Skip to content
آگوست 17, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چرا صنعت ایران فرو نریخت؟: روایت یک تاب‌آوری پرهزینه در شرایط جنگی
  • اقتصادی
  • زحمتکشان
  • نوار متحرک

چرا صنعت ایران فرو نریخت؟: روایت یک تاب‌آوری پرهزینه در شرایط جنگی

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

تارنمای داوطلب: سال ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران سالی بود که با دو جنگ تحمیل‌شده و پرهزینه، یکی ۱۲روزه و دیگری ۴۰روزه همراه شد؛ جنگ‌هایی که به فاصله‌ای کوتاه، بخش‌های مختلف اقتصاد ایران را در معرض شوک‌های کم‌سابقه قرار دادند. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که در جریان این حملات، تنها زیرساخت‌های نظامی هدف قرار نگرفتند و بخشی از زیرساخت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی، به‌ویژه در صنایع مادر و ارزآور، نیز آسیب دیدند. نفت، گاز و پتروشیمی، فولاد و صنایع وابسته، نساجی و داروسازی از جمله بخش‌هایی بودند که به شکل مستقیم یا از مسیر اختلال در زنجیره‌های تأمین، تولید و توزیع تحت فشار قرار گرفتند.

ابعاد دقیق خسارت هنوز روشن نیست. درباره کل اقتصاد، برآورد اولیه دولت از خسارت جنگ ۴۰روزه حدود ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام شده؛ رقمی که خود دولت نیز آن را اولیه دانسته و روش محاسبه و رقم نهایی آن همچنان محل بحث است1. در عین حال، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس2، خسارت مستقیم جنگ به بخش تولید را حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد کرده و گفته است صنایع پتروشیمی، پالایشگاهی و فولادی در میان آسیب‌دیده‌ترین بخش‌ها بوده‌اند. در همان زمان، برآورد مستقلی از خسارت نهایی صنعت نفت، گاز و پتروشیمی منتشر نشده بود و فعالان این حوزه تأکید داشتند که هزینه جنگ فقط در تخریب فیزیکی تأسیسات خلاصه نمی‌شود و توقف تولید، اختلال صادرات، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه و تأخیر در طرح‌های توسعه‌ای نیز باید محاسبه شود.

پیامد این خسارت‌ها را می‌توان در سطح بنگاه‌ها نیز مشاهده کرد. توقف فعالیت، تعطیلی برخی واحدها، کاهش ظرفیت تولید، اختلال در تأمین مواد اولیه، کاهش سفارش‌ها و تعدیل نیروی کار. هنوز تصویر کاملی از تعداد بنگاه‌هایی که فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، میزان ظرفیت ازدست‌رفته، تعداد مشاغل آسیب‌دیده و مدت زمان لازم برای بازگشت کامل صنایع به ظرفیت پیشین در دست نیست. حتی برآوردهای موجود درباره بازگشت واحدهای آسیب‌دیده نیز از فاصله قابل توجه با وضعیت عادی حکایت دارد؛ تا پایان تیر ۱۴۰۵، تنها حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد واحدهای آسیب‌دیده، طبق یک برآورد رسمی، فعالیت خود را از سر گرفته بودند.

در صنایع مادر، مسئله فقط خسارت واردشده به همان صنعت نیست. وقتی یک مجتمع پتروشیمی آسیب می‌بیند، مسئله می‌تواند به بسته‌بندی، مواد شوینده، رنگ، قطعات، نساجی و ده‌ها صنعت پایین‌دستی منتقل شود یا وقتی فولاد آسیب می‌بیند، زنجیره‌ای از صنایع مصرف‌کننده فولاد نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. همین ویژگی، هزینه واقعی جنگ را بسیار فراتر از ارزش دارایی‌های تخریب‌شده می‌برد. نفت، گاز و پتروشیمی نیز از این جهت اهمیت مضاعف دارند که علاوه بر ارزآوری، خوراک تعداد زیادی از صنایع داخلی را تأمین می‌کنند.

در این میان نکته قابل توجه این است که با وجود آسیب به صنایع مادر، توقف یا کاهش فعالیت برخی بنگاه‌ها، اختلال در زنجیره‌های تأمین و خروج بخشی از نیروی کار و سرمایه، تولید در بخش‌های مختلف ادامه پیدا کرد؛ کالاهای اساسی به‌طور فراگیر نایاب نشدند، بسیاری از بنگاه‌ها دوباره فعالیت خود را آغاز کردند و شبکه‌های تولید و توزیع توانستند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. اما این اتفاق چطور رخ داد. چرا با وجود چنین حجم و گستره‌ای از شوک، اقتصاد ایران فرو نریخت؟

«بیرون نگه داشتن سر از آب»

حاصل گفتگوهای «داوطلب» با دست‌اندرکاران و فعالان برخی از صنایع در روزهای پس از جنگ نشان می‌دهد که پاسخ به این سوال را نمی‌توان فقط در سیاست‌های حمایتی دولت یا ظرفیت‌های مازاد صنعتی جست‌وجو کرد. به باور این فعالان، بخشی از پاسخ به این پرسش در ویژگی‌های خود اقتصاد ایران نهفته است. اقتصادی که سال‌ها با تحریم، جهش ارزی، محدودیت تجارت خارجی، کمبود سرمایه‌گذاری و ناترازی انرژی زندگی کرده و همواره ناچار بوده راه‌های متعددی برای سازگاری با بحران پیدا کند، از هر راهی برای غرق نشدن در دریای مواج بحران‌های اقتصادی استفاده می‌کند. به بیان دیگر، جنگ ۱۴۰۴ برای بسیاری از بنگاه‌های ایرانی نخستین تجربه بحران نبود. آنها پیش از آن نیز بارها مجبور شده بودند تأمین‌کننده خود را تغییر دهند، مسیر انتقال پول را عوض کنند، موجودی انبار را افزایش دهند، تولید را با قطعی برق و گاز تطبیق دهند، نیروی انسانی را جابه‌جا کنند و در مواجهه با کاهش تقاضا مقیاس فعالیت خود را تغییر دهند. صنعت ایران پیش از جنگ، صنعتی بحران زی بود؛ و همین بحران‌زدگی، در کنار همه هزینه‌هایش، نوعی ظرفیت سازگاری ایجاد کرده بود. به باور این تحلیلگران، توانایی زنده ماندن در بحران در نگاه اول می‌تواند نشانه تاب‌آوری یک اقتصاد باشد؛ اما شاید استعاره دقیق‌تر، شناگری باشد که در دریایی متلاطم برای زنده ماندن به تکه‌های چوب، تخته‌پاره‌ها و هر چیزی که روی آب مانده چنگ می‌زند. تکه چوب او را غرق نمی‌کند، اما الزاماً به ساحل هم نمی‌رساند.

صنعت ایران چرا دچار فروپاشی نشد؟؟

فعالان و صاحب‌نظران اقتصادی و صنعتی در پاسخ به این پرسش «داوطلب»، به چند عامل کلیدی اشاره می‌کنند:

عامل نخست تجربه طولانی زندگی با بحران است. بررسی‌ وضعیت برخی صنایع در روزهای پس از جنگ نیز به این نکته اشاره دارد که جهش‌های ارزی و تحریم‌های سال‌های گذشته، بنگاه‌های خصوصی را وادار کرده بود ساختار فعالیت خود را بارها بازطراحی کنند و ناترازی انرژی نیز آنها را به تغییر برنامه تولید، شیفت‌های کاری، تعمیرات و مدیریت موجودی عادت داده بود. در چنین شرایطی، بخشی از صنعت نه به دلیل برخورداری از یک ساختار ایده‌آل، بلکه به دلیل یادگیری از بحران‌های قبلی توانست در برابر شوک جدید مقاومت کند.

عامل دومی که از مجموع نظرات مطرح شده استنتاج می‌شود، پراکندگی ظرفیت تولید است. به گفته فعالان صنعتی، در برخی صنایع، آسیب به یک واحد الزاماً به معنای توقف کل تولید نیست و واحدهای دیگر می‌توانند بخشی از ظرفیت ازدست‌رفته را جبران کنند یا مواد اولیه و محصول را از مسیر دیگری تأمین کنند. در صنعت فولاد نیز گزارش‌هایی درباره وجود ظرفیت‌های پنهان، تنوع واحدهای تولیدی و توان جابه‌جایی سریع تولید میان واحدها منتشر شده است.

عامل سوم، شبکه گسترده توزیع است. موجودی کالا در ایران فقط در انبارهای بزرگ متمرکز نیست؛ بخش قابل توجهی از کالا در هزاران فروشگاه و نقطه توزیع پراکنده است. همین پراکندگی که در شرایط عادی هزینه توزیع را افزایش می‌دهد، در بحران می‌تواند به یک ضربه‌گیر تبدیل شود. بنابراین، برای توضیح اینکه چرا صنعت ایران به‌سادگی فرو نریخت، باید به جای یک عامل واحد، از تاب‌آوری چندلایه صحبت کرد.

تاب‌آوری هر صنعت متفاوت است

اما همین ظرفیت عمومی در همه صنایع به یک شکل عمل نمی‌کند. به عنوان مثال در صنایع غذایی؛ تاب‌آوری از مسیر ذخیره و واردات صورت می‌گیرد. یک فعال حوزه صنایع غذایی در این باره به «داوطلب» می‌گوید: در بخش غذا، مهم‌ترین عامل تاب‌آوری در کوتاه‌مدت، وجود ذخایر و امکان ادامه واردات است. او به عنوان نمونه به موجودی مناسب کنجاله سویا و جو اشاره کرده و ذخیره ذرت برای چند ماه آینده را کافی دانسته است. گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های داخلی نیز نشان می‌دهند که صنایع غذایی تا این مقطع تلاش کرده‌اند ظرفیت تولید و نیروی انسانی خود را حفظ کنند و بازار با کمبود محسوس مواجه نشود.

با این حال این نوع تاب‌آوری به استمرار تأمین وابسته است. اگر واردات مختل شود یا سرمایه در گردش بنگاه‌ها کاهش پیدا کند، ذخیره موجود فقط زمان می‌خرد؛ مشکل را حل نمی‌کند. از همین رو، فعالان این بخش پرداخت بدهی دولت به بخش خصوصی را یکی از اقدامات فوری برای حفظ تاب‌آوری می‌دانند، زیرا بخشی از سرمایه در گردش بنگاه‌ها در مطالبات دولت قفل شده است.

نساجی؛ تاب‌آوری از مسیر سازگاری

نساجی نمونه متفاوتی است. این صنعت همزمان از سمت عرضه و تقاضا آسیب‌پذیر است. جنگ، کاهش رفت‌وآمد، تعطیلی مراکز خرید، اختلال اینترنت و کاهش قدرت خرید مستقیماً روی تقاضای پوشاک اثر می‌گذارد. حتی حال عمومی جامعه نیز بر فروش این صنعت تأثیر دارد. اما به باور یکی از فعالان این بخش، بخش خصوصی این صنعت طی سال‌های تحریم یاد گرفته است چگونه در شرایط دشوار مواد اولیه تأمین کند، قیمت‌ها را مدیریت کند و تا حد امکان نیروی انسانی را نگه دارد. گزارش‌های جدید نیز نشان می‌دهند که فعالان نساجی همچنان تلاش اصلی خود را بر حفظ اشتغال گذاشته‌اند، هرچند وابستگی بخشی از مواد اولیه به واردات، آسیب‌پذیری این صنعت را افزایش داده است.

فولاد و پتروشیمی؛ تاب‌آوری یک کارخانه کافی نیست

در صنایع بالادستی اما مسئله اصلی زنجیره تولید و تامین است. وقتی فولاد یا پتروشیمی آسیب می‌بیند، مسئله به همان کارخانه محدود نمی‌شود. فولاد ماده اولیه صنایع متعددی است و محصولات پتروشیمی نیز در بسته‌بندی، پلاستیک، لاستیک، رنگ، شوینده و بسیاری از صنایع پایین‌دستی مصرف می‌شوند. به همین دلیل، ممکن است یک صنعت مستقیماً آسیب ندیده باشد، اما به دلیل اختلال در نهاده‌ای که از صنعت دیگری دریافت می‌کرده، تولیدش کاهش پیدا کند.

ادبیات تاب‌آوری زنجیره تأمین نیز دقیقاً بر همین مسئله تأکید دارد: تاب‌آوری فقط توان تحمل یک بنگاه نیست؛ مجموعه‌ای از ظرفیت‌های جذب شوک، سازگاری و بازیابی در سراسر زنجیره است. در مورد ایران، این مسئله اهمیت بیشتری دارد، چرا که بخشی از صنایع همزمان با وابستگی به صنایع بالادستی داخلی، به مواد اولیه و تجهیزات وارداتی نیز وابسته‌اند.

بنگاه‌های کوچک؛ انعطاف‌پذیری از مسیر کوچک‌شدن!

برای بنگاه‌های کوچک و متوسط، مسئله متفاوت است. این بنگاه‌ها معمولاً ذخیره مالی محدودی برای تحمل توقف طولانی دارند. بنابراین اگر درآمد کاهش پیدا کند، نخستین واکنش ممکن است کاهش ظرفیت یا تعدیل نیرو باشد. به عنوان مثال؛ اگر کارگاهی با ۵۰ نفر نیروی انسانی پس از بحران فقط با ۲۰ نفر ادامه دهد، بنگاه به معنای حداقلی زنده مانده است، اما بخشی از ظرفیت تولید و اشتغال خود را از دست داده است.

شبکه پرهزینه توزیع، مزیت شرایط بحرانی!

شبکه گسترده خرده‌فروشی ایران نیز نمونه‌ای از تاب‌آوری ناخواسته است. پراکندگی شدید فروشگاه‌ها هزینه توزیع را بالا می‌برد، اما در شرایط بحران، موجودی کالا در نقاط متعددی از کشور توزیع شده است. همین موضوع باعث می‌شود حتی در صورت هجوم ناگهانی مردم برای خرید، کمبود فراگیر الزاماً شکل نگیرد. در واقع، بخشی از تاب‌آوری ایران از ساختارهایی می‌آید که در شرایط عادی الزاماً نشانه بهره‌وری بالا نیستند.

وقتی تاب‌آوری هزینه دارد

بنابراین اگر معیار تاب‌آوری فقط «ادامه تولید» باشد، ممکن است اقتصاد ایران بسیار تاب‌آور به نظر برسد، اما اگر معیار را تغییر دهیم و بپرسیم چه میزان از تولید، اشتغال، سرمایه و ظرفیت تخصصی حفظ شده است؟ تصویر متفاوت می‌شود.

داده‌های صنایع مادر، نمونه روشنی از وضعیت تولید است. کاهش تولید گاز، ظرفیت پایین‌آمده پتروشیمی و آسیب به حلقه‌های مختلف زنجیره فولاد فقط به معنای خسارت به چند صنعت نیست؛ این آسیب‌ها به صنایع پایین‌دستی نیز منتقل می‌شوند. اینجاست که مفهوم تاب‌آوری فرسایشی اهمیت پیدا می‌کند. اقتصاد برای ادامه فعالیت، بخشی از شوک را به جای جذب کامل، به بخش دیگری از زنجیره منتقل می‌کند. از صنعت گاز به پتروشیمی، از پتروشیمی به صنایع پایین‌دستی، از تولید به واردات، از بنگاه به سرمایه در گردش و در نهایت از بنگاه و بازار کار به خانوار.

در زمینه اشتغال نیز وضع به همین گونه است. بنگاهی که با نصف نیروی انسانی سابق به کار ادامه می‌دهد، از یک منظر تاب آورده است؛ اما کارگر اخراج‌شده‌ای که برای ادامه زندگی به رانندگی، خوداشتغالی یا مشاغل بدون بیمه روی آورده، لزوماً از بحران عبور نکرده است. به این ترتیب، بخشی از هزینه تاب‌آوری صنعتی می‌تواند از کارخانه به بازار کار منتقل شود. در اینجا، سیستم اقتصادی به جای اینکه با جذب شوک، ظرفیت خود را حفظ کند، بخشی از هزینه شوک را از طریق کاهش اشتغال، کاهش دستمزد واقعی، غیررسمی‌شدن کار یا کوچک‌شدن بنگاه‌ها جذب می‌کند. در این حالت، اقتصاد نمی‌میرد؛ اما ضعیف‌تر می‌شود.

جمع‌بندی: دوام آوردن کافی نیست

تجربه جنگ نشان داد که اقتصاد ایران ظرفیت قابل‌توجهی برای جذب شوک و ادامه فعالیت دارد، اما این ظرفیت را نباید با توان بازسازی و رشد اشتباه گرفت. بخشی از این تاب‌آوری حاصل سال‌ها سازگاری با تحریم، ناترازی انرژی، کمبود سرمایه‌گذاری و بحران‌های پی‌درپی است، اقتصادی که یاد گرفته چگونه در شرایط دشوار تولید را متوقف نکند، حتی اگر مجبور شود با ظرفیت کمتر، نیروی انسانی کمتر و هزینه بالاتر به کار ادامه دهد.

از این منظر، مسئله پس از جنگ فقط بازگرداندن کارخانه‌ها به مدار تولید نیست، مسئله این است که ظرفیت‌های ازدست‌رفته تولید، اشتغال، سرمایه و نیروی انسانی چگونه بازسازی شوند. اگر سیاست پساجنگ صرفاً به بازگشت بنگاه‌ها به وضعیت پیش از جنگ محدود شود، ممکن است در واقع اقتصاد را به همان نقطه‌ای بازگرداند که پیش از جنگ نیز با فرسایش مواجه بود.

بنابراین معیار واقعی تاب‌آوری را نباید فقط در «فرو نریختن» جست‌وجو کرد. اقتصادی که روی آب مانده، الزاماً اقتصادی نیست که به ساحل رسیده باشد. تاب‌آوری واقعی اقتصادی زمانی معنا پیدا می‌کند که اقتصاد نه فقط از غرق‌شدن جان سالم به در ببرد، بلکه بتواند ظرفیت تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری خود را حفظ و دوباره تقویت کند.

1 https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-100/4264379-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF

2 https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/4284403-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: «پیمان مکه»؛ نشانه فاصله گرفتن خاورمیانه از نظم امنیتی به رهبری آمریکا
Next: از مطالبه مزدی تا حق اعتصاب: رأی دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه چه چیزی را برای کارگران تغییر می‌دهد؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved