یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
ما این متن را نه به عنوان حقوقدان، نه به عنوان وکیل دانشجویان و نه از موضع دفاع از یک رفتار سیاسی یا اجتماعی خاص مینویسیم؛ بلکه رنجنامهای است از سوی جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف؛ کسانی که سالها در این دانشگاه زندگی کرده، دانشجو تربیت کرده و «شریف» را نه صرفاً مجموعهای از ساختمانها و آییننامهها، بلکه یک خانواده علمی و انسانی دانستهاند.
در کسب افتخارات ملی و بینالمللی، دانشجویان شریف گل کاشتند. نام شریف در دانشگاههای دنیا با کیفیت دانشجویانش پرآوازه شد و همه ارکان دانشگاه، از استادان تا مدیران، از این افتخارات بهرهمند شدند. گل سرسبد و افتخار این خانواده، اما دانشجویانش بوده و هستند.
در کنار این افتخارات، خانواده شریف زخمهای عمیقی نیز تجربه کرده است؛ از هجوم وحشیانه عناصر معلومالحال به دانشگاه در روز ۱۰ مهر ۱۴۰۱، در پی اعتراضات مرتبط با جان باختن مهسا امینی، تا حوادثی که پس از آن پیدرپی رقم خورد. دانشجویان شریف در اعتراضات چند سال اخیر نیز رفتارهایی متفاوت از الگوهای متعارف نشان دادهاند؛ تابوشکنی کردهاند و گاه رفتارهایی ناهنجار داشتهاند.
به راستی چرا؟
آیا مدیریت دانشگاه، بهویژه معاونت دانشجویی، در این سالها برای یافتن پاسخ این پرسش تلاشی کرده است؟ آیا باب گفت وگو را گشوده و ریشههای این رفتارها را در درون خانواده جستوجو کرده است؟
ما، به عنوان شاهدان اتفاقات چند سال اخیر، بیغرضانه میتوانیم بگوییم که عملکرد معاونت دانشجویی، اگر در جهت تشدید بیاعتمادی دانشجویان به ارکان دانشگاه نبوده، قطعاً در جهت ایجاد اعتماد و نزدیکی نیز نبوده است. شاید یکی از دلایل مهم رفتارهای عصبی دانشجویان شریف در سالهای اخیر، ناتوانی اين معاونت در ایجاد ارتباط با طیفهای مختلف فکری دانشجویان بوده باشد.
اوج این مدیریت غیرحرفهای در عملکرد شورای انضباطی بدوی و صدور احکام بیسابقه برای تعدادی از دانشجویان شرکتکننده در اعتراضات اسفندماه آشکار شد. برای نخستین بار در تاریخ دانشگاه، یکی از ارکان دانشگاه، حکم اخراج دانشجو و محرومیت چهار ساله او از تحصیل را به دلایل انضباطی صادر کرد. شاید اگر چنین حکمی از سوی دادگاه یا نهادی خارج از دانشگاه صادر میشد، این اندازه دردآور نبود؛ اما اینبار حکم از درون خانواده صادر شد. این حکم، خانواده را از هم گسست و شریف دیگر شبیه یک خانواده نبود.
از همان ابتدای صدور احکام، جمع قابل توجهی از اعضای هیأت علمی نسبت به مخدوش بودن فرآیند منتهی به این احکام هشدار دادند. استادان نه از سر بیتفاوتی و نه برای نادیده گرفتن مقررات، بلکه دقیقاً از سر مسئولیتی که نسبت به دانشگاه و دانشجویان خود احساس میکردند، نگرانیهایشان را مطرح کردند. آنان در نامهای خطاب به ریاست دانشگاه و نیز در جلسات حضوری، نسبت به ترکیب شورای انضباطی بدوی و روند بررسی پروندهها اعتراض کردند.
گفتوگو با دانشجویانی که این احکام را دریافت کردهاند نیز نشان داد که روند رسیدگی در شورای انضباطی بدوی با ابهامات و مسائل جدی روبهرو بوده و بازبینی احکامی که به اخراج و محرومیت از تحصیل انجامیدهاند، ضرورتی جدی دارد. دانشگاهی که باید محل پرسش، نقد، گفتوگو و خاستگاه آزاداندیشی باشد، اگر در نخستین مواجهه با اختلاف و اعتراض، رابطه خود با دانشجو را بر مبنای حذف و طرد تعریف کند، چیزی مهمتر از یک پرونده انضباطی را از دست داده است: اعتماد میان دانشجو و دانشگاه.
با هدف تقویت امکان شنیدهشدن دفاعیات دانشجو در مرحله نهایی، مقرر شد یکی از اعضای هیأت علمی در جلسه شورای مرکزی مستقر در وزارت علوم، در کنار دانشجویی که حکم اخراج او در دست بررسی بود، حضور یابد. چنین حضوری، تا آنجا که از مفاد شیوهنامه انضباطی برمیآید، ممنوعیتی نداشت و میتوانست به شفافیت و دقت بیشتر در شنیدن دفاعیات کمک کند.
با این حال، با وجود نبود منع صریح در شیوهنامه، از این حضور توسط شورای مرکزی جلوگیری شد.
این اتفاق پرسشی جدی ایجاد میکند: اگر هدف رسیدگی انضباطی، کشف حقیقت و اتخاذ تصمیم عادلانه است، چرا باید از حضور یک عضو هیأت علمی در کنار دانشجو در مرحله نهایی جلوگیری شود؛ حضوری که میتوانست به فهم دقیقتر دفاعیات و اتخاذ تصمیمی منصفانهتر کمک کند؟
با توجه به مجموعه این ملاحظات، از سر دلسوزی برای شریف، از ریاست محترم دانشگاه انتظار داریم فرآیند منتهی به صدور این احکام را بازبینی کرده و با پیگیری موضوع در وزارت علوم، از اجرای چنین احکامی پیش از بازبینی مجدد روند صدور آنها در شوراهای انضباطی بدوی و تجدیدنظر جلوگیری کنند.
شیوه رفتار یک دانشگاه با دانشجویانش، در حافظه جمعی باقی میماند. اطمینان داریم هیچیک از اعضای این خانواده نمیخواهد «شریف» به عنوان جایی در یاد بماند که در لحظههای دشوار، به جای گفتوگو، به جای شنیدن و به جای درک کردن، راه حذف دانشجو را انتخاب کرد.
شاید در چنین روزهایی، بیش از هر چیز، باید به یاد آوریم که دانشگاه پیش از آنکه مجموعهای از مقررات و ساختارها باشد، مجموعهای از انسانهاست؛ و آنچه خانوادهای را در روزهای سخت کنار هم نگه میدارد، نه قدرت، که اعتماد و محبت است.
امضا كنندگان
۱. دكتر ابراهيم آزادگان، گروه فلسفه علم
۲. دکتر حسین آشوری، دانشکده مهندسی و علم مواد
۳. دكتر محمدرضا اجتهادی، دانشكده فيزيك
۴. دكتر محمد اردشير، دانشكده علوم رياضي
۵. دکتر آرش اعرابی اردهالی، دانشکده فیزیک
۶. دکتر عباس اکبرزاده، دانشكده مهندسی و علم مواد
۷. دکتر علی اکبر اکرامی، دانشکده مهندسی و علم مواد
۸. دکتر مجتبی باقرزاده، دانشکده شیمی
۹. دکتر رضا باقری، دانشکده مهندسی و علم مواد
۱۰. دکتر علی بخشی، دانشکده مهندسی عمران
۱۱. دكتر محمد رضا پورنكي، دانشكده علوم رياضي
۱۲. دکتر مهران جاهد، دانشکده مهندسی برق
۱۳. دكتر فردين جعفر زاده، دانشكده مهندسي عمران
۱۴. دکتر سیروس جمالی، دانشکده شیمی
۱۵. دكتر ميرمصدق جمالي، دانشكده مهندسي عمران
۱۶. دکتر زهرا جمشیدی، دانشکده شیمی
۱۷. دکتر سید محسن حائری، دانشكده مهندسی عمران
۱۸. دکتر طيبه حمزه لويان، دانشکده مهندسی شيمی و نفت
۱۹. دكتر احمد رمضاني، دانشكده مهندسي شيمي و نفت
۲۰. دكتر رضا سروري، دانشكده مهندسي برق
۲۱. دكتر محمد باقر شمس اللهي، دانشكده مهندسي برق
۲۲. دكتر بيژن ظهوري زنگنه، دانشكده علوم رياضي
۲۳. دكتر علي عابديان، دانشكده مهندسي هوا فضا
۲۴. دكتر سيروس عسگري، دانشكده مهندسي و علم مواد
۲۵. دکتر کورش عشقی، دانشکده مهندسی صنایع
۲۶. دکتر مهدی فردمنش، دانشکده مهندسی برق
۲۷. دكتر بيژن فرهانيه، دانشكده مهندسي مكانيك
۲۸. دکتر فرزام فرهمند، دانشکده مهندسی مکانیک
۲۹. دکتر بهار فیروزابادی، دانشکده مکانیک
۳۰. دکتر علی قاضی زاده، دانشکده مهندسی برق
۳۱. دكتر وحيد كريمي پور، دانشكده فيزيك
۳۲. دکتر شهره کسائی، دانشکده مهندسی کامپیوتر
۳۳. دکتر عبدالله لنگری، دانشکده فیزیک
۳۴. دكتر سامان مقيمي، دانشكده فيزيك
۳۵. دکتر محمد تقی منظوری شلمانی، دانشکده مهندسی کامپیوتر
۳۶. دكتر علی موقر رحیم آبادی، دانشکده مهندسی کامپیوتر