(تصویر آرشیوی افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
حسین رزاق
جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
تازگیها مُد شده که بقایای مسئولان نظام مقدس در سخنان خودشان کلیشهٔ «مردم باید بدانند» را دست گرفته و برای مردم بالای منبر میروند!
مثلاً:
مردم باید بدانند طلبکاران ارز ترجیحیِ امروز همان بدهکاران و تراستیهای دیروزند که بدهی خود را پرداخت نکردهاند!
مردم باید بدانند کسری بودجه دولت چگونه از منابع ارزی و ذخایر کشور تأمین شده است!
مردم باید بدانند بانکهای خصوصی وقتی با کسری مواجه میشوند، چگونه از بانک مرکزی استقراض میکنند!
مردم باید بدانند بانک مرکزی برای جبران این کسریها چگونه پایهٔ پولی و نقدینگی را افزایش میدهد و نتیجهٔ آن بهشکل تورم به سفرهٔ مردم منتقل میشود!
مردم باید بدانند بخشی از صاحبان قدرت از شرایط تحریم و محدودیتهای اقتصادی بهعنوان فرصت اقتصادی استفاده کردهاند و «کاسبان تحریم» پدیدهای واقعی در اقتصاد سیاسی ایران است!
مردم باید بدانند چه میزان از منابع ارزی کشور در سالهای گذشته در فرایندهای غیرشفاف، تخصیصهای خاص، و سازوکارهای خارج از نظارت عمومی جابهجا شده است!
مردم باید بدانند، دربارهٔ حجم عظیمی از منابع کشور ارقام بسیار بزرگی ــ از دهها میلیارد دلار تا ارقام بیشترــ مطرح شده، اما حسابرسی عمومی و شفافیت کافی دربارهٔ سرنوشت آنها وجود ندارد!
مردم باید بدانند، دربارهٔ نحوهٔ ورود و خروج طلا، ارز، و سایر داراییهای ارزشمند کشور نیز پرسشهای جدّی وجود دارد که پاسخ روشن و قابل راستیآزمایی به آنها داده نشده است!
مردم باید بدانند چه کسانی تصمیم میگیرند نفت کشور به چه کسی، با چه سازوکاری، و با چه قیمتی فروخته شود!
مردم باید بدانند چه کسانی دربارهٔ تخصیص ارز تصمیم نهایی میگیرند و چه نهادی بر مسیر واقعی این منابع نظارت میکند!
مردم باید بدانند در بسیاری از تصمیمهای اقتصادی مهم، آنچه روی کاغذ «تصمیم دولت» یا «تصمیم کمیسیون» نامیده میشود لزوماً تمام واقعیت فرایند تصمیمگیری نیست!
مردم باید بدانند بخش مهمی از اقتصاد کشور نه در معرض دید عمومی، بلکه پشت درهای بسته و در شبکهای از نهادها، شوراها، شرکتها، و اشخاص تصمیمگیر اداره میشود!
مردم باید بدانند وقتی اطلاعات مربوط به تخصیص منابع عمومی محرمانه یا غیرقابل دسترس است، امکان نظارت شهروندان، رسانهها، و حتی بسیاری از نمایندگان مجلس بر آن محدود میشود!
مردم باید بدانند فساد فقط یک «آدم فاسد» نیست. وقتی ساختار تصمیمگیری غیرشفاف، نظارت ضعیف، و دسترسی به منابع عمومی نامتوازن باشد، فساد میتواند به سازوکار تبدیل شود!
مردم باید بدانند تحریم فقط هزینهای است که بر زندگی آنها تحمیل میشود؛ برای عدهای نیز میتواند به منبع قدرت، انحصار، و ثروت تبدیل شود!
مردم باید بدانند وقتی بانک زیانش را اجتماعی میکند، وقتی دولت کسریاش را پولی میکند، و وقتی تورم هزینهٔ تصمیمهای غلط را از جیب همهٔ مردم برمیدارد، در واقع زیان خصوصی به زیان عمومی تبدیل شده است!
مردم باید بدانند نمایندهای که به اطلاعات دسترسی ندارد، بر بودجه و منابع قدرت کنترل مؤثر ندارد، و ابزار الزامآوری برای پاسخگو کردن نهادهای قدرتمند در اختیارش نیست، حتی اگر با رأی مردم وارد مجلس شده باشد، لزوماً نمایندهٔ مؤثر مردم نیست!
خب مردم که میدانند؛ که اگر نمیدانستند، علیه شما نمیشوریدند! این شما هستید که هنوز هم نمیدانید مردم هم اینها و هم بیشتر از اینها را میدانند. شما اگر به فکر دانستن مردم بودید، باید به یک سؤال اساسیتر پاسخ دهید: مردم با دانستن اینها دقیقاً چه کار میتوانند بکنند؟
اگر قرار است مردم فقط بدانند که برخی تصمیم میگیرند، بعضی میبرند، عدهای میخورند، هیچکس پاسخ نمیدهد، و حتی کسی امکان نظارت بر اینها را ندارد و هیچ ابزار مؤثر قانونی برای تغییر این وضع در اختیارشان نیست، «مردم باید بدانند» تبدیل میشود به شکل تازهای از انتقال مسئولیت از جماعتی بیمسئولیت! پس مردم حق دارند با ابزار خیابان، برای کنار زدن شما مسئولانِ بیمسئولیت قیام کنند تا خودشان مسئولیت مملکت را بر عهده بگیرند.
قبل از اینکه به «زِر درمانی» ادامه دهید، یادتان بیاید که مردم همهٔ اینها را میدانند و برای نوشتن و گفتن همین دانستهها در بندهای مختلف زندانهای این نظام و در راهروهای قوهٔ قضائیهٔ آن سرگرداناند، اگر به گلوله و طناب شما کشته نشده باشند.
از کانال تلگرام نویسنده