Skip to content
آگوست 6, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • معلمان در میانه جنگ و فشارهای امنیتی
  • ایران
  • نوار متحرک

معلمان در میانه جنگ و فشارهای امنیتی

لیلا رزاقی / امتداد

پنجشنبه  ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

سه‌ماهه پایانی سال ۱۴۰۴ و چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ را می‌توان یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های جنبش صنفی معلمان ایران در سال‌های اخیر دانست؛ دوره‌ای که همزمان با تحولات سیاسی و امنیتی کشور، دامنه برخورد با فعالان صنفی نیز وارد مرحله‌ تازه‌ای شده است. اگرچه تشکل‌های مستقل فرهنگیان سال‌هاست با محدودیت‌های امنیتی، قضایی و اداری روبه‌رو هستند، اما بررسی رویدادهای ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که این بار تنها بر تعداد پرونده‌ها افزوده نشده، بلکه ماهیت برخوردها نیز همزمان با تشدید وضعیت امنیتی کشور، ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده است.

🔹بررسی اطلاعیه‌های منتشرشده از سوی نهادهای صنفی معلمان که در حال حاضر عمدتا به صورت مجازی فعالیت می‌کنند، نشان می‌دهد که در فاصله دی‌ماه ۱۴۰۴ تا مرداد ماه ۱۴۰۵، ده‌ها معلم و فعال صنفی در استان‌های مختلف کشور با اشکال گوناگونی از فشارهای امنیتی، قضایی و اداری روبه‌رو شده‌اند؛ از احضار و بازجویی تا بازداشت، صدور احکام حبس، اخراج، انفصال از خدمت، تبعید، ممنوعیت‌های اجتماعی و حتی اعمال فشار بر خانواده‌ها. گستره جغرافیایی این پرونده‌ها نیز قابل توجه است؛ از خوزستان و فارس تا کرمانشاه، کردستان، گیلان، بوشهر، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، اصفهان، تهران و کرمان.

🔹اما آنچه این پرونده‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد، صرفاً تعدد آنها نیست. ویژگی مشترک بسیاری از این موارد آن است که مخاطب اصلی برخوردها، نه فقط شخص معلم، بلکه بدنه سازمان‌یافته جنبش صنفی فرهنگیان است. به نحوی که بخش قابل توجهی از بازداشت‌شدگان و محکومان پرونده‌های قضایی را اعضای هیأت‌مدیره کانون‌های صنفی، رؤسای انجمن‌های استانی یا اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران تشکیل می‌دهند؛ موضوعی که نشان می‌دهد هدف برخوردها، ظرفیت سازماندهی و تشکل‌یابی معلمان نیز بوده است.

🔹همزمان، ماهیت اتهام‌ها نیز تغییر نسبتا معناداری را نشان می‌دهد. در بسیاری از پرونده‌ها، اقداماتی مانند انتشار بیانیه، فعالیت در تشکل‌های صنفی، حضور در مراسم یادبود، انتشار مطالب در شبکه‌های اجتماعی یا دعوت به تجمع، نه در چارچوب حقوق صنفی، بلکه با عناوینی مانند «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام»، «اخلال در نظم عمومی» یا دیگر اتهام‌های امنیتی مورد تعقیب قرار گرفته‌اند. این جابه‌جایی از حوزه صنفی به حوزه امنیتی، شاید مهم‌ترین ویژگی این دوره باشد؛ تغییری که نشان می‌دهد مطالبه‌گری صنفی بیش از گذشته در چارچوب ملاحظات امنیتی تعریف شده است

محمد حبیبی: سال‌هاست که به جای شنیدن صدای معلمان و پاسخ دادن به مطالبات صنفی، فعالیت تشکل‌های مستقل با نگاه امنیتی مواجه می‌شود. به باور او، وقتی یک تشکل صنفی به جای آنکه طرف گفت‌وگو باشد، به عنوان تهدید تلقی شود، نتیجه چیزی جز بازداشت، زندان، تبعید، اخراج، ممنوعیت خروج از کشور و پرونده‌سازی نخواهد بود
.
🔹وجه دیگر این الگو، هم‌پوشانی نهادهای مختلف در روند برخورد است. در بسیاری از پرونده‌ها، ماجرا با ورود نهادهای امنیتی آغاز شده، سپس به تشکیل پرونده قضایی انجامیده و در نهایت با تصمیم‌های هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری در آموزش و پرورش ادامه یافته است.

🔹این در حالیست که فضای مجازی نیز به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نظارت تبدیل شده است. انتشار بیانیه، فعالیت در کانال‌های تلگرامی، ارسال تصاویر برای رسانه‌ها یا حتی اظهار نظر در گروه‌های پیام‌رسان، در موارد متعددی به عنوان مستند تشکیل پرونده مورد استناد قرار گرفته است؛ نشانه‌ای از آنکه مرز میان فعالیت صنفی حضوری و آنلاین نیز تا حد زیادی از میان برداشته شده است.

محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان

🔹محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، معتقد است آنچه امروز در جریان است، صرفاً ادامه سیاست‌های گذشته نیست، بلکه «مرحله‌ای تازه از سرکوب سازمان‌یافته علیه جامعه مدنی و به‌ویژه تشکل‌های مستقل معلمان» است؛ مرحله‌ای که همزمان با جنگ و تشدید فضای امنیتی، شتاب بیشتری گرفته است.

🗣او در گفتگو با «امتداد» می‌گوید: انتظار می‌رفت در چنین شرایطی، حاکمیت برای تقویت انسجام اجتماعی از شدت تنش‌های داخلی بکاهد، اما در عمل، روندی معکوس شکل گرفت و بازداشت‌ها، احضارها، پرونده‌سازی‌های امنیتی و صدور احکام سنگین افزایش یافت؛ گویی هر بحران خارجی، بهانه‌ای برای محدود کردن بیشتر صداهای مستقل در داخل کشور شده است.

انتشار بیانیه، فعالیت در کانال‌های تلگرامی، ارسال تصاویر برای رسانه‌ها یا حتی اظهار نظر در گروه‌های پیام‌رسان، در موارد متعددی به عنوان مستند تشکیل پرونده مورد استناد قرار گرفته است؛ نشانه‌ای از آنکه مرز میان فعالیت صنفی حضوری و آنلاین نیز تا حد زیادی از میان برداشته شده است

🔸«هیچ نظام آموزشی با سرکوب معلمان اصلاح نمی‌شود»

🔹با وجود اینکه برخی داده‌های غیررسمی از ثبت دست‌کم ۶۰ مورد بازداشت، محاکمه یا زندانی شدن معلمان و فعالان صنفی در فاصله دی‌ماه تا مرداد ماه ۱۴۰۵ خبر می‌دهد اما محمد حبیبی معتقد است آمار و ارقامی که تاکنون از روند احضارها و پرونده‌سازی‌ها منتشر شده، تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان می‌دهد. او می‌گوید: در بسیاری از شهرهای کوچک، بازداشت معلمان هرگز رسانه‌ای نمی‌شود و خانواده‌ها نیز به دلیل نگرانی از پیامدهای امنیتی سکوت می‌کنند. محدودیت‌های گسترده اینترنت نیز مستندسازی این موارد را دشوارتر کرده است. به همین دلیل، از نگاه او، ابعاد واقعی برخوردها بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که در گزارش‌های منتشرشده بازتاب یافته است

🔹حبیبی تأکید می‌کند: مسئله اصلی این است که به جای حل بحران آموزش، تلاش می‌شود مطالبه‌گران حذف شوند؛ در حالی که حذف مطالبه‌گر، بحران را از میان نمی‌برد.
به گفته سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، فشارها حتی پس از انتقال معلمان به زندان نیز پایان نمی‌یابد.

🔹او از گزارش‌های متعدد درباره نگهداری طولانی‌مدت زندانیان در سلول انفرادی، محرومیت از درمان، قطع ارتباط با خانواده و حتی تشکیل پرونده‌های جدید در دوران حبس سخن می‌گوید.

«به عنوان نمونه، مسعود فرهیخته از زمان بازداشت بارها به سلول انفرادی منتقل شده است. ابوالفضل خوران، با وجود نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده و رضا امانی‌فر، بازرس شورای هماهنگی، از فروردین‌ماه در زندان بوشهر بلاتکلیف است و با وجود بیماری، هنوز از رسیدگی مناسب پزشکی و تعیین تکلیف پرونده خود محروم مانده است.»

به گفته او، این نمونه‌ها نشان می‌دهد که فشار بر فعالان صنفی با ورود به زندان پایان نمی‌یابد.

🔹او در پاسخ به مقام‌هایی که می‌گویند این برخوردها ارتباطی با فعالیت صنفی ندارد، پرسشی مطرح می‌کند: «اگر چنین است، چرا تقریباً همه کسانی که امروز با پرونده‌های امنیتی روبه‌رو هستند، همان افرادی‌اند که سال‌ها برای بهبود وضعیت آموزش، حقوق معلمان، آموزش رایگان و عدالت آموزشی فعالیت کرده‌اند؟» از نگاه او، وقتی مطالبه صنفی با اتهام‌های امنیتی پاسخ داده می‌شود، دیگر نمی‌توان میان فعالیت مدنی و پرونده امنیتی مرزی قائل شد.

به باور حبیبی، امنیتی کردن فعالیت صنفی، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات مشروع جامعه است.

🔹بخش دیگری از این الگو به نقش آموزش و پرورش بازمی‌گردد. بر اساس مستندات گردآوری‌شده، در کنار احکام قضایی، روندی از برخوردهای اداری نیز ادامه یافته است؛ از اخراج و انفصال تا بازنشستگی اجباری، جلوگیری از بازگشت به کار و تنزل رتبه. حبیبی معتقد است ادامه این روند، تنها فعالان صنفی را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه بر آینده نظام آموزشی نیز تأثیر می‌گذارد.

🔹او می‌گوید: هیچ نظام آموزشی با سرکوب معلمان اصلاح نمی‌شود. معلمی که هر لحظه نگران احضار، زندان یا امنیت شغلی خود باشد، چگونه می‌تواند با آرامش به آموزش نسل آینده بپردازد؟ به باور او، آموزش و پرورش ایران امروز با بحران‌هایی مانند کمبود منابع، تبعیض آموزشی و افت کیفیت آموزش روبه‌رو است، اما به جای تمرکز بر حل این مشکلات، بخش مهمی از توان نهادهای امنیتی و قضایی صرف برخورد با معلمان مطالبه‌گر می‌شود؛ مسیری که نه بحران آموزش را حل می‌کند و نه اعتماد اجتماعی را بازمی‌گرداند.

🔹او در پایان، مطالبات جریان صنفی معلمان را نیز تکرار می‌کند: آزادی فوری و بی‌قیدوشرط همه معلمان و فعالان صنفی زندانی، لغو احکام صادرشده، پایان دادن به پرونده‌سازی‌های امنیتی، توقف برخوردهای انضباطی و قضایی، به رسمیت شناختن حق تشکل‌یابی و آزادی بیان معلمان و دفاع از آموزش رایگان، عدالت آموزشی و حقوق دانش‌آموزان. از نگاه او، دفاع از این مطالبات جرم نیست و جرم‌انگاری آنها نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیق‌تر خواهد کرد. تجربه سال‌های گذشته نیز، به گفته او، نشان داده که بازداشت، زندان، اخراج و پرونده‌سازی نه مطالبات معلمان را از میان برده و نه بحران آموزش را حل کرده است. «صدای معلمان را می‌توان برای مدتی محدود کرد، اما نمی‌توان آن را برای همیشه خاموش ساخت.»

🔹شاید مهم‌ترین پیام این گزارش، فراتر از سرنوشت فعالان صنفی معلمان، یادآوری این واقعیت باشد که تنش‌های داخلی و همزمان گسترش سایه جنگ و بحران‌های متعاقب آن، توازن نیم‌بند میان دولت و جامعه را بیش از پیش در معرض شکنندگی قرار می‌دهد. در چنین بزنگاه‌هایی، نخستین هدف معمولاً نهادهای مستقل جامعه مدنی‌اند؛ تشکل‌هایی که قرار است صدای گروه‌های اجتماعی باشند، اما خود به موضوع برخوردهای امنیتی تبدیل می‌شوند. تجربه ماه‌های اخیر در ارتباط با تشکل‌های صنفی معلمان نیز از همین الگو پیروی می‌کند؛ الگویی که در آن، هرچه دامنه تنش‌های بیرونی و درونی گسترده‌تر می‌شود، فضای فعالیت مدنی نیز محدودتر می‌شود. شاید به همین دلیل، دفاع از حق تشکل‌یابی و آزادی بیان در چنین دوره‌هایی، صرفاً دفاع از حقوق یک صنف نیست؛ دفاع از یکی از مهم‌ترین بنیان‌های جامعه مدنی است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بانک‌های نفت در بیرون از تنگهٔ هرمز
Next: تهران: توافق با عمان به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved