حمید آصفی
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
امضای توافقنامه دفاع مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان میتواند نشانهای از تحول در معماری امنیتی خاورمیانه باشد. اگر این توافق به همکاری عملیاتی مؤثر منجر شود، با تأکید بر اصل «حمله به یکی، حمله به همه»، میتواند زمینهساز شکلگیری یک بلوک بازدارنده منطقهای شود؛ بلوکی که توانایی تأثیرگذاری بر توازن قدرت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را خواهد داشت.
۱. جایگاه آمریکا؛ گذار از نقش مسلط به مدیریت ائتلافها
در تحلیل نقش ایالات متحده باید میان «آگاهی از روندهای راهبردی» و «اطلاع از جزئیات مذاکرات» تفاوت قائل شد. به احتمال زیاد، واشینگتن از روند کلی نزدیک شدن عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به همکاریهای دفاعی آگاه بوده است، اما این امر الزاماً به معنای اطلاع از همه جزئیات توافق نیست.
این تحول تا حدی با راهبرد چند سال اخیر آمریکا مبنی بر کاهش حضور مستقیم نظامی در خاورمیانه و واگذاری مسئولیت بیشتر به شرکای منطقهای همراستا است. با این حال، اگر این همکاری به یک سازوکار دفاعی مستقل تبدیل شود، میتواند نشانهای از افزایش استقلال امنیتی متحدان آمریکا باشد؛ روندی که وابستگی سنتی آنان به چتر امنیتی واشینگتن را کاهش داده و نقش آمریکا را از «ضامن انحصاری امنیت منطقه» به «مدیر شبکهای از شرکا» تغییر میدهد.
۲. بازتعریف روابط ایران و آمریکا؛ تغییر قواعد رقابت منطقهای
در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا و تشدید تنشها، این توافق میتواند معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کند.
در گذشته، محور اصلی بحرانها عمدتاً میان تهران و واشینگتن یا بازیگران همسو با آنها تعریف میشد. اما در صورت عملیاتی شدن این پیمان، ایران با یک ساختار دفاعی چندجانبه مواجه شود که ظرفیت هماهنگی میان چند قدرت منطقهای را در اختیار دارد.
در چنین شرایطی، هرگونه بحران احتمالی دیگر صرفاً یک تقابل دوجانبه نخواهد بود، بلکه ممکن است ابعاد منطقهای گستردهتری پیدا کند و محاسبات راهبردی تمامی بازیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
۳. پیامدهای راهبردی برای ایران؛ افزایش پیچیدگی محیط امنیتی
از منظر این تحلیل، ایران با دو چالش عمده روبهرو خواهد شد.
الف) محدود شدن فضای مانور
در صورت تحقق کامل همکاریهای دفاعی، ترکیب ظرفیتهای نظامی پاکستان، توان صنایع دفاعی ترکیه و نفوذ سیاسی و اقتصادی عربستان سعودی میتواند شبکهای امنیتی ایجاد کند که فضای مانور منطقهای ایران را محدودتر سازد.
ب) افزایش هزینه بازدارندگی
در چنین شرایطی، حفظ موازنه بازدارندگی مستلزم سرمایهگذاری بیشتر در حوزههای دفاعی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و اقتصادی خواهد بود. این روند میتواند هزینه مدیریت بحرانهای منطقهای را برای تمامی بازیگران، از جمله ایران، افزایش دهد.
۴. پرسشهای کلیدی درباره توافق دفاعی مکه
آیا آمریکا از این توافق مطلع بوده است؟
به احتمال زیاد، ایالات متحده از روند کلی همکاریهای امنیتی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان آگاه بوده است؛ زیرا چنین تحرکاتی معمولاً از دید قدرتهای بزرگ پنهان نمیماند. با این حال، اطلاع از روندهای سیاسی الزاماً به معنای آگاهی از تمامی جزئیات مذاکرات یا زمانبندی دقیق توافق نیست.
از منظر راهبردی، این تحول را میتوان در چارچوب تغییر سیاست آمریکا از «حضور مستقیم نظامی» به «اتکا به شرکای منطقهای» تحلیل کرد. اما اگر این همکاری به یک ساختار دفاعی مستقل و پایدار تبدیل شود، میتواند بیانگر افزایش استقلال امنیتی متحدان آمریکا و کاهش نسبی وابستگی آنان به چتر امنیتی واشینگتن باشد.
روابط عربستان سعودی و آمریکا چه تغییری خواهد کرد؟
در صورت تثبیت این همکاریها، روابط ریاض و واشینگتن احتمالاً از الگوی وابستگی امنیتی گسترده به سمت رابطهای عملگرایانهتر و مبتنی بر منافع متقابل حرکت خواهد کرد.
عربستان سعودی با توسعه همکاری با ترکیه و پاکستان میتواند نشان دهد که در کنار حفظ روابط با آمریکا، گزینههای امنیتی دیگری نیز در اختیار دارد. چنین رویکردی قدرت چانهزنی ریاض را افزایش داده و جایگاه آن را به عنوان بازیگری مستقلتر در معادلات منطقهای تقویت میکند.
ایران با چه چالشهایی روبهرو خواهد شد؟
اگر این توافق از مرحله سیاسی به همکاری عملیاتی و نظامی مؤثر برسد، ایران با محیط امنیتی پیچیدهتری مواجه شود.
در این چارچوب، ترکیب نفوذ سیاسی و اقتصادی عربستان سعودی، توانمندیهای نظامی و صنعتی ترکیه و ظرفیتهای دفاعی پاکستان میتواند بر محاسبات راهبردی ایران تأثیرگذار باشد. در نتیجه، فضای مانور منطقهای ایران ممکن است محدودتر شده و هزینههای سیاسی، نظامی و دیپلماتیک هرگونه رویارویی احتمالی افزایش یابد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده