احسان کیانی
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
تفاوت مذاکرات فعلی ایران و عمان با موارد قبلی در این است که این بار عمان نه بهمثابهٔ میانجی، بلکه بهعنوان بازیگری که حاکمیت یک سوی تنگهٔ هرمز را در اختیار دارد وارد گفتوگوها شده. و البته نمیتوان انکار کرد که آمریکا، که گرچه حضور مستقیم ندارد، از طریق عمان در این مذاکرات مؤثر است.
آنچه تا کنون در رسانهها منتشر شده عموماً بر این مبنا استوار است که کنترل ورود به تنگه از مسیر شمالی در سواحل ایران و کنترل خروج از تنگه از مسیر جنوبی در سواحل عمان برقرار باشد. عمان پیشتر الگویی مبتنی بر مدیریت مشترک بر هر دو مسیر ورود و خروج را پیشنهاد داده بود که با توجه به منافات داشتن با حاکمیت ایران بر تنگه، از سوی جمهوری اسلامی رد شد. گرچه ایران امکان تنظیم رویههای مشترک در خصوص مسیریابی کشتیها، هماهنگی ایمنی دریایی، و حفاظت از محیط زیست را پذیرفته است.
در خصوص موضوع هزینهٔ خدمات، پیشنهاد عمان ایجاد یک صندوق مشترک برای دریافت داوطلبانهٔ هزینه از دولتها و شرکتهای ذینفع از تنگه است. این الگویی خدماتمحور است که به دریافت داوطلبانه هزینهٔ گشتهای دریایی از مالزی، اندونزی، و سنگاپور در تنگه مالاکا شباهت دارد. ولی ایران درصدد دریافت هزینهٔ حتمی و قطعی بر اساس میزان عبور از تنگه است.
به نظر میرسد در وهلهٔ اول ایران بیش از دریافت هزینههای خدمات در پی شناسایی رسمی حق اِعمال حاکمیت بر تنگهٔ هرمز است، که به تعبیری، امکان بازگشت وضع تنگه به قبل از جنگ رمضان را منتفی میسازد. تعیین الگویی که ضرورت ورود از مسیر شمالی و خروج از مسیر جنوبی را تثبیت کند در این راستا خواهد بود.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند که تداوم طولانیمدت و حتی میانمدت انسداد تنگهٔ هرمز به تدریج زمینههای تقویت مسیرهای جایگزین از کشورهای عربی بهسوی سواحل مدیترانه و دریای سرخ را فراهم میکند و از ارزش راهبردی تنگهٔ هرمز خواهد کاست. البته گرچه امارات از طریق بندر فجیره و عربستان از طریق بندر ینبع درصدد ایجاد مسیرهای جایگزین مناسباند، ولی آمادهسازی مسیرهای جایگزین برای عراق، بحرین، کویت، و قطر بسیار دشوار و پُرهزینه خواهد بود.
به نظر میرسد تیم مذاکرهکنندهٔ ایران به اجرای تفاهم اسلامآباد تمایل دارد و به همین منظور اجرای هرگونه توافق نهایی را به رفع محاصرهٔ دریایی آمریکا و خروج ناوهای آمریکا از محیط پیرامونی ایران مشروط کرده است. از سوی دیگر، چین با کاهش دادن تقاضای بازار انرژی از افزایش قیمت نفت و بروز بحرانهای شدیدتر در اقتصاد جهانی جلوگیری کرده، که نشان میدهد حضور نداشتن مستقیم یا غیرمستقیم چین در این مذاکرات مانعی در مسیر تحقق هدف ایران در مورد فشارهای شدیدتر بر غرب است.
در شرایط کنونی، محتملترین سناریو رسیدن به یک توافق فنی و موقت برای افزایش عبور و مرور از تنگه طبق نظارت ایران خواهد بود و احتمالاً دریافت هزینهٔ خدمات نیز به آینده موکول خواهد شد. در ازای این گشایش، احتمالاً محاصرهٔ دریایی نیز مرتفع و فروش نفت ایران تسهیل خواهد شد. آمریکا گرچه توانایی ضربه زدن به زیرساختهای ایران را دارد، ولی صرفنظر از نگرانی دربارهٔ ابعاد واکنش ایران، به این موضوع آگاه است که هیچ اقدام نظامی و ازجمله ضربههای شدیدتر به ایران موجب گشایش تنگه نخواهد شد و در نهایت بار دیگر مجبور خواهد بود به میز مذاکره بازگردد. به همین دلیل، در شرایطی که آمریکا از لحاظ ذخایر پدافندی نیز با مشکل مواجه شده، فعلاً ترجیح میدهد بتواند طبق یک توافق موقت از فشارهای انسداد تنگه بکاهد.