دیدگاه
صادق کار
پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دو خبر تازە در یکی دو روز اخیر بە نقل از دونالد ترامپ در رسانەها منتشر شدە است کە نمیتواند موجب نگرانی بیشتر مردمِ غرق در فشار نشود.
خبر اول مربوط بە دستور توقف مذاکرات نمایندگان دولت آمریکا با همتایان ایرانی آنهاست، و خبر دوم تهدید بە اعمال سنگینترین فشار و تحریم اقتصادی است. در خبر دوم ترامپ کشورهایی را کە بخواهند این تحریم را نادیدە بگیرند نیز تهدید کردە است.
از سوی دیگر، بعد از جابهجاییهایی کە اخیراً در ترکیب سران نظامی و امنیتی توسط مجتبی خامنەای بە عمل آمدە است، دو تغییر از بقیە مهمتر و قابل تأملتر و معنیدارتراست. یکی انتخاب طائب، مُهرۀ بدسابقەای است کە سالها در نهادهای امنیتی سرکوبگر مانند اطلاعات سپاە و بیت رهبری بودە و بەبیرحمی و قساوت در برخورد با مخالفان و منتقدان حکومت شهرە است، و قبلاً در هنگام حیات علی خامنەای بە ظن جاسوس بودن از مقامهایش کنار نهاد شدە بود؛ دومی محسن رضایی فرماندە پیشین سپاە است کە بە لُغزخوانی شهرە است و بهخاطر مواضع تنشافزایش در قبال جنگ بە دبیری شورای امنیت ملی ارتقا دادە شد.
این دو انتصاب از سوی مجتبی خامنەای را اگر در کنار اظهار مخالفت «علیالاصول» او با پیشبرد مذاکرات توسط شورای امنیت ملی قرار دهیم، دو سیگنال بە داخل و خارج مخابرە میشود. تشدید سرکوب در داخل توسط نیروی بسیجی کە با انتخاب طائب و تجهیز بیشتر آن بە ابزار سرکوب که میرود بە یک جریان فاشیستی آتش بە اختیار تمامعیار تبدیل شود؛ و تداوم تنش با آمریکا و متحدان غربی و منطقەای آن.
این چینش جدید یکی از علل عمدهٔ شکست خوردن دور آخر مذاکرات و فراخ کردن میدان مانور برای ترامپ، نتانیاهو، و متحدان آنها در جنگهای کنونیشان علیە ایران شدە است.
اما درست در این هنگامه، تدارک سرکوب مردم هم در مُهرهچینی جدید حکومت مد نظر قرار گرفته و هم مجلس رژیم با تصویب قانونی انکیزیسیونی [تفتیش عقاید] علیه مردم با ۱۸۵ رأی موافق و فقط ۴ رأی مخالف پیشقدم شده که در آن نفس کشیدن مردم هم به اجازهٔ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران موکول گشته است. درست در این شرایط جنگی و فشار اقتصادی، دستگاه سرکوب رژیم آنچه را که تا کنون بهزور و ضرب نتوانسته است عملی کند به طرح [قانونی] تبدیل کرده و در مجلس با عجله تصویب کرده است، اقدامی که مثل همهٔ موارد مشابه دیگر بدون پشتیبانی و چراغ سبز از درون قدرت نبود.
رویکرد تشدید سرکوب در داخل و ستیز با خارج، کە حتی دامنۀ آن بە عمان و عراق کشیده شده است کە همیشە روابط نزدیکی با ایران داشتەاند، در کنار تعرضهای پیاپی نظامی [جمهوری اسلامی] بە اقلیم کردستان عراق و تشدید بیسابقۀ ارعاب و سرکوب مخالفان و منتقدان در کشور، از پیامدهای تغییرات و اقدامات رهبر جدید رژیم اسلامیاند کە ایران را بیش از پیش در فشار و تنگنا قرار میدهند و در خدمت پیشبرد سیاست فشار اقتصادی حداکثری اعلامشدە توسط ترامپاند.
مخالفان مذاکرە و پیروان شعار «جنگ تا رفع فتنە از عالم» از این تغییرات و پیامدهای آن استقبال کردەاند؛ اما طرفداران دولت بە نظر نمیرسد از آن خشنود باشند، تا جایی کە اصلاحطلب محافظەکاری چون محمد خاتمی نیز جرئت بە خرج دادە و بدون اشارۀ مستقیم بە اقدام مجتبی خامنەای از ادامۀ مذاکرە توسط دولت و از متن ۱۴بندی توافقشدە حمایت [کرده] و آن را دستاوردی بزرگ نامیدە است.
اما در جامعە، مردمی کە نتایج فاجعەبار جنگ و سرکوب را تا مغز استخوان لمس کردە و اطمینان پیدا کردەاند کە تداوم جنگ فجایع بیشتری را بر آنها تحمیل و هزینەهای زندگیشان را بیشتر خواهد کرد با جنگ و جریانهای جنگطلب بەشدت مخالفت میورزند و بر قطع [شدن] جنگ و برقراری صلح از راە مذاکرە تأکید دارند. به همین دلیل است کە پایان دادن بە جنگ، توقف اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی، در کنار مطالبات صنفی و معیشتی، هرچە میگذرد بیشتر در اعتراضهای جمعی کارگران و سایر مزدبگیران و حقوقبگیران انعکاس پیدا میکند. شعارها کاملاً گویا و بەنوعی مانیفست ضد جنگ، ضد استبداد، و ضد فقر و سرکوب است.
هیچ تردیدی نیست که آنهایی کە بر طبل جنگ میکوبند در مقابل اکثریت مردم قرار دارند و با اخلالی کە در روند مذاکرات ایجاد می کنند در جهت تخریب ایران و تشدید فقر و سرکوب حرکت میکنند و بر شاخە نشستە بُن میبُرند. در شرایطی کە کشور بر اثر رویکردهای نابخردانە و فرصتسوزانۀ حکومتی و اختلافهای جناحی بە حالت آچمز [تنگنا] درآمدە است، مردم با برپایی اعتراضهای ضد جنگ و سرکوب میتوانند بنبست بە عمل آمدە را در هم بشکنند.
از وبگاه به پیش