Skip to content
آگوست 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ فرسایشی در آینۀ اهوازِ محمود
  • ایران
  • تاریخی
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جنگ فرسایشی در آینۀ اهوازِ محمود

محمد مالجو

پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵

احمد محمود نگارش زمین سوخته را در آذر ۱۳۶۰، حدود پانزده ماه پس از آغاز تهاجم ارتش عراق به ایران، به پایان رساند، هنگامی که هنوز نزدیکِ هفت سال تا پایان جنگ باقی مانده بود. اما در همین پانزده‌ماهۀ آغازین بود که توانست با دقتی کم‌نظیر ماهیت جنگی را دریابد که بعدها به جنگی هشت‌ساله بدل شد: جنگی فرسایشی، جنگی که نه با یک ضربۀ نهایی& بلکه با فرسودن تدریجی انسان‌ها و شهرها و ظرفیت‌های اجتماعی ادامه می‌یافت.

زمین سوخته از این منظر فقط رُمانی دربارۀ روزهای آغازین جنگ نیست، روایتی است پیش‌نگرانه از منطق انسانی جنگ‌های طولانی‌مدت. جنگ را محمود در این اثر نه از منظر فرماندهان و خط مقدم جبهه، که از دریچۀ نگاه کسانی وصف می‌کند که در معرض مستقیم پیامدهای جنگی قرار دارند: خانواده‌های آواره‌ای که خانه‌هایشان را ترک می‌کنند، مردمی که با صدای بمباران و کمبود و ناامنی زندگی می‌کنند، و انسان‌هایی که آرام‌آرام مجبور می‌شوند ویرانی را بخشی از زندگی روزمره بدانند. اهوازِ محمود، شهری که در نخستین ماه‌های جنگ زیر سایۀ حمله و اضطراب نفس می‌کشید، تصویری است از جامعه‌ای که جنگ در تاروپود زندگی روزمره‌اش نفوذ کرده است. شاید مهم‌ترین دریافت رمان همین باشد: جنگ پیش از آنکه شهرها را ویران کند نظم عادی زندگی انسان‌ها را به هم می‌زند.
 
از این زاویه که بنگریم، جنگ فرسایشی فقط مفهومی نظامی نیست، تجربه‌ای است اجتماعی. هدف در جنگ‌های کوتاه معمولاً پیروزی سریع و تحمیل اراده به طرف مقابل است، اما در جنگ فرسایشی اصولاً زمان خودش به سلاح تبدیل می‌شود. هر یک‌ روزی که جنگ ادامه یابد نه‌فقط منابع نظامی، بلکه توان روانی و اقتصادی و اجتماعی جامعه را نیز بیش‌تر و بیش‌تر تحلیل می‌برد. انسان‌ها به‌تدریج با وضعی سازگار می‌شوند که در شرایط عادی تحمل‌ناپذیر به نظر می‌رسد: مرگ، آوارگی، فقدان، ناامنی.
 
این همان چیزی است که محمود در زمین سوخته ثبت کرده است. نشان می‌دهد که جنگ چگونه از یک حادثۀ بیرونی به تجربه‌ای درونی تبدیل می‌شود، چگونه اضطراب حمله و فقدان عزیزان به بخشی از حافظۀ روزمره بدل می‌شود، چگونه جامعه‌ای که در ابتدای جنگ با یک شوک بزرگ مواجه شده است ‌تدریجاً وارد وضعیت انتظار و فرسودگی می‌شود.
 
از همین منظر است که شباهت‌هایی میان تجربه‌ای که محمود روایت می‌کند و الگوهای انسانیِ جنگ کنونی‌مان آشکار می‌شود. در جنگ‌ جاری‌مان انگار تدریجاً چند الگوی تکرارشونده در حال تکوین‌اند: ابتدا عادی‌ شدن تدریجی خشونت، سپس فرسایش امید و افق آینده‌مان، سرانجام نیز تبدیل‌ شدن بقا به اصلی‌ترین دغدغۀ زندگی روزمره‌مان. جنگ انگار اکنون دیگر فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد، در اقتصاد نیز در جریان است، در روابط اجتماعی، در روان جمعی، در تصورمان از آینده.
 
ارزش زمین سوخته فقط در ثبت یک مقطع تاریخی نیست. رُمان محمود اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد جنگ چگونه در زندگی انسان‌ها رسوب می‌کند. محمود در همان ماه‌های نخست فهمیده بود که جنگ طولانی، پیش از آنکه با پیروزی یا شکست نظامی تعریف شود، با حدّی از ویرانی‌ سنجیده می‌شود که به زندگی عادی انسان‌ها تحمیل می‌کند. به همین دلیل، این رُمان امروز نیز نه‌فقط سندی از جنگ ایران و عراق، بلکه متنی برای فهم منطق انسانی جنگ فرسایشی است.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حمایت ۱۰۲ فعال و ۱۳ نهاد از اعتصاب زندانیان قزلحصار؛ درخواست برای توقف فوری اعدام‌ها در ایران
Next: دوازدهمین شب جنگ: بمباران پنج‌ساعتهٔ ایران و گشوده‌ شدن جبهه‌ای تازه در دریای سرخ
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved