سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵
سعید حبیبا، رئیس سازمان امور دانشجویان، روز سهشنبه در جلسهای با نمایندگان برخی شوراهای صنفی، تلاش کرد از طرح جدید تغذیه دانشجویی دفاع کند. بر اساس این طرح قرار است سلفهای مرکزی دانشگاهها حذف شوند و اعتبار خرید غذا در اختیار دانشجویان قرار گیرد.
حبیبا در توضیح این طرح گفت: «در طرح جدید، یارانه تغذیه بهجای پرداخت به پیمانکار، بهصورت اعتبار در «کیف پول الکترونیک» دانشجویان شارژ میشود. این مدل مشابه طرح کالابرگ الکترونیک و یارانه نان است که در آن دولت سوبسید را مستقیماً برای مصرفکننده نهایی در نظر میگیرد. در این فرآیند درصد اندکی از هزینه توسط دانشجو پرداخت شده و بخش عمده از محل اعتبارات دولتی تامین میشود.»
در حالی حبیبا از طرحهای کالابرگ الکترونیک و یارانه نان بهعنوان نمونههای موفق یاد میکند که هر دو طرح در سالهای اخیر با انتقادهای جدی روبهرو بودهاند. در مورد کالابرگ، اعتبار اختصاصیافته آنقدر ناچیز است که پاسخگوی نیازهای معیشتی مردم نیست و در بهترین حالت، امکان خرید تنها چند قلم کالای اساسی را فراهم میکند. همین منطق در طرح جدید تغذیه دانشجویی نیز تکرار شده است. اعتبار تخصیصیافته پاسخگوی هزینه واقعی وعدههای غذایی نخواهد بود و دانشجویان را ناچار میکند برای یافتن رستورانهای طرف قرارداد در سطح شهر جستوجو کنند و در نهایت نیز بخش قابلتوجهی از هزینه غذا را از جیب خود بپردازند.
یکی از مهمترین ایرادهای این طرح، بیتوجهی به مسئله تورم است. در شرایطی که هزینه مواد غذایی و خدمات بهطور مداوم افزایش مییابد، تجربه طرحهایی مانند یارانه نقدی و کالابرگ نشان داده است که اعتبارهای تخصیصیافته معمولاً متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا نمیکنند. هرچند حبیبا وعده داده است که هزینهها بهصورت مستمر و با همکاری سازمان برنامه و بودجه پایش خواهد شد، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که چنین فرایندهایی، حتی در صورت اجرا، آنقدر زمانبر هستند که تا زمان تصمیمگیری، ارزش واقعی اعتبارها کاهش یافته و عملاً اثر خود را از دست دادهاند.
از سوی دیگر، رئیس سازمان امور دانشجویان از منابع مالی حاصل از «صرفهجویی» در اجرای این طرح نیز با افتخار سخن گفته است. این در حالی است که چنین رویکردی بیش از آنکه به بهبود کیفیت خدمات دانشجویی بینجامد، در امتداد سیاست کاهش خدمات رفاهی و پولیسازی دانشگاهها تعریف میشود. به بیان دیگر، حذف یا محدود کردن خدمات عمومی و رفاهی، به ابزاری برای کاهش هزینههای دولت و کوچکسازی دولت تبدیل میشود.
این در شرایطی است که دولت همواره برای تامین هزینههای مرتبط با اهداف و برنامههای ایدئولوژیک، منابع مالی قابلتوجهی اختصاص داده و در آن زمان مشکلی به نام محدودیت بودجه مطرح نبوده است.
در تازهترین اقدام دانشگاه تهران میزبان ۵ هزار نفر از شرکتکنندگان تشییع خامنهای بود و از اسکان کامل و ارائه تغذیه و پذیرایی از آنها خبر داد. این موضوع به وضوح نشان میدهد که هرگاه پای هزینهکرد برای برنامهها و اهداف ایدئولوژیک در میان بوده، هیچگاه از کمبود منابع سخن به میان آورده نشده است. اما زمانی که دانشجو نسبت به طرح تغذیه انتقاد میکند، همواره با موضوع کمبود منابع روبهرو میشود.
این مسئله نشان میدهد که مشکل اصلی، کمبود منابع نیست، بلکه اولویت سیاستگذار، حذف تدریجی خدمات رفاهی و حرکت به سمت پولیسازی هرچه بیشتر آموزش است. در چنین رویکردی، منابع مالی برای ارتقای کیفیت زندگی و رفاه دانشجویان هزینه نمیشود و در خدمت پیشبرد سیاستها و اهداف ایدئولوژیکی هزینه میشود که منفعتی برای دانشجویان ندارد.