یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
صنعت پتروشیمی ایران، دومین منبع بزرگ درآمد ارزی کشور پس از نفت، در حالی با پیامدهای جنگ اخیر دستوپنجه نرم میکند که پیش از حملههای آمریکا و اسرائیل نیز از مسیر رشد خارج شده بود. این صنعت با سه چالش عمده روبهرو است: کمبود مزمن خوراک در پی کسری گاز، تداوم خامفروشی، و کم بودن ارزش افزودهٔ محصولات.
دادههای شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مرکز آمار ایران نشان میدهد که روند رشد تولید محصولات پتروشیمی از سال ۱۴۰۲ متوقف شده است. تولید این صنعت، که در آن سال به حدود ۷۱میلیون تُن رسیده بود، در سال گذشته نزدیک به چهارمیلیون تُن کاهش یافت و به ۶۷میلیون تُن رسید.
این اُفت تولید در حالی رخ داده که ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی افزایش یافته است. سال گذشته ظرفیت اسمی مجتمعهای پتروشیمی ایران به ۱۰۳میلیون تُن رسید، اما تولید واقعی فقط ۶۷میلیون تُن بود. در نتیجه، حدود ۳۶میلیون تُن، معادل بیش از یکسوم ظرفیت اسمی صنعت، بیاستفاده ماند و مجتمعهای پتروشیمی بهطور متوسط تنها با حدود ۶۶درصد ظرفیت فعالیت کردند.

مهمترین عامل این شکاف کمبود خوراک گازی است. دادههای رسمی نشان میدهد حدود ۷۲درصد خوراک پتروشیمیهای ایران از گاز طبیعی، عمدتاً متان و اتان، تأمین میشود. بر اثر تشدید کسری گاز در کشور، تأمین خوراک این واحدها نیز بهطور فزایندهای با اختلال روبهرو شده است. برآوردهای رسمی حاکی از آن است که حدود دوسوم موارد توقف یا کاهش فعالیت مجتمعهای پتروشیمی به کمبود خوراک مربوط بوده است.
صنعت پتروشیمی ایران سالانه حدود ۱۳میلیارد دلار ارزآوری دارد که معادل نزدیک به ۲۲درصد کل صادرات غیرنفتی کشور است. این صنعت روزانه بیش از ۶۸میلیون مترمکعب گاز طبیعی مصرف میکند؛ بیش از ۴۰درصد این میزان بهعنوان خوراک و باقی آن بهعنوان سوخت مصرف میشود. در مجموع، پتروشیمیها حدود ۹درصد از کل مصرف گاز طبیعی کشور را به خود اختصاص میدهند، سطحی از وابستگی که این صنعت را در برابر کسری مزمن گاز بهشدت آسیبپذیر کرده است.
خامفروشی: چالش ساختاری صنعت
کمبود خوراک تنها معضل صنعت پتروشیمی ایران نیست. ساختار تولید این صنعت همچنان بر محصولات پایه و کمارزش متمرکز است و سهم محصولات با ارزش افزودهٔ بیشتر در سبد تولید محدود باقی مانده است.
بر اساس دادههای شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سالانه بیش از ۵۴میلیون تُن هیدروکربن، شامل گاز طبیعی و فراوردههای نفتی، در مجتمعهای پتروشیمی مصرف میشود. با این حال، بخش بزرگی از این خوراک به محصولات اولیه و پایه تبدیل میشود و تنها سهم محدودی از آن به حلقههای پاییندستتر زنجیرهٔ ارزش راه پیدا میکند.
ترکیب تولید محصولات پایه نمونهٔ روشنی از این وضع است. متانول بهتنهایی ۴۴درصد از تولید محصولات پایهٔ پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد، در حالی که سهم پروپیلن، با وجود ارزش اقتصادی بیش از دوبرابر متانول، تنها سهدرصد است. این نسبت در کشورهای رقیب بهمراتب بیشتر است؛ پروپیلن حدود ۱۵درصد از تولید محصولات پایهٔ پتروشیمی عربستان، ۱۸درصد در چین، و ۲۰درصد در آمریکا را به خود اختصاص میدهد.
ضعف زنجیرهٔ ارزش در ساختار ظرفیتهای تولیدی صنعت پتروشیمی نیز قابل مشاهده است. صنایع پاییندستی تنها ۲٫۵درصد از کل ظرفیت واحدهای فرایندی پتروشیمی ایران را در اختیار دارند، سهم اندکی که نشان میدهد بخش عمدهٔ سرمایهگذاری این صنعت همچنان در حلقههای ابتدایی زنجیره متمرکز است.
پیامد این ساختار کمارزش ماندن متوسط ارزش محصولات تولیدی است. ارزش هر تُن محصول پتروشیمی ایران بهطور متوسط حدود ۵۶۳ دلار است، رقمی که بازتابدهندهٔ سهم زیاد محصولات پایه و کمارزش در سبد تولید این صنعت است. بر اساس گزارش شرکت ملی صنایع پتروشیمی، در سال ۱۴۰۳ حدود ۴۲میلیون تُن محصول قابل فروش به ارزش نزدیک به ۲۴میلیارد دلار تولید شد.

خسارتهای جنگ
مشکلات ساختاری صنعت پتروشیمی ایران در جریان جنگ اخیر بر اثر خسارت دیدن برخی تأسیسات تولیدی و زیرساختهای جانبی تشدید شد. در جریان جنگ ۳۹روزه، اسرائیل بخشهایی از زیرساختهای پتروشیمی را در دو قطب اصلی این صنعت، ماهشهر و منطقهٔ پارس، هدف قرار داد. بخش زیادی از این حملهها متوجه نیروگاهها، تأسیسات خدماتی، و زیرساختهای پشتیبان بود و هنوز ارزیابی دقیقی از تأثیر نهایی خسارتها بر ظرفیت تولید منتشر نشده است.
مقامات جمهوری اسلامی میگویند جنگ اخیر علاوه بر ایجاد اختلال در صادرات، عرضهٔ برخی محصولات پتروشیمی در بازار داخلی را نیز با مشکل مواجه کرده است.
بررسیهای مرکز دادههای باز ایران نشان میدهد هشت مجتمع پتروشیمی هدف قرارگرفته در منطقهٔ ماهشهر، شامل بندر امام، امیرکبیر، کارون، مارون، رجال، تختجمشید، بوعلیسینا، و تندگویان، در مجموع حدود ۱۷میلیون تُن ظرفیت اسمی تولید دارند، که معادل حدود یکششم کل ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی ایران است.
در منطقهٔ انرژی پارس نیز برخی تأسیسات جانبی و نیروگاههای تأمین برق مجتمعهای پتروشیمی در عسلویه و کنگان خسارت دیدند. با این حال، هنوز مشخص نیست این خسارتها چه میزان از ظرفیت عملیاتی بزرگترین قطب پتروشیمی کشور را از مدار تولید خارج کرده یا با اختلال مواجه کرده است.
از وبگاه دادههای باز ایران