Skip to content
آگوست 7, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مترو که رایگان شد، آسمان به زمین آمد؟
  • اجتماعی
  • ایران

مترو که رایگان شد، آسمان به زمین آمد؟

جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

چند ماه است که هر روز صبح سوار مترو شدیم، بدون اینکه دست به جیب ببریم. نه کارتی کشیدیم، نه بلیتی خریدیم، نه نگرانِ شارژِ اعتبار بودیم. فقط رفتیم ایستگاه، سوار شدیم، و رسیدیم. قطار همان قطار بود. شلوغی همان شلوغی. راننده‌ها همان راننده‌ها بودند و سیستم همان سیستم. نه ریل‌ها از کار افتادند، نه شهر متوقف شد، نه حمل‌ونقل فروپاشید. فقط یک چیز تغییر کرده بود: برای رفتن به سرکار دیگر مجبور نبودیم هر روز پول پرداخت کنیم.

همین تجربهٔ ساده یک سؤال مهم را پیش کشید: آیا هر چیزی که برای زندگی ضروری است باید به کالا تبدیل شود؟

رایگان بودن غیرممکن نیست

معمولاً وقتی صحبت از رایگان شدنِ یک خدمت می‌شود، اولین پاسخ این است: «هیچ‌چیز رایگان نیست. هر چیزی هزینه دارد.» این حرف درست است. ساخت و نگهداریِ مترو هزینه دارد. ریل، برق، تعمیرات، و مزد کارکنان همه هزینه دارد. اما مسئله این نیست که آیا حمل‌ونقل و دیگر خدمات عمومی هزینه دارد یا نه. مسئله این است که این هزینه چگونه تأمین می‌شود و آیا دسترسی به نیازهای اساسی باید به توانایی پرداختِ هر فرد وابسته باشد یا نه.

ما همین امروز هم چیزهایی داریم که هزینه دارند، اما آنها را صرفاً کالا نمی‌دانیم. وقتی خانه‌ای آتش می‌گیرد، آتش‌نشان اول کارت بانکیِ صاحبخانه را بررسی نمی‌کند. وقتی خیابان‌ها روشن می‌شوند، برای هر ساعت روشنایی قبض جداگانه صادر نمی‌شود. چون پذیرفته‌ایم که بعضی خدمات بخشی از زیرساختِ زندگی جمعی‌اند.

حمل‌ونقل عمومی هم از همین جنس است. بدون امکانِ رفت‌وآمد، دسترسی به کار، درمان، آموزش، و بسیاری از امکانات شهری برای مردم دشوار می‌شود. بنابراین سؤال اصلی این نیست که «آیا مترو هزینه دارد؟»؛ سؤال این است که «آیا دسترسی به شهر باید وابسته به توانایی پرداخت افراد باشد؟»

حمل‌ونقل رایگان رؤیا نیست

این مطالبه چیزی تخیلی و دور از دسترس نیست. در نقاط مختلف جهان حمل‌ونقل عمومی رایگان یا بسیار ارزان به‌عنوان یک سیاست شهری اجرا شده است. از لوکزامبورگ که حمل‌ونقل عمومی را در سطح کشور رایگان کرده، تا تالین در استونی که برای ساکنان ثبت‌شدهٔ شهر چنین سیاستی را اجرا کرده، تجربه‌های گوناگونی در همین نظم سرمایه‌داری موجود وجود دارد که اغلب زیر فشار مبارزات اجتماعی شکل گرفته‌‌اند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که چنین مطالبه‌ای عملی است. اما همین تجربه‌ها هم ثابت می‌کند تا وقتی خدمات عمومی تابع منطق بودجه و سود باشد، همواره امکان عقب‌نشینی و خصوصی‌سازی وجود دارد.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مسئله «نبودن پول» نیست. مسئله این است که منابع عمومی چگونه توزیع می‌شود و چه چیزهایی در اولویت قرار می‌گیرد. شهرداری‌ها و دولت‌ها فقط از محل فروش بلیت درآمد ندارند. منابع متعددی برای تأمین هزینه‌های عمومی وجود دارد. وقتی گفته می‌شود «نمی‌شود»، باید پرسید: نمی‌شود یا اولویت داده نمی‌شود؟

خدمات و حمل‌ونقل عمومی فقط وسیلهٔ درآمدزایی نیست. شهر برای زندگی مردم ساخته شده است، نه برای اینکه هر نیاز ضروری به فرصتی برای دریافت پول تبدیل شود.

حق بر شهر، نه لطفِ دولت

رایگان شدن حمل‌ونقل عمومی به معنای لطفِ شهردار یا بخششِ دولت نیست. بخشی از نگاهی گسترده‌تر است: حق بر شهر.

شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ شهر فضایی است که مردم در آن کار می‌کنند، یاد می‌گیرند، درمان می‌شوند، و زندگی می‌کنند. اگر دسترسی به شهر فقط برای کسانی آسان باشد که توانایی پرداخت بیشتری دارند، خودِ شهر به کالایی طبقاتی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، مطالبهٔ حمل‌ونقل رایگان یعنی دفاع از این ایده که نیازهای اساسی زندگی نباید همیشه در منطق خرید و فروش تعریف شود. اما این به معنای آن نیست که باید منتظر بمانیم دولت از بالا عدالت را به ما هدیه کند.

حقوق اجتماعی معمولاً زمانی به دست آمده‌اند که به مطالبه‌ای عمومی و سازمان‌یافته تبدیل شده‌اند. آموزش عمومی، خدمات درمانی، حقوق کار، و بسیاری از دستاوردهای اجتماعی نتیجهٔ فشار و مبارزهٔ مردم بوده‌اند، نه صرفاً تصمیمِ سخاوتمندانهٔ حاکمان.

از یک بلیت بیشتر

حمل‌ونقل رایگان فقط دربارهٔ چندهزار تومان هزینهٔ رفت‌وآمد نیست. مسئله این است که وقتی نیازی ضروری از منطقِ خرید و فروش خارج می‌شود، پرسش‌های بزرگ‌تری ایجاد می‌شود. اگر دسترسی به شهر می‌تواند یک حق باشد، چرا درمان، آموزش، یا مسکن نباید چنین باشند؟

سرمایه‌داری به ما عادت داده است که برای هر چیزی قیمت تعیین کنیم. برای خانه، برای درمان، برای آموزش، و حتی برای زمانی که صرف زنده ماندن می‌کنیم. اما تجربه‌هایی مثل مترو رایگان نشان می‌دهد این تنها شکلِ ممکنِ سازمان‌دهی زندگی نیست. حتی در دلِ همین مناسبات موجود هم می‌توان بخش‌هایی از زندگی را از منطقِ سودآوری جدا کرد. و همین است که اهمیت این تجربه‌ها را بیشتر می‌کند: این تجربه‌ها نشان می‌دهد چیزی که غیرممکن معرفی می‌شود اغلب فقط چیزی است که هنوز برای به دست آوردنش مبارزه نشده است.

مترو دوباره پولی خواهد شد، اما آن تجربه باقی می‌ماند

طبق تازه‌ترین خبرها، مترو و اتوبوس‌های بی‌آرتی تا اواسط شهریور رایگان باقی خواهد ماند، اما در همین شرایط هم حامیان بازار آزاد در رسانه‌هایی مثل دنیای اقتصاد به صف شده‌اند که چه کسی گفته تهران به مترو رایگان نیاز دارد و دغدغهٔ مردم هزِینهٔ بلیت نیست و مهم کیفیت کالای ارائه شده است. آنان در تلاش‌اند مترو هرچه سریع‌تر دوباره پولی شود، گیت‌ها دوباره بسته شود‌، کارت‌ها دوباره شارژ ‌شود، و کارگران دوباره هزینهٔ رفت‌وآمد را به مجموعهٔ هزینه‌هایشان بیفزایند، و موفق نیز خواهند شد، زیرا که ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی همواره دنباله‌رو همین منطق بوده و هست که خدمات عمومی را به‌صورت کالایی طبقاتی عرضه کند. اما آنان نمی‌توانند این تجربه را از ذهن‌ها پاک کنند. یک چیز تغییر کرده است: ما دیده‌ایم که شکل دیگری هم ممکن است.

دیده‌ایم که وقتی پایِ نیازهای اساسی در میان باشد، ناگهان بسیاری از غیرممکن‌ها ممکن می‌شود.

پس از این، هر بار که کسی جلوی گیت مترو می‌ایستد و کارت می‌کشد، می‌تواند به یاد بیاورد که زمانی این گیت‌ها باز بودند. نه چون هزینه‌ای نداشت، بلکه چون این امکان وجود داشت که این هزینه به‌شکلی دیگر تأمین شود. و همین خاطره می‌تواند به خواستی جمعی تبدیل شود. خواستی که اگر سازمان پیدا کند، دیگر فقط دربارهٔ یک بلیت نیست، بلکه دربارهٔ این است که شهر برای چه کسانی ساخته شده است، و دسترسی رایگان به خدمات عمومی حق ساکنان شهر است.

از کانال تلگرامی سرخط (تیتر از اندیشهٔ نو است)

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: از کشتار ۶۷ در زندان تا کشتار ۱۴۰۴ در خیابان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved