زندهیاد محمد قاضی (۱۲ مرداد ۱۲۹۲-۲۴ دی ۱۳۷۶)
علی مصریان
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
مترجم توانا و مشهورى که بسیارى از مهمترین شاهکارهاى ادبى نویسندگان بزرگ جهان را به فارسى برگردانده است برطبق شناسنامه، در ۱۵ ثور (اردیبهشت) ۱۲۹۳ و، بنابر محاسبۀ خود او، در ۱۲ مرداد سال ۱۲۹۲ در مهاباد (ساوجبلاغ مکرى) زاده شد (قاضى، خاطرات یک مترجم، ص ۱۳، ۱۶). نام خانوادگىاش «امامى قاضى» بود که بعداً به «قاضى» تخفیف یافت (همو، سرگذشت ترجمههاى من، ص ۱؛ قانعىفرد، رسالت مترجم، ص ۱۳۳). در خرداد سال ۱۳۰۷ تصدیق ششم ابتدایى گرفت (قاضى، خاطرات یک مترجم، ص ۸۵، ۸۷؛ گلکار، ص ۲۷۷). در سال ۱۳۰۸ براى ادامۀ تحصیل به تهران آمد. در سال ۱۳۱۵ از دارالفنون دیپلم ادبى گرفت. سپس براى تحصیل حقوق به دانشگاه تهران رفت (همانجا). همزمان با تحصیل در دانشکده، به کار در ادارۀ بایگانى وزارت خارجه مشغول شد (قاضى، همان، ص ۱۳۴). در خرداد سال ۱۳۱۸ دورۀ لیسانس رشتۀ حقوق قضایى را در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران به پایان رساند (همان، ص ۱۴۷). طى سالهاى ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ دورۀ خدمت نظام را با درجۀ ستوان دومى در دادرسى ارتش سپرى کرد. در نیمۀ سال ۱۳۲۰ به استخدام وزارت دارایى درآمد و در سال ۱۳۵۵ بازنشسته شد (گلکار، همانجا). پس از بازنشستگى به خدمت در «کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان» درآمد؛ آثارى چون ماجراجوى جوان، پولینا چشم و چراغ کوهپایه، داستان کودکى من، باخانمان، زورباى یونانى و پنج قصّه یادگار خدمت او در آن سازمان است (قاضى، سرگذشت ترجمههاى من، ص ۴؛ گلکار، ص ۲۷۷، حاشیه).

قاضى غالباً از زبان فرانسه به فارسى ترجمه مىکرد. ترجمههاى او محدود به چارچوب معیّنى نیست، بلکه مقولههاى گوناگونى چون رمان، داستان کوتاه، و نمایشنامه را در بر مىگیرد. او همچنین در زمینههاى گوناگون علمى، تاریخى، ادبى، اجتماعى و کودکان ترجمه کرده است (قانعىفرد، ص ۱۵). قاضى طى پنجاه سال در حدود هفتاد اثر ادبى، از جمله بیست شاهکار ادبى جهان، را به فارسى برگردانده است. (همانجا)
قاضى هدفش را در کار ترجمه چنین بیان مىکند: «من فانوسافروزم و کارم این بوده است که در دوران عمر کوتاه خود مغزها را با عرضه کردن آثار آزاداندیشان جهان روشن کنم و حقایق زندگى را که آزاد زیستن، آزاد اندیشیدن، عشق به همنوع، محبّت و انساندوستى، دموکراسى، و کار و کوشش براى بهروزى خود و اجتماع است به همه ابلاغ کنم.» (همان، ص ۱۴)، و در جاى دیگر مىگوید: «هدف من از ترجمه دفاع از آزادى و دموکراسى، مبارزه با کهنهپرستى و خرافهگرایى، و ناسزاگویى به ظلم و استبداد و خفقان است.» (همان، ص ۳)
جلال آلاحمد قاضى را «پدر» خطاب مىکرد؛ احسان طبرى بر آن بود که محمد قاضى «صدیق عرصۀ ترجمه» است؛ بزرگ علوى او را «مردى بزرگ و انسانى مسئول» مىخواند؛ و جمالزاده مىگفت: «محمد قاضى صاحب سلاحى بُرنده و مؤثر به نام قلم است.» (همان، ص ۲۱؛ براى آگاهى بیشتر از نقدها و نظرها و خاطرات صاحبنظران دربارۀ قاضى، نک: همان، ص ۲۰۷ـ۲۵۲)
قاضى طبع شعر نیز داشت. از اشعار اوست به سال ۱۳۱۳ هنگامى که دانشآموز دبیرستان دارالفنون تهران بود:
منکر معجز طبیعت کیست
که دلم جلوهگاه قدرت اوست
شیشهاى ساخت تنگ و گنجانید
اندر آن بحرى از محبّت دوست
گرچه یارش هزار بار شکست
از جفا و ستم که او را خوست
ذرّهاى کم نگشته از آن بحر
شیشه هم باز سالم است و نکوست
(کاکوان، ص ۴۷)
محمد قاضى سرانجام در ۲۴ دى ۱۳۷۶ در تهران درگذشت و در ۲۸ همان ماه در آرامگاه «بداغ سلطان» در زادگاهش، مهاباد، به خاک سپرده شد. (گلکار، ص ۱۸۴؛ قانعىفرد، ص ۱۶) در فروردین ۱۳۸۶ طى مراسمى در میدان پژوهش مهاباد از مجسمهاى از او، به بالاى چهار متر، ساختۀ هادى ضیاءالدینى، پردهبردارى شد.
منتخب آشناترین آثار ترجمۀ او از شاهکارهاى ادبى جهان عبارت است از: سناریوى دونکیشوت اثر سروانتس؛ کلود ولگرد اثر ویکتور هوگو (هر دو، تهران، ۱۳۱۶ـ ۱۳۲۸)؛ سپید دندان اثر جک لندن؛ جزیرۀ پنگوئنها اثر آناتول فرانس؛ شاهزاده و گدا اثر مارک تواین؛ شازده کوچولو اثر سنت اگزوپرى؛ سادهدل اثر ولتر؛ آخرین روز یک محکوم اثر ویکتور هوگو؛ نظرى به طبیعت و اسرار آن اثر لئون برتن؛ تاریکترین زندان اثر ایوان اولبراخت؛ سناریوى دونکیشوت (متن کامل و بازبینىشده) اثر سروانتس (همه، تهران، دهۀ سى)؛ نیه توچکا اثر فئودور داستایوسکى؛ مادام بوارى اثر گوستاو فلوبر؛ مهاتما گاندى اثر رومن رولان؛ دوریت کوچک اثر چارلز دیکنز؛ نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه؛ آدمها و خرچنگها اثر خوزوئه دو کاسترو؛ مسیح بازمصلوب اثر نیکوس کازانتزاکیس؛ دکتر کنوک (نمایشنامه) اثر ژول رومن (همه، تهران، دهۀ چهل)؛ ماجراجوى جوان اثر ژاک سرون؛ پولینا چشم و چراغ کوهپایه اثر آنا ماریا ماتوته؛ داستان کودکى من اثر چارلى چاپلین؛ باخانمان اثر هکتور مالو؛ زورباى یونانى اثر نیکوس کازانتزاکیس؛ پنج قصّه اثر هانس کریستین اندرسن همه، تهران، دهۀ پنجاه)؛ در نبردى مشکوک اثر جان اشتاینبک؛ مادر اثر ماکسیم گورکى؛ کلیم سامگین اثر ماکسیم گورکى؛ دکامرون اثر جووانى بوکاتچو؛ تلماک اثر فرانسوا دو سالینیاک دولاموت فنلون؛ سقوط پاریس اثر ایلیا ارنبورگ. (همه، تهران، دهۀ شصت؛ براى مطالعۀ فهرست جامع آثار قاضى همراه با جزئیات به قلم خود او، نک: قاضى، سرگذشت ترجمههاى من، ص ۶۴۲ـ ۶۴۸؛ همچنین «کتابشناسى کتابهاى استاد محمد قاضى»، ص ۸۵۳ـ۸۵۷؛ حدّاد، ص ۸۶ـ۸۷؛ قاضى، خاطرات یک مترجم، ص ۴۵۰ـ۴۵۵).

منابع: حدّاد، حسین و فاطمه جعفرى، «آشنایى با آثار محمّد قاضى»، پژوهشنامۀ ادبیّات کودک و نوجوان، ش ۱۱و۱۲، تهران، ۱۳۷۷ش؛ قاضى، محمّد، خاطرات یک مترجم، تهران، ۱۳۷۱ش؛ همو، سرگذشت ترجمههاى من، تهران، ۱۳۷۳ش؛ قانعىفرد، عرفان، محمّد قاضى و رسالت مترجم، تهران، ۱۳۷۹ش؛ کاکوان، کورش، «سخنان دکتر کورش کاکوان در آیین یادبود شادروان محمّد قاضى»، وکالت، ش ۲۹ـ۳۰، تهران، ۱۳۸۵ش؛ «کتابشناسى کتابهاى استاد محمّد قاضى»، کلک، ش ۸۹ و ۹۳، تهران، ۱۳۷۶ش؛ گلکار، سیفالله، «محمّد قاضى»، چیستا، ش ۱۸۴ـ ۱۸۵، تهران، ۱۳۸۰ش .



