Skip to content
اکتبر 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • گزارشي مستند از حصر موسوی و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز
  • ایران
  • خبرها

گزارشي مستند از حصر موسوی و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز

شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

نیمه شب نهم اسفند ۱۴۰۴، پس از بمباران پاستور و شروع جنگ چهل‌روزه، والدین را بدون اطلاع هیچ‌کدام از افراد خانواده از خانه خارج و به مکانی نامعلوم که هنوز از کجایی و شرایط آن بی اطلاعیم منتقل کردند. در آن اوضاع مبهم نابسامان چند بار دیگر نیز جابه‌جایی‌هایی داشتند که سرانجام منجر به بیماری همه‌جانبه، سخت، و با عوارضی طولانی‌مدت و بستری شدن مهندس موسوی در بیمارستان شد. چنان‌که مادرمان هم چند بار گفته است که «ما را غم غذا و نان نکشت. ما را غم غربت کشت.»

نکتهٔ مهم دیگر وضع مسئلهٔ خانه شخصی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در بن‌بست اختر است. در همهٔ پانزده سال اخیر، با ایزوله کردن آنها از جامعه و سلب حقوق شهروندی، کلیدها و درها و بخشی از خانه در اشغال مأموران بوده، هرگونه تعمیر یا بررسی شرایط منوط به اجازه و تشخیص آنهاست. ما بر روی مسئلهٔ «خانهٔ شخصی » تأکید داریم، چون مالکیت یک حق مدنی و عینی‌ست.

خانه و ماشین در بمباران آسیب دید، اما تخریب کامل نشد. و پدر و‌ مادر هم از بیمارستان به خانهٔ موقتی دیگری برای ادامه ایام حصر منتقل شده‌اند. پس از آن بارها خواهان این بودیم که مثل هر جنگ‌زدهٔ دیگری بگذارند به خانهٔ خودمان مراجعه کنیم و از وضع آن باخبر شویم، که سرانجام پس از سعی و فشار فراوان و خواست‌های مکرر، بیش از هفتاد روز بعد از آغاز جنگ، برای بار اول این مجوز به مدت چند ساعت و فقط برای ما، ولی نه برای والدین، صادر شد. در آن بازدید متوجه شدیم خانه به‌دلیل بی‌دروپنجره ماندن و تخریب‌ها تبدیل به مکان حیات وحش گردیده است.
اما در بازدید دوم هم مجوزی برای والدین صادر نشد.

تا امروز هر بار مطرح کردن این خواست بجا که دکتر رهنورد و‌مهندس موسوی، یعنی صاحبان و ساکنان اصلی خانه، ضروری‌ است و آنها می‌خواهند که به آنجا مراجعه کنتد، به‌طرز عجیبی موکول به اجازهٔ شعام در آینده‌ای نامعلوم شده و معلق مانده است. حال این سؤال پیش می آید که با کدام اصل حقوقی، دینی، و اخلاقی در تطبیق با کدام قانون، افرادی خانه شخصی دیگری را تصرف و بر آن رفتار غیرقانونی اصرار کرده و برای ساکنان آن تصمیم‌گیری هم بکنند؟ نیز مجوز و امکان هر تغییری و شکل دسترسی به آن، اگرچه حیاتی، به دست کسانی باشد که دخلی در آن ندارند؟ تا بدان اندازه که حتی پس از جنگ هم به صاحبان ملک اجازه ندهند که کلید خانه در دست خودشان باشد و به دلخواه و تصمیم و نیاز خودشان به آن مراجعه و با نطارت مهندسان و کارشناسان معتمد امین آن را تعمیر کنند و برای ادامه زندگی حتی در همین حصر ظالمانه در مکان مورد نظر خود- هرجا که باشد- تصمیمی آگاهانه و آزادانه بگیرند؟ آیا واقعا این امر عادی و شخصی منوط به اجازه شعام و در سطح تصمیم کلان ملی است؟ یا مفهوم ملکیت استحاله پیدا کرده و ساختمان بن‌بست اختر، کلیدها، و مجوز برای سر زدن به خانهٔ شخصی هم به‌مثابهٔ سلاح علیه آنان بوده و منع صاحبان اسیرش از دسترسی به آن نوعی جنگی ماهیتی است؟

کوکب، زهرا، نرگس موسوی خامنه

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ابطال سیاست مهاجرتی ترامپ: قاضی فدرال تعلیق ویزای ۷۵ کشور را غیرقانونی اعلام کرد
Next: فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای طومار «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved