوبی را بر عهده خواهد گرفت.
این توافق به سال ۱۹۵۰ بازمیگردد، همان سالی که جنگ کره رخ داد، جنگ میان کره شمالی و کره جنوبی. آمریکاییها به کره جنوبی کمک کردند تا نیروهای شمال را عقب برانند و همین امر به شکلگیری این توافق عجیب انجامید که بر اساس آن آمریکا در زمان جنگ کنترل ارتش کره جنوبی را در اختیار میگیرد.
اما اکنون دولت کره جنونی میخواهد این کنترل در زمان جنگ را پس بگیرد. آنها میخواهند آیندهشان در دستان خودشان باشد.
ژاپن هم وضعی مشابه دارد. آمریکا و ژاپن توافقی دارند که بر اساس آن سربازان و کشتیهای آمریکایی در ژاپن مستقرند و در مقابل، آمریکا متعهد میشود از ژاپن محافظت کند. اما در دوران دونالد ترامپ دیگر نمیتوان این موضوع را قطعی دانست. او از ژاپن خواسته است هزینهٔ حفاظت آمریکایی را بپردازد. برخی گزارشها میگویند آمریکا ممکن است حضور نظامیاش در ژاپن را نیز کاهش دهد. حدود ۶۰هزار نیروی نظامی آمریکایی در خاک ژاپن مستقرند. ممکن است بخشی از آنها را خارج کنند.
ترامپ هفتهٔ گذشته علامت دیگری هم فرستاد. او دستور داد یک ناو هواپیمابر از منطقهٔ هند-اقیانوس آرام به غرب آسیا منتقل شود. نام آن «یواساس جورج واشنگتن» است. این کشتی در اصل یک ناو جنگی بزرگ است. این ناو در حال حرکت بهسوی دریای عرب است تا جایگزین یک ناو هواپیمابر آمریکایی دیگر در آنجا شود. و چرا این موضوع مهم است؟
چون وقتی این کشتی از منطقهٔ هند-اقیانوس آرام خارج شود، دیگر هیچ ناو جنگی آمریکایی در این منطقه نخواهد بود.
این نخستین بار از سال ۲۰۰۱ است که چنین چیزی رخ میدهد. و متحدان آمریکا در این منطقه، همان کشورهایی که به پوشش امنیتی آمریکا متکی بودهاند، احساس میکنند بیدفاع ماندهاند. بنابراین، خودشان دست به کار شدهاند.
برای مثال، ژاپن در حال بررسی بودجهٔ دفاعی ۵۷میلیارد دلاری است. ۵۷میلیارد دلار؛ رقمی بیسابقه در تاریخ آن کشور. آنها قصد دارند ۲درصد از تولید ناخالص داخلیشان را صرف دفاع کنند. با این روند، ژاپن بهزودی به سومین کشور بزرگ جهان، پس از آمریکا و چین، از نظر هزینههای دفاعی [نظامی] تبدیل خواهد شد.
کره جنوبی نیز همین کار را میکند. بودجهٔ دفاعی این کشور ۴۷میلیارد دلار است. این رقم ۸درصد بیشتر از سال گذشته است.
فیلیپین نیز در حال افزایش هزینههایش است. این کشور هم با ایالات متحد آمریکا پیمان دفاع متقابل دارد. آمریکاییها به ۹ پایگاه نظامی در فیلیپین دسترسی دارند. آنها همچنین در آنجا حضور نظامیشان را حفظ کردهاند. اما اکنون فیلیپین در حال تقویت کردن توان نظامی خودش است. این کشور بیش از ۵میلیارد دلار برای دفاع اختصاص داده است.
اما آیا این اقدامات برای این متحدان کافی خواهد بود؟ بله، این چیزی است که ما فکر میکنیم:
پیشبینی اول
شما نمیتوانید دههها وابستگی را یکشبه پایان دهید. این کشورها به چتر امنیتی آمریکا متصلاند. آنها فناوری، پایگاهها، و دکترینهای نظامیشان را با آمریکا به اشتراک میگذارند. هیچیک از اینها را نمیتوان یکشبه تغییر داد. بنابراین، در کوتاهمدت، آنها همچنان با آمریکا رایزنی خواهند کرد. آنها همچنان تلاش خواهند کرد دونالد ترامپ را با خودشان همراه کنند. این پیشبینی شماره یک است.
پیشبینی شماره دو
کاهش وابستگی به ایالات متحد آمریکا کافی نخواهد بود؛ قطعاً برای مقابله با چین کافی نیست. بنابراین انتظار میرود این کشورها بهدنبال گسترش همکاریهای راهبردی با کشورهای بیشتری بروند. نه روابطی نامتوازن، مانند رابطهای که با آمریکا داشتهاند، بلکه همکاریهایی واقعی و مبتنی بر احترام متقابل. هند و ژاپن را در نظر بگیرید. امروز وزیر دفاع ژاپن در دهلی نو بود. این نخستین سفر او به هند پس از به عهده گرفتن این سمت است. یک بیانیهٔ مشترک طولانی منتشر شد. در آن دربارهٔ چند پروژهٔ گسترده، از جمله ساختن مشترک کشتیهای جنگی، صحبت شده است. هند و ژاپن قرار است با همکاری یکدیگر کشتیهای جنگی بسازند. برنامه این است که دانش و تخصص ژاپن با ظرفیت هند ترکیب شود. آنها همچنین توافق کردند رزمایشهای بیشتری برگزار کنند و در مورد تولید تسلیحات پیشرفته نیز همکاری داشته باشند. این میتواند آیندهٔ امنیت در منطقهٔ هند-اقیانوس آرام باشد. شاید نه فردا، اما در بلندمدت.
و شاهدیم که فیلیپین نیز همین مسیر را دنبال میکند. آنها با آمریکا پیمان دفاع متقابل دارند، اما در حال متنوع کردن گزینههایشان نیز هستند. آنها پیشتر موشکهای کروز براهموس از هند خریدهاند. همچنین، برای اجرای گشتهای مشترک میزبان ناوهای جنگی هند هستند.
اندونزی نیز در حال خریدن موشکهای براهموس است. آنها هم بهدنبال متنوع کردن گزینههایشان هستند. این برای همهٔ طرفها یک وضع بُرد-بُرد است. آنها میتوانند وابستگی به آمریکا را کاهش دهند. میتوانند منابع خودشان را برای ساختن سامانهها و تجهیزات جدید روی هم بگذارند. و میتوانند با ایجاد مشارکتها چین را بازدارند.
آمریکاییها چه خواهند کرد؟ خب، در کوتاهمدت ممکن است بار نظامیشان کاهش پیدا کند، اما در بلندمدت متضرر خواهند شد. آمریکا از متحدانش برای اعمال قدرت در سراسر جهان استفاده کرده است. بدون آنها آمریکا با مشکل مواجه خواهد شد. و این همان چیزی است که ترامپ دربارهاش اشتباه میکند. او فکر میکند متحدان آمریکا مجانیسوار بودهاند، اما حقیقت این است که آنها برای این کار هزینه پرداختهاند. آن هزینه پیشبُرد قدرت و سیاست آمریکا بوده است.
[۱] «ناتو ۳.۰» (NATO 3.0) راهبرد و دکترین جدید نظامی-سیاسی آمریکا برای بازسازی و تغییر ساختار بنیادین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است. هدف این طرح تمرکززدایی از مأموریتهای فرعی و بازگرداندن ناتو به وظایف اصلی بازدارندگی نظامی است.